برانکو به بازیکنان تحمیلی باشگاه بازی نخواهد داد

 همه تصورات‌تان درباره لیست اول و دوم برانکو را کنار بگذارید.

به گزارش کاپ،پرسپولیس اگر قرار بود تنها با نظر سرمربی‌اش بازیکن جذب کند، دست‌کم نیمی از بازیکنان فعلی را در اردوی این تیم نمی‌دیدیم. برانکو اما به اندازه‌ای مشخص در انتخاب بازیکن برای تیمش نقش داشت و باشگاه هم به اندازه برانکو.


دیگر البته فایده‌ای ندارد که هی بگوییم آقای سرمربی فلان بازیکن را می‌خواست و بهمانی را رد کرده بود. چه اهمیتی دارد که بدانیم شعبانی و انصاری و مازادهای فصل پیش را باشگاه چطور به برانکو تحمیل کرد؟ گفتن‌های ما چه سودی دارد.

وقتی باشگاه‌نشین‌ها نقش کبک را به خود گرفته و در قبال نیازهای پرسپولیس و خواسته‌های سرمربی این تیم از دوستان‌شان بازیکن می‌خرند؟ دیگر حتی نمی‌خواهیم بشماریم بازیکنانی را که باشگاه برای پرسپولیس برگزید و تعدادشان از بازیکنان منتخب برانکو خیلی بیشتر است.
آخرین شاهکارهای باشگاه همین محمدباقر شعبانی و محمد انصاری بودند که گویا حامیانشان در باشگاه پرسپولیس آنقدر قدرتمند هستند که حتی نظر برانکو ایوانکوویچ را برای جذب بازیکنان موردنظرش تحت تاثیر قرار بدهند. وقتی برانکو دنبال یک مدافع چپ تخصصی می‌گشت، یکی از اعضای فوتبالی هیات‌مدیره ضرغام اسماعیل را به او معرفی کرد و مذاکره‌ها از همان موقع آغاز شد و البته تا امروز این مذاکره‌ها ناکام مانده است.
چرایش را مسوولان باشگاه پرسپولیس بهتر از هر کسی می‌دانند. همان مسوولانی که علاقه‌شان به ضرغام به یکباره از دست رفت و ترجیح دادند محمد لامی‌نژاد و محمد انصاری را به کادر فنی معرفی کنند. حتی این دو بازیکن را با پرسپولیس به ترکیه فرستادند که انگار انصاری از حمایت بیشتری برخوردار بوده که او را پذیرفته‌اند.
این بازیکن که در سابقه‌اش بازی در استقلال، فجرسپاسی و شهرداری تبریز را دیده‌ایم، به لامی‌نژاد که از صنعت نفت آبادان آمده ترجیح داده شد و روز دوشنبه به تهران بازگشت تا پیش از پایان فصل نقل و انتقالات قراردادش را امضا کند.
قراردادی دو ساله که دوشنبه شب امضا شد تا ادعای سرپرست باشگاه پرسپولیس را یک بار دیگر به یاد بیاوریم و حسرت بخوریم.
در روزهای مذاکره با چپ پای عراقی، طاهری ادعا کرده بود که اگر با ضرغام اسماعیل به توافق نرسند، بازیکنی بزرگ‌تر و بهتر از او را جذب خواهند کرد. منظور او شاید همین محمد انصاری بوده که حتی گوگل هم درخواست‌های متعددمان برای پیدا کردن عکسی کوچک از او را بی‌پاسخ می‌گذارد.
بدتر از بی‌نام و نشان بودن انصاری اما این است که می‌دانیم پرسپولیس برای او تنها مشتری بوده. انصاری بعد از ترک اجباری تیم شهرداری تبریز و به خاطر نداشتن پیشنهاد، تصمیم به خداحافظی از فوتبال گرفته بود که به یکباره شانس در خانه‌اش را زد و او را به پرسپولیس آورد. آن هم با قراردادی دو ساله.
با حمایت هر مسوولی که بود، محمد انصاری قرمزپوش شد تا یکی از سهمیه‌های بزرگسال پرسپولیس بیهوده از دست برود. می‌گوییم بیهوده چون برانکو همانطور که پیش‌تر به دوستانش گفته بود به بازیکنان تحمیلی باشگاه بازی نخواهد داد، برای استفاده از محمد انصاری هم برنامه‌ای ندارد. به قول خودش: «حاتمی، حیدریه و انصاری می‌توانند در دفاع چپ بازی کنند اما انصاری و حیدریه دیر به تیم رسیدند و تمرین‌های کمی داشته‌اند.»
این یعنی که آقای سرمربی ترجیح می‌دهد به دیگر بازیکن تحمیلی باشگاه یعنی بابک حاتمی در یک پست غیرتخصصی اعتماد کند اما اختیار دفاع چپ تیمش را ندهند دست جوان‌ کم‌تجربه‌ای همچون انصاری.
او البته چاره‌ای جز اعتماد کردن به گزینه‌های منتخب باشگاه ندارد. برانکو بازیکنان تحمیلی زیادی را پذیرفت اما به خاطر نخواستن سیدجلال و انصاری‌فرد همچنان از سوی هواداران مورد انتقاد است و در عین حال، نمی‌خواهد بیش از این به خواسته‌های باشگاه تن بدهد.
به همین خاطر لوبوس هانزل را که باشگاه برای دفاع چپ پیشنهاد داده، نپذیرفت. بازیکن 28 ساله‌ای که سابقه یک بازی در تیم‌ملی اسلواکی را دارد و البته طی 4 سال، تنها یک بازی برای شالکه انجام داده است. این بازیکن در تیم‌هایی از ارمنستان، چک و لهستان هم بازی کرده است.

دور جدید انتقادات تند طرفداران پرسپولیس به باشگاه!

از سایت باشگاه تا فضای مجازی ، همه جا پر است از انتقادهای تند به مسئولان پرسپولیس.

 
با نزدیک شدن به پایان فصل نقل و انتقالات و تقریبا پر شدن لیست پرسپولیس که با جذب محمد انصاری و شعبانی ، دو بازیکن تستی تیم ، فقط یک جای خالی در این فهرست مانده است ، هواداران تیم بیش از گذشته منتقد شده اند و به مدیریت تیم شان گلایه می کنند.
 
پرسپولیسی ها بر خلاف وعده ای که دادند ، هیچ ستاره ای نخریدند و این اتفاق سبب شده تا واکنش های تندی از سوی هواداران تیم شکل بگیرد. اگرچه دیگر خبری از اردوکشی های خیابانی جلوی باشگاه نیست اما رضایتی هم وجود ندارد.
 
بسیاری از کاربران فضاهای مجازی با انتقاد از جذب بازیکنان تستی قرمزها یعنی محمد انصاری و شعبانی ، فضایی برای تیم به وجود آمده که پرسپولیس امسال از همان هفته اول زیر فشار تند است و احتمال اینکه تماشاگران زیادی را به ورزشگاه بکشاند ، خیلی ناچیز است.
 
این دقیقا برخلاف سال های قبل است. اگرچه برانکو می گوید گنجینه ای از بازیکنان زیر 23 سال را برای تیمش ساخته است!

اساطیر سرخ

برانکو: به دنبال ایجاد یک پرسپولیس قدرتمند هستیم

برانکو ایوانکوویچ در گفت وگو با خبرنگار اعزامی فارس به ترکیه درباره شرایط تمرینات پرسپولیس گفت: اینجا احساس خوبی داریم، شرایط خوبی برای کار وجود دارد و آرامش هست. خیلی کار کردیم و فکر می کنم کادر فنی به تمام اهدافی که از قبل تعیین کرده بود رسیده است. تنها مشکل این بود سطح آمادگی همه بازیکنان یکسان نبود. بعضی از بازیکنان در زمان های متفاوت به تیم ملحق شدند. همان طور که می دانید تمرینات آماده سازی ما در تهران با 6 بازیکن بود که 2 نفر یعنی قاسمی و اسماعیل زاده رفتند.
وی افزود: بعد از 20 روز سایر بازیکنان به تیم ملحق شدند. طبیعی است سطح آمادگی همه بازیکنان یکسان نباشد و حداقل یک ماه وقت لازم است تا همه به سطح آمادگی یکسان برسند، اما از تلاش و میل به کار بازیکنان راضی هستم. آنها زحمت کشیدند و تمام فشارها را تحمل کردند. به خاطر این استقامت به بازیکنان تبریک می گویم و این موضوع رضایت کامل مرا در پی داشته است.
سرمربی پرسپولیس درباره مصدومیت بازیکنان و محرومانی که سرخ پوشان در نخستین مسابقه خود در لیگ دارند، اظهار داشت: در این مدت در اردو خوب کار کردیم و فقط ماریچ در بین بازیکنان مصدومیت کمی داشت که در دو بازی تدارکاتی اول نبود و حالا با رفع شدن مصدومیتش در بازی دیگر حضور دارد. مشکل دیگر محرومیت برخی بازیکنان مانند سوشا است که کار ما را در لیگ سخت می کند. شعبانی هنوز قرارداد نبسته و مایکل هم به تیم اضافه نشده، نورمحمدی و عالیشاه هم محروم هستند، به همین دلیل برای بازی اول مشکل بزرگی داریم. حیدریه و مسلمان دو سه روز پیش به تیم اضافه شدند و زمان زیادی لازم است به آمادگی سایر بازیکنان برسند.

* تفاوتی بین بازیکنان اصلی و ذخیره وجود ندارد

برانکو در پاسخ به این سوال که بین بازیکنان ذخیره و اصلی تفاوت زیادی به چشم می خورد و برخی بازیکنان مانند علیپور و کمندانی تجربه زیادی ندارند نظر شما در این باره چیست، عنوان کرد: چطور به این نتیجه رسیدید که اختلاف زیاد است؟ ما با ترک ها بازی کردیم، به نظر شما کدام نیمه بهتر بود؟ یا در بازی با ترینیداد و توباگو کدام نیمه بازی روانی داشتیم؟ تفاوتی بین بازیکنان اصلی و ذخیره وجود ندارد و این قدرت تیم ماست. در واقع می توانم بگویم این موضوع آسایش خیال برای مربی است. کمندانی، علیپور و رحمتی می توانند بازی کنند. امیدوارم حیدریه و مسلمان را هم ببینیم.
وی افزود: ما 13 بازیکن جوان داریم؛ محمد انصاری که برای تست آمد خودش را به تیم تحمیل کرد و قطعا مورد استفاده قرار می گیرد. همین جا باید چند مطلب را بگویم: الان برای شما سرمایه های پرسپولیس را می شمارم که بازیکنان 23 سال و کمتر از 23 سال هستند. مرتضی قدیمی پور، رضاییان، انصاری، نورالهی، حیدریه، کامیابی نیا که البته 26 ساله است، کمندانی، رحمتی، احمدزاه، طارمی، علیپور، امید و علی فاطمی 13 بازیکن جوان هستند؛ یعنی نصف تیم که 23 سال و زیر 23 سال هستند که در بین آنها بازیکنان با تجربه ای مانند نورمحمدی و بنگر هم داریم. باید این را مد نظر داشته باشید بازی های تدارکاتی ما بدون بازیکنان خارجی بوده است.

* انتظارات هواداران همیشه بالاست

برانکو در پاسخ به این سوال که فکر نمی کنید با این صحبت ها انتظار هواداران بالا رود، تصریح کرد: هواداران همیشه حق دارند و انتظاراتشان همیشه بالاست. آنها انتظار دارند پرسپولیس در بالای جدول باشد و برای قهرمانی بجنگد. با وجود همه مشکلاتی که داشتیم،هواداران فقط بازی خوب و نتیجه را مد نظر دارند. اما باید بگویم چطور در مدت کوتاه توانستیم با وجود مشکلاتی که داشتیم تیم را ببندیم.
وی همچنین درباره خبری که اعلام شده پرسپولیس نمی تواند به دلیل مشکلات مالی در فصل نقل و انتقالات بازیکن بخرد، اظهار داشت: خبر بدی است. اما اطلاعی در این باره ندارم و از شما این موضوع را می شنوم.
سرمربی پرسپولیس درباره اینکه شما به دنبال دفاع چپ بود، چه فکری برای این موضوع کردید، گفت: حاتمی، حیدری و انصاری هم می توانند در این پست بازی کنند، اما انصاری و حیدری تمرینات کمی داشته اند و دیر به تیم رسیده اند.

* هیچ بازیکن خوبی حاضر نمی شود تست بدهد

سرمربی پرسپولیس درباره اظهارات زادمهر عضو هیات مدیره مبنی براینکه گفته بازیکنان خارجی بدون اینکه در تمرینات باشند جذب نمی شوند و باید تست بدهند، در این باره با شما صحبت شده، خاطرنشان کرد: نمی دانم نشنیدم. با من صحبتی نشده است. هیات مدیره احتمالا در این باره تصمیم گرفته است. این رویه خوب است، اما نمی دانم کدام بازیکن خوبی رضایت می دهد برای تست بیاید. شاید بازیکنانی که در حد پرسپولیس نباشند تست بدهند. ما حتی دروازه بان می خواستیم، اما ایرانی ها حاضر نشدند تست بدهند. بازیکنانی که از لیگ یک هم بودند حاضر نشدند تست بدهند.
وی همچنین درباره اینکه به عنوان کارشناس ضعف پرسپولیس را در کجا می دانید، عنوان کرد: نمی توانم بگویم. من مربی پرسپولیس هستم و نمی توانم نقاط قوت و ضعف تیم را بگویم.
برانکو در پاسخ به این سوال که درباره مهاجم چه کار کردید، گفت: این را از کمیته فنی باشگاه بپرسید، آنها در جریان هستند، کار من فقط تمرین و کار است.
سرمربی پرسپولیس همچنین در پاسخ به سوال دیگر فارس مبنی بر اینکه در تهران برنامه تان برای اردو و بازی تدارکاتی چیست، اظهار داشت: تا شروع فصل بازی نخواهیم داشت، اما در طی فصل بین دو بازی سعی می کنیم بازی تدارکاتی داشته باشیم.

* پرسپولیس بهترین هواداران دنیا را دارد

برانکو در پایان در پاسخ به این سوال که صحبت شما با هواداران چیست، گفت: فقط می گویم پرسپولیس بهترین هواداران دنیا را دارد. هوادارانی که با احساس به باشگاه وصل هستند و استحقاق این را دارند تیم مورد علاقه شان برای قهرمانی بجنگد. ما هم تمام تلاشمان را می کنیم تا جواب هواداران را با کار خوب بدهیم. در فاز ایجاد یک پرسپولیس قدرتمند هستیم و این 4 بازیکن جوانی که شمردم نیاز به حمایت دارند، به آنها باید اعتماد شود که قطعا این حمایت ها در نتیجه گیری خوب بازیکنان موثر است، حتی اگر در برخی مسابقات بازی خوبی نداشته باشند. این حمایت ها لازم است و بازیکنان نیز جواب این حمایت ها را با کار خوب می دهند. بازیکنان استحقاق حمایت از سوی باشگاه و هواداران را دارند.

بیوگرافی همایون بهزادی

اینجا همه چیز سپید است مثل بخت آن روزها که همهمه ای برای دیدنش برپا بود.

از گوشه پنجره تصویر شفاف آسمان پرده ای است تا آن روزها را یکبار دیگر مرور کند.

شاید مهد فوتبال ایران از آن روز ها لقب گرفت و خوزستان برزیل ایران شد .

سال 1320 یک ستاره درپهنای خاک گرم خوزستان دیده به جهان گشود، کودکی با چشمان تیز بین و اندامی کشیده نسبت به هم سن و سالهایش با یک کتونی نیمدار و کهنه،توپی را زیر بغل زده بود و از این ور کوچه به آن طرف و بعد صدای فریاد و شادی با یک دنیا امید...

و کودک که حالا نوجوانی شده بود 12 ساله با هر جهش عرق ریزان بر آتش فوتبال گرم و گرم تر از قبل به پرواز می اندیشید و با شاهین،شاهین وار بال گشود و کولاک کرد تا سیمرغ شود و به تیم بزرگسالان شاهین راه یابد.

آن روزها سیلی خورد از بزرگانی که تربیتش کردند...

آن روزها سختی ها فراوان بود اما عشق به پرواز در سر طلایی موج میزد

روزی که در اولین زمین خاکی گرد و غبار بلند شد واین نوجوان پایه های یک سر طلایی را در فوتبال بنا نهاد ساعت ها کنار زمین نشست و خیره به طول و عرض زمین و تیر دروازه ها روی خط های سفید کنار زمین قدم زد و این روزها را تصور کرد.

شیرین خاطراتی بود، وقتی برای اولین بار در تیمی بزرگ همانند پرسپولیس عضو شد و امروز روی تخت آن خاطرات دور چقدر نزدیک است و هربار با دیدن هر سکانسش گرمای آن لمس می شود،حس می شود و هر بار هم با یک قطره اشک رویاهایش غرق می شود و باز پنجره ای بسته و آسمانی نیم بند از تنها روزنه پرده و یک دنیا خاطره از دریچه نگاه...

هر روز،روز خداست و مهربانی هدیه اش قلب پاک سر طلایی ای روزها سر ناسازگاری دارد و دیگر اعضاء...

آن روزها همه با هم هماهنگ بودند تا سر طلایی به پرواز درآید اما این بار دست و پا با هم هماهنگ نیست و پرواز فقط در اتاق و روی تخت سپید خلاصه شده است.

تابلوی نتایج 6 را در سال 52 رقم زد و این نتیجه را مدیون سر طلایی بود ...

و 10 سال افتخار در تیم ملی و بازی هایی که با 4 گل بهزادی 4 پیروزی و یک قهرمانی برای تیم ملی به همراه داشت.

پرستار با لبخند روبروی سر طلایی و می خواند از نگاهش خاطرات رفته را و صدای سلام تنهایی رویا را می شکند و باز قفل اسارت به اسیر روزهای افتخارمی زند.

هیس! سکوت را رعایت فرمایید

اینجا بیمارستان است...

ایجا کسی فریاد نمی زند...

اینجا کسی همهمه نمی کند...

اینجا تشویق ها برای خوردن داروست...

اینجا ناله ها از درد بیماری است...

اینجا برد و باخت با بازیابی سلامت است ...

اینجا امتیاز ها با فشار خون سنجیده می شود و سر طلایی باز یاد تشویق های ورزشگاه و فریاد های سر طلایی می افتد و درتابلوی دیوار محو می شود

اینجا بیمارستان است و سر طلایی دلش گرفته و می خواهد باز پرواز کند و باز تشویق شود و قفل دروازه و دلها را با هم باز کند.

اما از اسارت مستطیل سبز و رسیدن به اتاقی سپید و یک تخت ،سخت است

راستی این روزها چند سر طلایی را می شناسید که اسیر همان تخت سپیدند و چند جوان را می شناسید که نقش جوانی سر طلایی را بازی میکنند؟

به تابلوی بالای سر بیمار توجه کردم :

نام همایون بهزادی

74 ساله

نام پزشک...

و این بهزاد سر طلایی است مرد خوش سیما و خوش اخلاق فوتبال که چشمانش آرام آرام از پنجره به سقف دوخته می شود و یادش می آید که

هیس! اینجا بیمارستان است...

و امروز سر طلایی مهمان فرزند کوچکش،زندگی را دوباره مرور می کند...

زندگینامه: همایون بهزادی (۱۳۲۰)


همایون بهزادی، ملقب به سرطلایی در سال ۱۳۲۰ در خرم آباد چشم به جهان گشود.

وی بازیکن و مربی فوتبال بازنشسته کشورمان است که پیشتر در تیم ملی فوتبال ایران بازی می کرد و بیشتر دوران باشگاهی اش را در پرسپولیس گذراند. بهزادی دارای مدرک کارشناسی ادبیات فارسی است.

خانواده بهزادی تهرانی هستند و او به واسطه شغل نظامی پدرش در سفر بود و چندی بعد همراه خانواده به تهران نقل مکان کرد.

همایون بهزادی، خیلی زود با توپ مانوس شد و تنها 12 سال داشت که در تیم های زیرگروه شاهین عضو شد. تیم های کودک شاهین، کولاک، سیمرغ و بالاخره بزرگسالان شاهین، مسیر ترقی او بود.

همایون در سال 1337 رهسپار تیم بزرگسالان باشگاه شاهین شد. دکتر عباس اکرامی، سرمربی وقت تیم شاهین اعتقاد بسیار به اخلاق و علم داشت. به همین خاطر وقتی یک بار همایون بهزادی، از سر کلاس و مدرسه گذشت و به تمرین شاهین رفت، با سیلی اکرامی مواجه شد. اکرامی به بهزادی یادآور شد که اینجا در مکتب فوتبال شاهین، اخلاق و علم بر فوتبال برتری دارند.

در سال 1338، همایون 18 ساله برای تیم ملی فوتبال انتخاب شد تا به کرالای هندوستان برود و در مسابقات فوتبال مقدماتی جام ملت های آسیا حضور یابد.

مادر همایون که می دید فرزندش با امتحانات تحصیلی مواجه شده ، همایون را از خیر سفر به هندوستان منصرف کرد. همین ممانعت، اولین حضور بهزادی را در تیم ملی سه سال به تاخیر انداخت.

تیم ملی از سال 1338 تا 1341 بازی نداشت و به همین دلیل حضور همایون در تیم ملی تا سال 41 به عقب افتاد. در خرداد سال 1341، سرطلایی فوتبال در جریان دیدار دوستانه تیم های ملی ایران و عراق، در حالی که 20 سال و 5 ماه سن داشت پیراهن تیم ملی فوتبال را بعد از 3 سال رسماً بر تن خود کرد و تا 10 سال صاحب این پیراهن عزیز و مقدس بود.

در مسابقات مقدماتی المپیک 1964 توکیو، مثلث رویایی خط حمله تیم ملی شامل همایون بهزدادی، حمید شیرزادگان و مرحوم دهداری به تاراج حریفان پرداخت.

ایران با قدرت نمایی مثلث هنرمند شاهین به المپیک صعود کرد اما بازیکنان تیم شاهین به خاطر روابط حاکم در فوتبال ایران و اعتقاد به نادیده گرفته شدن حقوق شاهینی ها، از حضور در مسابقات تدارکاتی قبل از المپیک توکیو سرباز زدند و به همین دلیل از حضور در مسابقات فوتبال المپیک 1964 توکیو محروم شدند.

بازیکنان شاهینی تیم ملی یک سال محروم بودند اما در سال 1344 با وساطت مرحوم غلامرضا تختی حاضر شدند به تیم ملی بازگردند. همایون بهزدای به تیم ملی برگشت و در مسابقات فوتبال جام عمران منطقه ای - سنتو- یکی از بهترین یاران تیم ملی فوتبال کشورمان شد.

در سال 1345 تیم ملی ایران، نایب قهرمان بازی های آسیایی 1966 بانکوک شد و همایون بهزادی در 25 سالگی برای اولین بار حضور در عرصه یک فینال مهم آسیایی را تجربه کرد.

یک سال بعد، باشگاه شاهین که بارها، با مسوولان ورزش و فدراسیون فوتبال دچار اختلاف شده بود منحل شد و یاران این تیم در آستانه پیوستن به تیم های دیگر بودند.

همایون بهزادی می خواست به عقاب یا پاس برود، اما تشکیل تیم پرسپولیس، یاران شاهین را به دور هم حفظ کرد. همایون بهزادی برای اولین بار در روز 16 فروردین سال 1347 در حالی که 26 سال و سه ماه داشت پیراهن پرسپولیس را در بازی دوستانه مقابل تیم فوتبال استقلال تهران بر تن کرد.

یک ماه بعد، بهترین روزهای همایون بهزادی در فوتبال بود. با درخشش فوق العاده و 4 گلی که او در 4 بازی زد تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات چهارمین دوره جام ملت های آسیا که به میزبانی ایران برگزار می شد هر چهار حریف خود را شکست داد و قهرمان شد اما همایون بهزادی به شدت دچار مصدومیت شد.

در پرسپولیس سال 47، دوران نقاهت بعد از مصدومیت را سپری کرد اما در سال 48 وقتی پرسپولیسی ها دسته جمعی به پیکان پیوستند، یک بار دیگر قدرت نمایی کرد و یک سال بسیار خوب را در این تیم گذراند. سالی که با قهرمانی در مسابقات تهران و جام بین المللی دوستی توام بود.

با نظر و خواست او، یاران پرسپولیس، از پیکان به تیم خود برگشتند. در شهریور سال 49 که این اتفاق رخ داد، همایون که 28 سال و 8 ماه داشت همه کاره تیم شده و در واقع بعد از علی عبده، دومین قدرت تصمیم گیر در پرسپولیس بود.

آلن راجرز انگلیسی، سرمربی پیکان در سال 50 به پیشنهاد همایون بهزادی و تایید علی عبده به ایران برگشت و پرسپولیس با حضور او در سال های 50 و 52 قهرمان لیگ کشور شد.

یکی از صحنه های ماندگار این رقابت ها در روز 16 شهریور سال 52 رخ داد. پرسپولیس در جریان مسابقات لیگ اول تخت جمشید تاج سابق را 6- صفر برد و همایون بهزادی، سه گل از 6 گل پرسپولیس را در حالی که هم مصدوم بود و هم 31 سال و 8 ماه داشت به ثمر رساند.

بعد از کناره گیری راجرز از سرمربیگری پرسپولیس، همایون بهزادی در زمستان 53 سرمربی پرسپولیس شد. او رویه جوانگرایی را پیش گرفت و به جای کلانی، کاشانی، طاووسی، بیوک وطنخواه و... در ترکیب پرسپولیس از وجود محمدرضا زادمهر، محمدحسین دادکان، بیژن ذوالفقارنسب و... بهره برد.

پرسپولیس در اردیبهشت سال 54 به استقلال 3- یک باخت. اتهام دوپینگ به یاران تاج سابق که از سوی همایون بهزادی زده شد، اتهام ثابت شده ای بود اما به خاطر مسائل امنیتی، روی صورت مساله سرپوش گذاشته شد، بهزادی به خاطر ناراحتی روحی ایجاد شده از این مساله، از پرسپولیس کناره گیری کرد.

او در آبان 54 در جریان دیدار تیم های پرسپولیس و نفتیانیک باکو، در حالی که 33 سال و 10 ماه داشت برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد.

بعد از ترک تیم فوتبال پرسپولیس، همایون بهزادی تا سال 57 در تیم های پایه باشگاه شاهین فعالیت کرد و فعالیت مجدد در فوتبال را از سال های ابتدایی دهه 70 با حضور در مدارس فوتبال از سر گرفت.

همایون بهزادی در حال حاضر مسوول کمیته پیشکسوتان فدراسیون فوتبال و باشگاه پرسپولیس است.

و سر طلایی فوتبال ایران این روزها اسیر بیمارستان است و برای وی از درگاه خداوند منان ارزوی سلامتی داریم اما ای کاش قدر این سر طلایی ها را بیشتر بدانیم این ها همان هایی هستند که روزی روزگاری دیدنشان آرزوی خیلی ها بود و امروز دیدن خیلی ها آرزویشان

روزی روزگاری... مردی که خودِ خــودش بود

نام کاملش این است: «محمدعلی کریمی پاشاکی». یک سوپرستاره که نظیرش را به این زودی ها نخواهیم دید. فوتبالیست کاملی بود اما همیشه به این متهم می شد که از تمرین کردن فراری است، با این حال در یکی از بهترین لیگ های جهان فوتبال بازی کرد و اگر یک مصدومیت بی موقع و «لعنتی» گریبانگیرش نمی شد، شاید با پیراهن بایرن مونیخ و در اوج درخشش رسانه ای از فوتبال خداحافظی می کرد.

قاتل بزرگ در زمين سبز

جادوگر، مارادوناي آسيا، شماره 8 فراموش نشدني و... اين ها يكسري از لقب هايي است كه كريمي دريافت كرد. پرسپوليسي هاي قديمي او را ريوالدو مي دانستند و تبريزي ها به او لقب جذاب «پاشا» داده بودند. متولد 17 آبان ماه سال 1357 در شهري اطراف كرج. او در زمين بازي مي توانست در يك لحظه توپ را بگيرد، همه را دريبل بزند و حريف را تحت تأثير قرار دهد. اينها، هنري است كه حداقل در آسيا كمتر بازيكني از آن بهره مي برد اما كريمي بدون اينكه مدرسه فوتبال برود، اين استعداد خدادادي را داشت. او يك دريبل زن و بازيساز ذاتي بود و مثل قاتل بالفطره، مي توانست هر مدافعي را در زمين بازي با دريبل هايش به «قتل» برساند. چه مدافعاني كه مقابلش آنقدر دريبل خوردند كه خسته شده و پست بازي شان را عوض كردند. چه مربياني كه به خاطر بازيسازي هاي كريمي، دست هاي شان را بالا بردند. اينها، فقط تعاريف ساده اي است كه به كمك كلمات از بازي علي كريمي در زمين بازي مي ديديم اما اين همه زندگي حرفه اي او نيست.

تو چقدر متفاوتي آقاي جادوگر!
شك نكنيد او متفاوت ترين چهره فوتبال ايران است. شايد علي پروين، شايد علي دايي، شايد كريم باقري، شايد خداداد عزيزي، شايد منصور پورحيدري يا خيلي هاي ديگر به ذهن تان خطور كند اما نه! هيچ كدام از آنها «علي كريمي» نمي شوند. نيمي از آنچه جادوگر را با بقيه متمايز مي كند، اتفاقات زندگي او خارج از زمين فوتبال است. كريمي يك ايده آل گراي كامل بود و با هيچ بي نظمي يا بي قانوني يا بي عدالتي كنار نمي آمد. همين شد كه از خودش يك چهره بزرگ ساخت و حالا يكي از جذاب ترين (هنوز زود است با جرأت بگوييم محبوب ترين) چهره هاي فوتبال در نگاه مردم است. شهرت او نه با پول به دست آمد و نه با صرفاً هنرنمايي اش در زمين بازي، جادوگر آسيا، وقتي «علي كريمي» شد كه نشان داد ذاتش با ساير آدم هاي اين فوتبال متفاوت است. هرگز سعي نكرد از نردبان ديگران بالا برود و هيچ وقت نخواست سرش را مقابل زور و قدرت ديگران خم كند. كسي نتوانست با مصاحبه هايش، چهره كريمي را در نگاه مردم مخدوش كند زيرا كسي كه با قلب خود مشهور مي شود، از قلب آدم ها بيرون نمي رود.

مرد هميشه زمستاني

فوتبال براي آدم هايي مثل علي كريمي، هميشه پُر است از بارش برف. اين انگار يك قانون شده براي فوتباليست هايي كه دوست دارند به خاطر مردم زندگي كنند نه به خاطر پول يا جايگاه. كريمي هم اين طور بود. زندگي فوتبالي اش هميشه تحت تأثير اتفاقاتي بود كه خودش رقم مي زد. او بود كه بايد تصميم مي گرفت، كسي نمي توانست اين «شير» را رام كند مگر با عدم دخالت در كارهايش. كريمي حالا ديگر نسبت به گذشته اش فرق كرده اما هرگز به صورت كامل عوض نشد. جايگاه مربيگري تيم ملي و دستياري مرد بزرگي به نام كارلوس كروش، پيراهن تيم هاي قطري كه پول هاي ميلياردي مي دهند، پيراهن پرسپوليس و قرارداد بسيار خوب با باشگاه استيل آذين و خيلي چيزهاي ديگر را داد تا نشان دهد اهل مماشات نيست. او علي كريمي است و نه هيچ چيز ديگر. فلزِ درونش، غيرقابل تبديل بود و هميشه مثل يك الماس مي درخشيد ؛ جذاب اما بي نهايت سرسخت!

بازخواني يك نامه احساسي
يك سال از روز خداحافظي كريمي گذشت...

درست در روز 29 تيرماه سال 1393 بود كه علي كريمي با نوشتن نامه اي، رسماً از دنياي بازي در زمين چمن سبز خداحافظي كرد و دوره جديدي از زندگي ورزشي اش شروع شد. بازخواني بخشي از اين نامه حالا و بعد از يك سال جالب است:
اين بازيكن از راه آهن و يكي، دو تيم ديگر پيشنهاد داشت اما ترجيح داد از فوتبال خداحافظي كند.
جادوگر در ابتداي نامه اش نوشت: «ميخي بر ديوار كوبيدم و كفش ها را آويختم» و ادامه داد: «خداحافظي هميشه تلخ و ناگوار است. جدايي از عشقي كه تار و پود وجودت را در تصرف دارد، كار آساني نيست. يك بار صرفاً تحت تأثير خداحافظي غريبانه مهدوي كيا تصميمي احساسي گرفتم و فضاي اندوهبار آن همه بي اعتنايي مرا از فوتبال بيزار كرد و خود را در پايان ديدم. هرچند همين تصميم احساسي و عجولانه باعث شد تا برخي ها همه چيز را تمام شده بدانند و مرا با دست خود به مسلخ ببرند.» در بخش ديگر نوشت: «از اين پس هوادار متعصب براي تيم محبوبم پرسپوليس و تيم ملي كشورم خواهم بود. دوست دارم و اين را وظيفه خود مي دانم از تمامي سروران و مهرآفريناني كه مرا از يك فوتبال خياباني به ميادين جهاني همراهي و مساعدت نمودند، تشكر كنم.» جادوگر يك تقاضا هم داشت: «از مردم مي خواهم اشتباهات و خطاهاي اين حقير كه در مقاطعي موجب آزردگي خاطر، نگراني و رنجش احساسات پاك شان شده، بخشيده و مورد عفو قرار دهند.»
نامه سراسر احساسات كريمي اين طور ادامه يافت: «من، علي كريمي هرچه دارم، بعد از خدا از فوتبال و محبت مردم است كه البته هرگز خود را شايسته اين همه محبت و لطف نمي دانم چرا كه در حقيقت قهرمان واقعي اين مرز و بوم، آنهايي هستند كه به خاطر آرامش من و امثال من از آسايش و جان خود گذشتند تا اين آرامش و آسايش نصيب ما شود. از همين رو درود و سپاس به شهدا و جانبازان راه وطن و آزادي.»
او در مورد پرسپوليس هم حرف هايي داشت: «از اينكه نتوانستم با پيراهن تيم محبوبم پرسپوليس، فوتبال را ترك كنم، اصلاً ناراحت نيستم زيرا اين اتفاق عجيبي نيست. هرگز تن به بازي خداحافظي كه متأسفانه در فوتبال ما نوعي حركت تشريفاتي، تبليغاتي و بعضاً رياكارانه است، نخواهم داد.» و در نهايت: «با خداحافظي از فوتبال تمامي حوادث و حاشيه هايش را هم در همان زمين خاك كرده و آنچه در اين مسير برايم پيش آمده را تنها چالش ها ، رقابت ها و احساسات منطقي مي دانم و بالاخره كلام آخر باز با هواداران كه همواره برايم اهميت بالايي داشته و خواهند داشت: شما هميشه در قلب من خواهيد بود. از احترامي كه طي اين سال ها نسبت به من داشته ايد، لذت بردم و سپاسگزارم. سرانجام بايد از اين خاك رفت، خوشا آن كه پاك آمد و پاك رفت.»

قصه هنوز تمام نشده
گفتا من آن « ترنجم» كه اندر جهان نگنجم

سال گذشته در همين روز بود كه علي كريمي فوتبال را بوسيد و كنار گذاشت تا پيشكسوت شود. او مي كوشيد با پيراهن پرسپوليس از فوتبال خداحافظي كند اما لجبازي هاي مرد شماره يك سرخپوشان يعني علي دايي تمامي نداشت و به كريمي فرصت نداد تا براي يك نيم فصل هم شده، به پرسپوليس برگردد و با پيراهني كه قلبش را به لرزه مي انداخت، فوتبال را بگذارد روي طاقچه خاطراتش. كريمي از نظر آنهايي كه به خوبي او را مي شناسند، چيزي فراتر از يك بازيكن است. كرشمه هاي ساق او شايد ما را براي دقايقي به آسمان برده باشد اما چه وقت ها كه حسرت نبودنش در فوتبال مان را خورديم. حالا خاطراتش را مرور كنيد ؛ آن پسربچه بداخلاق كه مي توانست از اين دروازه تا آن دروازه آتش به پا كند، يك نابغه ذاتي بود. بيرون از زمين هم چنين مي كرد، همه چيز بايد از سر راهش برداشته مي شد. كريمي كارهايي انجام مي داد و حرف هايي مي زد كه ثابت كند با همه آدم هاي اين فوتبال فرق دارد. رفتارهايي كه گاهاً ديگران را آزار مي داد اما هرگز از محبوبيتش نكاست. كريمي هرچه دلش خواست، مي كرد و باز محبوب تر مي شد ؛ يك جاي كار مي لنگيد. بله! كريمي به اوج محبوبيت رسيد چون هرگز در زندگي اش فيلم بازي نكرد، به دنبال سياه نمايي و سوءاستفاده از جايگاهش نبود، مجيز هيچ كس را نگفت و مثل مردم عادي، از اتفاقات كوچك مثل يك پيروزي پرسپوليس بي نهايت شاد مي شد. او شايد احساساتي ترين بازيكن فوتبال ايران باشد كه به خاطر غم بزرگ مهدي مهدوي كيا در روز خداحافظي، فوتبال را براي 4، 5 ماه كنار گذاشت. امروز، يك سالي مي شود كه از خداحافظي جادوگرِ قصه ما گذشته اما چه كسي مي داند در آينده چه اتفاقي مي افتد. او علي كريمي است ؛ سوپرستاره اي كه هر لحظه ممكن است شما را سورپرايز كند. داستان فوتبالش به اتمام رسيد اما قصه او هنوز ادامه دارد. كريمي بايد مثل همان الماسي باشد كه مصطفي دنيزلي يكي از محبوب ترين مربيان تاريخ باشگاه پرسپوليس در موردش گفت: «الماس تيم من». او بايد برگردد و همه ما را سورپرايز كند. بايد به كلاس مربيگري برود، بايد روزي به باشگاهي كه دوستش دارد، بيايد و ثابت كند يك پرسپوليسي واقعي است. يكي از آنها كه هرگز سنگرشان را ترك نمي كنند. شايد اصلاً اين غزل حافظ متعلق به كريمي باشد: «گفتا من آن ترنجم، كه اندر جهان نگنجم...»

همه چيز در مورد كريمي
جاودانه هايي كه از ياد نمي روند

حالا ديگر علي كريمي از زمين سبز فوتبال خداحافظي كرده و فقط مي توانيم براي نسل هاي آينده، قصه هايش را بگوييم: «يكي بود، يكي نبود... روز 17 آبان 1357 يدا... كريمي صاحب سومين فرزندش شد. نامش را محمدعلي گذاشت و آرزو كرد ستاره اقبال فرزندش در آسمان بدرخشد. بعدها با پدرش و برادرش فرشيد به ورزشگاه آزادي رفت و همانجا آرزو كرد يك روز بتواند پيراهن پرسپوليس را به تن كند. مادرش حوريه آب‎بند آرزو مي كرد علي يا پزشك شود يا مهندس تا به مردم كشورش خدمت كند اما همه زندگي علي بود و يك توپ فوتبال. تا سال سوم راهنمايي، پسرك كرجي يك دانش آموز ممتاز بود كه مدام مورد تمجيد معلمانش قرار مي گرفت اما مثل خيلي ديگر از پسرها، وقتي به دبيرستان رسيد، دچار افت شديد تحصيلي شد و وقتي ديپلم را گرفت، تحصيلات را براي هميشه كنار گذاشت. درخشش در مدرسه باعث شد مثل برادر بزرگترش فرشيد به باشگاه نفت تهران كشيده شود. سپس براي سايپا در رده نوجوانان بازي كرد و در نهايت به فتح تهران رفت. روزهاي سختي برايش بود زيرا به اجبار بايد تهران تا كرج را مي رفت و برمي گشت، آن هم به خاطر فوتبال. دو سال بازي براي فتح، كارت پايان خدمت را براي كريمي به ارمغان آورد. در كنار فوتبال، فوتسال هم بازي مي كرد و آنقدر خوب بود كه به عنوان يك ستاره جوان از سوي تماشاگران مورد تشويق قرار مي گرفت. سال 75 با علي دايي در سالن گيشا به خاطر عبور دادن توپ از ميان پاهاي شماره 10 تيم ملي درگيري شديدي داشت، بعد هم در سال 77 به همراه تيم فتح قهرمان فوتسال جام رمضان شد، همان سالي كه در فينال با استقلال بازي كردند و چه جنجالي كه به وجود نيامد. آن ستاره تازه نفس، شهريور سال 77 براي اولين بار مقابل پلي اكريل اصفهان به ميدان رفت و 3 ماه بعد به تيم ملي دعوت شد. او همزمان بازيكن تيم اميد بود كه در يك بازي مقابل ويتنام، تورو كاميكاوا داور سرشناس ژاپني را به خاطر يك بي عدالتي در تصميم گيري هل داد و يك سال از فوتبال محروم شد. در بازگشت به پرسپوليس، قهرماني سال هاي 78 و 79 را با اين تيم تجربه كرد اما در هر دو سال، براي رسيدن به قهرماني در آسيا، او و پرسپوليس كم آوردند و سوم شدند. باشگاه هاي پروجاي ايتاليا و اتلتيكومادريد اسپانيا به فكر جذب كريمي افتادند اما علي به بهانه نزديكي به خانواده، تصميم گرفت به باشگاه الاهلي امارات برود، آن هم با عقد قراردادي بسيار بالا. 4 سال از عمر بازي كريمي در الاهلي گذشت كه باشگاه هاي زيادي مشتري اش شدند ؛ رئال مادريد، المپيك مارسي، هرتابرلين، يوونتوس، آ.ث. رم، هامبورگ و بايرن مونيخ كه علي بالاخره بايرن را انتخاب كرد و ارديبهشت ماه 84 به اين تيم پيوست.

مي گفتند كريمي برف مونيخ را نمي بيند و خيلي زود محو مي شود اما او از همان هفته هاي ابتدايي در تركيب بايرن به ميدان رفت و در كنار بزرگاني چون ميشائيل بالاك، سباستين دايسلر، دميكليس، شواين اشتايگر، زي روبرتو، مهمت شول، روي ماكاي، اوليور كان و... بازي كرد تا اينكه در هفته بيست وچهارم بوندس ليگا، درست وقتي داشت بهترين بازي هايش را براي بايرن به نمايش مي گذاشت از ناحيه استخوان نازك ني دچار شكستگي شد. با اين حال قراردادش را تمديد كردند تا يك سال ديگر در آلمان بماند اما دوري از ايران برايش سخت بود و به همين علت به ليگ قطر رفت آن هم در حالي كه از موناكوي فرانسه و لوانته اسپانيا پيشنهاد داشت. حضور در القطر تنها ناكامي بزرگ كريمي بود زيرا او در اين باشگاه قهرمان هيچ جامي نشد و اين براي اولين بار در زندگي كريمي پيش مي آمد. در پايان فصل كميته ملي المپيك قطر كه اجازه نقل و انتقال بازيكنان خارجي در ليگ اين كشور را داشت، كريمي را از القطر به السيليه فرستاد اما او ديگر نمي خواست بماند و پس از انجام دو بازي، به تهران برگشت. او از ليگ هاي ژاپن، آمريكا و امارات پيشنهاد داشت اما در فصل هشتم به پرسپوليس پيوست و در اولين باري كه براي اين تيم به ميدان رفت، 100هزار تماشاگر را به ورزشگاه آزادي كشاند تا استقبال بي نظيري داشته باشد. او در اين زمان با علي دايي باز هم اختلاف نظر پيدا كرده بود و از تيم ملي كنار گذاشته شد اما انگيزه هايش در ليگ، بي نظير بود. در دربي دوباره گل زد و مقابل ابومسلم هت تريك كرد. در فصل نهم، عباس انصاري فرد او را از ليست پرسپوليس به شكل سؤال برانگيزي كنار گذاشت تا عادل كلاه كج به جمع سرخپوشان بپيوندد! به همين علت، كريمي مجبور شد به استيل آذين برود، تيمي كه متعلق به حسين هدايتي بود. در ديدار مقابل پرسپوليس، دو پاس گل داد تا بهترين بازيكن ميدان شود اما اخراج شد و در لحظه اخراج، پيراهن استيل آذين را از تن درآورد تا پيراهن پرسپوليس كه زير پيراهن استيل آذين پوشيده بود را به هواداران حاضر در ورزشگاه نشان دهد. در پايان فصل، مي توانست به باشگاه لس آنجلس گالكسي برود و همبازي ديويد بكام شود اما ترجيح داد در ايران بماند. اواسط فصل دوم حضورش در استيل آذين به خاطر اختلاف نظر شديد با مصطفي آجورلو مديرعامل وقت اين باشگاه از استيل آذين جدا شد و به باشگاه شالكه آلمان پيوست آن هم در 32 سالگي. استيل آذين هم به ليگ يك سقوط كرد. در سال 90 پس از 5 دقيقه مذاكره با حبيب كاشاني به پرسپوليس برگشت و عنوان گلزن ترين هافبك ليگ يازدهم را از آن خود كرد. فصل كابوس وار پرسپوليس بود اما كريمي با بازي هايش، دل هواداران را برد. در فصل دوازدهم با قراردادي سفيدامضا در پرسپوليس ماند اما مدام با مانوئل ژوزه و محمد رويانيان مديرعامل وقت باشگاه درگيري داشت. در پايان فصل دوازدهم، پرسپوليس كه در ليگ نتايج خوبي كسب نكرده بود، در فينال جام حذفي نيز مقابل چشم بيش از 100 هزار تماشاگر خود مقابل سپاهان شكست خورد تا در روز خداحافظي مهدي مهدوي كيا، كريمي نيز از فوتبال خداحافظي لفظي كند. البته او باز هم برگشت و چون علي دايي نگذاشت به پرسپوليس برگردد، راهي تراكتورسازي شد تا يك فصل بسيار خوب در كنار تبريزي ها داشته باشد. سال قبل، همين موقع ها بود كه كريمي در انتظار يك اشاره از سوي علي دايي بود تا به پرسپوليس برگردد اما انگار دايي مغرورتر از اين حرف ها بود كه بگذارد كريمي در پرسپوليس از فوتبال خداحافظي كند. كريمي نيز درست در روز 29 تيرماه سال 1393 با نوشتن نامه اي، براي هميشه از فوتبال خداحافظي كرد. يك خداحافظي واقعي...!

جادوگري براي تمام فصول
حضور در تيم ملي تمام آرزوهاي كريمــــي

علي كريمي از سال ۱۳۷۷ توسط منصور پورحيدري به تيم ملي دعوت شد و اتفاقات زيادي را پشت سر گذاشت. خودش همواره مي گفت حضور در تيم ملي، مهم ترين آرزويش بوده و به همين علت 4 دوره جام ملت ها، 4 دوره مقدماتي جام جهاني و يك دوره حضور در جام جهاني را با پيراهن تيم ملي تجربه كرده و زير نظر مربياني چون پورحيدري، طالبي، بلاژويچ، ايوانكوويچ، قلعه نويي، دايي، قطبي و كروش در تيم ملي بازي كرده است. او پس از جواد نكونام و علي دايي با 127 بازي ملي، سومين بازيكن تاريخ تيم ملي فوتبال ايران به شمار مي رود كه در مدت حدود 16 سال موفق شد ۳۸ گل ملي به ثمر برساند. علي دايي و كريم باقري در گل هاي زده بالاتر از كريمي قرار دارند. ۲۱ مهر ۱۳۷۷ و در حالي كه ۱۹ سال و ۱۱ ماه و ۵ روز سن داشت، نخستين بازي ملي خود را مقابل تيم ملي كويت انجام داد اما نخستين گل ملي خود را در ۲۸ آذر ۱۳۷۷ و نهمين بازي ملي اش مقابل همين كويت به ثمر رساند در حالي كه در تورنمنت بازي هاي آسيايي آن سال، مدافع چپ بود و در نهايت به قهرماني رسيد. پيشرفت كريمي ادامه داشت تا اينكه در مقدماتي جام جهاني 2002 به عنوان يكي از بهترين بازيكنان قاره آسيا انتخاب شد و درست زماني كه تا يك قدمي صعود به اين دوره بوديم، همه چيز تغيير كرد اما كريمي صاحب لقب «جادوگر آسيا» از سوي مهم ترين رسانه هاي آسيا و حتي جهان شد. در بهمن ماه سال ۱۳۸۰ در بازي با تيم ملي اسلواكي براي اولين بار بازوبند كاپيتاني تيم ملي را بر بازو بست و در همان ديدار هت تريك كرد تا انگيزه هايش را ثابت كند. همچنين در جام ملت هاي آسيا ۲۰۰۴ با زدن ۵ گل آقاي گل مشترك مسابقات شد. او در ديدار دوستانه ايران و آ.اس.رم ايتاليا تكنيك خود را به رخ فوتبال اروپا كشيد و مورد توجه باشگاه هاي ايتاليايي از جمله يوونتوس قرار گرفت. كريمي با بازي هاي درخشان خود يكي از اركان صعود ايران به جام جهاني ۲۰۰۶ آلمان بود.

در جام جهاني نيز از سوي مجله ورلدساكر عنوان مهم ترين بازيكن ايران را در اختيار داشت اما به علت يك مصدوميت قديمي هرگز نتوانست در حد و اندازه هاي خود بدرخشد. سال 2006 براي كريمي سال بدي بود، اختلافاتش با علي دايي در اردوي تيم ملي اوج گرفت، از جام جهاني خيلي زود كنار رفت، عليه برانكو مصاحبه مهمي انجام داد و گفت كسان ديگري به جايش تصميم مي گيرند و در بازگشت به بوندس ليگا ناكام ماند و چهره اي عاصي از خود بر جاي گذاشت. در بازي با ازبكستان (جام ملت هاي 2007) براي صدمين بار پيراهن تيم ملي فوتبال ايران را بر تن كرد و يك سال بعد به خاطر انتقادات شديد از فدراسيون فوتبال ايران از حضور در تيم ملي محروم شد.
كريمي فدراسيون كفاشيان را بي برنامه خواند و اعلام كرد فوتبال ايران با شرايط كنوني رو به عقب در حال حركت است. مدتي بعد، كريمي با فشار مردم و دخالت چهره هاي سياسي بخشيده شد اما علي دايي او را به تيم ملي دعوت نكرد تا آتش اختلافات اين دو مجدداً شعله ور شود.

كريمي در همان سال، از مجموع 4 بازي ابتدايي فصل براي پرسپوليس 5 گل به ثمر رساند تا فشار رسانه ها بر دايي كه سرمربي تيم ملي بود براي دعوت از كريمي افزايش يابد. بالاخره دايي، نام علي كريمي را در ليست دعوت شده ها به اردوي تيم ملي گذاشت اما اين بار كريمي با انتشار نامه اي اعلام كرد به تيم ملي نمي آيد. با اخراج علي دايي و حضور افشين قطبي روي نيمكت تيم ملي، كريمي برگشت و ايران فقط يك گام تا صعود فاصله داشت كه به خاطر يكسري مسائل عجيب، در آخرين دقايق بازي مقابل كره جنوبي دروازه مان توسط «پارك جي سونگ» باز شد و از صعود به جام جهاني 2010 بازمانديم. كريمي كه حسابي تحت تأثير اين اتفاقات قرار گرفته بود، مدتي از تيم ملي دور ماند اما توسط كارلوس كروش به تيم ملي دعوت شد با اين شرط كه بازوبند كاپيتاني در اختيار جواد نكونام قرار بگيرد! جادوگر فوتبال آسيا اعتقاد داشت حقش است به جام جهاني 2014 همراه تيم ملي برود اما در عين ناباوري، كارلوس كروش نامي از كريمي در ليست خود قرار نداد تا آخرين اميدهاي شماره 8 از بين برود. آخرين اتفاق نيز جالب بود؛ قبل از شروع جام ملت هاي آسيا، كريمي توسط كروش اين بار به عنوان مربي تيم ملي دعوت به همكاري شد ولي همكاري طرفين زياد طول نكشيد زيرا به دليل آنچه سهل انگاري فدراسيون فوتبال در عقد قرارداد با دستياران كروش و درگيري هاي داخل تيم خوانده شد، كريمي از همكاري با تيم ملي عذرخواهي كرد، وسايلش را جمع كرد و دو ساعت قبل از پرواز تيم ملي به استراليا، اردو را براي هميشه ترك كرد.

پرسپوليس و رويارويي هاي بزرگ/ یک سوم مربیان لیگ، شاگرد برانکو بودند

 پرسپولیس از 9 مرداد، بازی هایش را در لیگ پانزدهم استارت می زند. لیگی که باید پرسپولیس را در آن متحول شده ببینیم وگرنه مشکلاتش افزایش می یابد و همان چیزی می شود که فصل قبل تجربه کردیم. و البته چه تیم بدی بود پرسپولیسِ لیگ چهاردهم با دایی، درخشان و تا حدودی برانکو ایوانکوویچ اما برای برانکو نیز فصل بزرگی است. به برنامه لیگ کاری نداریم اما یک سوم مربیان لیگی، شاگرد برانکو بوده اند.

شاگردان سرشناس پروفسور

هر قدر با خودمان كلنجار مي رويم كه از لقب پروفسور براي برانكو استفاده نكنيم، نمي شود. حداقل اين بار كه ثابت شده شاگردانش در فوتبال ايران رشد كرده اند، بد نيست همان مدال پروفسور را بچسبانيم به سينه برانكو! سپاهان با حسين فركي، نفت تهران با عليرضا منصوريان و ذوب آهن با يحيي گل محمدي، سه تيم بزرگ و مدعي ايران براي قهرماني در ليگ پانزدهم هستند. سرمربي هر سه تيم، تجربه همكاري با برانكو را داشته اند.

فركي در تيم ملي، دستيارش بود و گل محمدي و منصوريان، مدافع و هافبك آن تيم. البته علي دايي كه سرمربي صبا شده به همراه رسول خطيبي كه هدايت سياه جامگان مشهد را برعهده دارد نيز دو شاگرد ديگر برانكو در تيم هاي متوسط ليگ هستند كه بايد منتظر تقابل شان با پروفسور باشيم. از جمع 15 تيم ليگ برتري، اين 5 مربي براي سرمربي پرسپوليس كاملاً آشنا هستند.

برانكو ؛ مأمور نبرد با آشنايان

اما يك سوم ديگر از مربيان ليگي، تجربه همكاري نزديك با برانكو نداشته اند اما سرمربي كروات پرسپوليس، آنها را به خاطر تجربه كار در ايران، به خوبي مي شناسد. مثلاً پرويز مظلومي كه زمان حضور برانكو روي نيمكت تيم ملي، دستيار منصور پورحيدري در استقلال بود. مجيد جلالي نيز از نگاه برانكو، يك مربي كاملاً آشناست. او حتي فرهاد كاظمي سرمربي راه آهن را نيز مي شناسد (به شرطي كه راه آهن در ليگ بماند) و عبدا... ويسي در استقلال صنعتي كه اواخر فوتبالش نيز يكي از گزينه هاي دعوت به تيم ملي بود. پنجمين نفر نيز امير قلعه نويي است كه پس از برانكو، سرمربي تيم ملي شد. برانكو از سوي پرسپوليسي ها، مأمور نبرد با مربياني است كه به خوبي آنها را مي شناسد.

مبارزه با غريبه هاي ليگي

يك سوم نهايي مربيان ليگ اما از نظر برانكو، يكسري غريبه هستند. مثلاً عليرضا مرزبان در پيكان (در صورتي كه ليگ برتري شود)، محمدرضا مهاجري در پديده مشهد، سياوش بختياري زاده در استقلال اهواز و فراز كمالوند در گسترش فولاد تبريز. اينها، مربياني هستند كه برانكو را در فصل آينده به مبارزه مي طلبند در حالي كه مرد كروات، آنها را زياد نمي شناسد. نفر آخر نيز دراگان اسكوچيچ است كه گفته مي شود رابطه نزديكي با برانكو دارد ولي هيچ كس از اين رابطه تا قبل از بازگشت برانكو به تهران، خبر نداشت و نبرد فولاد- پرسپوليس را مي توانيم بازي غريبه هاي آشنا نامگذاري كنيم.

رونالدینیو: پاهایم از شدت انگیزه می‌لرزد

رونالدینیو به تازگی کوئرتارو را ترک کرده و به تیم سابقش یعنی فلومیننزه پیوسته است و حالا عنوان کرد که با تمام وجود می‌خواهد بازی کند.

او گفت:" بازگشت به یک باشگاه بزرگ اتفاق خوبی است. من خیلی خوشحال و با انگیزه هستم. پس از اینکه استادیوم مارکانا و هواداران را دیدم، می‌خواستم بازی کنم.. پاهای من از شدت انگیزه می‌لرزد. از دو روز پیش آماده سازی را شروع کردم."

رونالدینیو ادامه داد:" اگر می‌توانستم بازی کنم، انگیزه ام را نشان می‌دادم. چیزی که به من خیلی انگیزه می‌دهد، قهرمانی لیگ برزیل است که در کارنامه ام ندارم. خیلی به من انگیزه می‌دهد."

یک سال بعد از خداحافظی علی کریمی از فوتبال

علی پروین که فوتبال را گذاشت کنار ، هیچ کس نفهمید . او بازیکن – مربی پرسپولیس ، تیم مدعی جام باشگاههای تهران در سال 65 بود که یک هفته بعد از درخشش خیره کننده در بازی هما ، در مسابقه با دارایی به میدان آمد و هرچه کرد ، حریف دفاع محکم دارایی چی ها نشد .

این یک بازی 100 هزارنفری در ورزشگاه ازادی بود ؛ از ان مسابقه ها که برای ویژه کردن اش ، چمن آزادی را بلند و کوتاه می زدند . پرسپولیس برای قهرمانی به 3 امتیاز این بازی احتیاج داشت اما زور فرشاد و کرمانی مقدم و انصاری فر و علی آقا به حریف آبی کمرنگ پوش نرسید. آن روز ، هنوز کسی نمی دانست که پروین ، کاپیتان 40 ساله پرسپولیس که غالبا بین نیمه ها به زمین می آمد ، دیگر جای خود روی نیمکت ، نفر دوم از سمت راست را ترک نخواهد کرد . او اما روی تصمیمش ماند . بازی بعدی و مسابقات بعدتر ، حتی تا بازی آخر مقابل بوتان که دیگر قهرمانی پرسپولیس مسجل شده بود . علی آقا ، روی نیمکت ماند تا قرمزها به دومین جام مهم پشت سرهم شان برسند . بله ، پروین ؛ مهم ترین فوتبالیست دودهه 50 و 60 ، اینطوری از فوتبال کنار رفت ، بی آنکه هیچ نویسنده ای درباره این تصمیم ناگهانی چیزی بنویسد ...

آن روزها ، روزهای خاصی در فوتبال ایران هستند . روزهای استیلای یک نفره بک سرمربی – رئیس – کاپیتان و مدیر به یک تیم فوتبال . چیزی که از ریشه محله ای والبته بزرگتری علی پروین می آمد که آخر سال 59 پرسپولیس را دست گرفته بود . او ، چند سال بعد ، درحالیکه اکثر مدافعان باشگاهی از تکل رفتن توی پای علی آقا شرم می کردند ، بالاخره تصمیمش را گرفت ، درحالیکه تا دین آخر در تیمش بازی کرد . خب ، شاید زیاد هم سخت نبود .بالاخره ، پروین بدون بازی کردن هم پروین بود . همان علی آقای یکه تاز ، که عرض زمین را می گرفت و با دوروبری ها سلانه سلانه می رسید تا نیمکت . تا بنشیند کنار محمود خوردبین و داور ( با اجازه انگار) سوت آغاز را بزند . این یک سلوک سلطانی بود؛ آنقدر پررنگ که فرقی نکند داخل زمین یا کنار آن ؛ پروین تیتر یک بود . آنقدر که حتی بعد از حذف کامل از فوتبال ایران در بازگشت مجدد ، کل جاده مخصوص را به خاطرش آذین ببندند . این همان فصلی بود که یک ستاره جوان بعد از آشوب یک بازی فوتسال به پرسپولیس می آمد؛ علی کریمی. او ، با حرکت دست به سمت استقلالی های سالن 12 هزارنفری در ذهن بینندگان تلویزیون مانده بود ؛ البته کمی بعد از آنکه با دریبلهای اعجاب آور ، فتح را قهرمان جام رمضان کرده بود.

علی کریمی. چقدر کم طول کشید که عشقی های آزادی، او را به سینه خود کوک بزنند. همان اول فصل، بعد از گلزنی در 4 بازی پیاپی و شاهکارهای انفرادی در مسابقه با پاس و تراکتور ... از آن روزها ، عمری گذشته . او ، دفاع چپ ، مدافع آخر ، هافبک نفوذی و مهاجم تیم هایی بوده که در آن بازی کرده . از ایران به امارات و آلمان و قطر رفته و در ایران پیراهن تیم های پرطرفداری مثل تراکتورسازی را به تن کرده است ؛ و البته از خاطر نبریم که حضور یکه اش برای بلندآوازه شدن تیم نوپای استیل آذین کافی به نظر می رسیده است . کریمی ، که در همه این سال ها ، محبوبترین بازیکن فوتبال ایران باقی ماند در دوسه نوبت به پرسپولیس بازگشته و دست آخر ناکام ازآغوش هواداران جدا شده ، انگار که طلسمی به پایش بوده تا با تیم همیشگی اش جامی نبرد . پس ، یک سال بعد از خداحافظی احساسی آخر بازی مقابل سپاهان ، او پارسال در چنین روزی تصمیمش را در یک یادداشت بلند علنی کرد . خیلی کوبنده ؛ با این جمله که میخ را به دیوار کوبیدم و کفش هایم را آویختم . تصمیمی نه چندان خوشایند برای همه ما ، اما گریز ناپذیر برای همه قهرمان ها ؛ حتی او که سال ها - سال ها نگاه کا را به سوی خود کشاند . با دریبل ها ، مهارت یکه یک نسل تماشایی ، با جملات تند و مصاحبه های آتشین و البته مخالف خوانی ها . شبیه همه آن هایی که به راز جذابیت آشنایند.

مورد عجیب علی ، از دست دادن جام های قهرمانی است و اعطایش به دیگران . او اما ، در میدانی دیگر همه عناوین را به کف آورد . جایی که ما بودیم ؛ بی اعتنا به همه بازیکن هایی که جام بالای سر می بردند و اما از ما نبودند . همان هایی که نمی توانیم دوستشان بداریم . آنها دل ما را نلرزاندند ، نبض ما را به دست نگرفتند و آن طور نبودند که حتی راه رفتن شان به دل ما بنشیند . حتی وقتی خطاکارانه ، لگد زیر ساک پزشکی کادرتیم ملی زد از او متنفر نشدیم . مثل عزیزکرده ای که باید به خوبی هایش بخشید . خوبی ها ؛ چیزی که از علی به ذهن ما مانده.

آدم ها باید فرزند عصر خودشان باشند . عصر ما با او زیباتر بود ؛ اگرچه فرار و شوت زیبایش در بازی آ اس رم زیر تاق دروازه نشست تا کمی حسرت هم باقی باشد . حسرتی به این اندازه که علی کریمی پای دیوار آسیا ماند و دستش به طلاترین توپ دنیا نرسید . حیف . حیف تو . تو را خدا نگهدار ....

پژمان راهبر

چهره‌هایی که ورزش ایران را 3ستاره کردند

چهارشنبه شب دکتر حسن روحانی، ریاست جمهوری اسلامی در مراسمی با ورزشکاران دیدار کرد.

ستاره های رشته های متعددی در سالن حضور داشتند که تجمع آنها در یک سالن می توانست نمایی کلی از ورزش ایران را به رخ بکشد اما گوشه ای از سالن وزن دیگری داشت چرا که علی دایی، سعید معروف و صمد نیکخواه بهرامی کنار یکدیگر نشسته بودند و می توان گفت ورزش ایران با نام آنها سه ستاره شد.


عکس از: فرشاد عباسی


دایی، معروف و نیکخواه هر یک بازیکنانی در سه رشته مختلف تیمی بودند که حتی در سطح باشگاه های بین المللی هم درخشیدند و بازیکنانی ماورای آسیا بودند. حالا این سه کنار هم نشستند و حضور آنها در یک کادر می تواند تداعی کننده بسیاری از روزهای خوب و غرورآفرین ورزش ایران در سال های اخیر باشد.

محبوب‌ترین معروف کیست؟

تا چندی پیش تب ورزش تقریبا می‌ توان گفت همان تب فوتبال بود تا جایی که شاید تیمی از کشتی یا وزنه برداری به مسابقات جهانی راه پیدا می‌ کرد و مدال آوران ورزش های انفرادی ایران تب فوتبال را کمی کم می‌ کردند و به رشته های دیگر می‌ آوردند. این روند ادامه دار بود و در جام‌جهانی 98 به اوج خود رسید که فوتبال ورزش اول و آخر مخاطبان شده بود، بعد از آن کمی نتایج فوتبال بروفق مراد مخاطبان نبود و از آن طرف ورزشکاران رشته های انفرادی با درخشش در جام های جهانی و المپیک کمی سلیقه ورزش دوستان را تغییر دادند اما باز هم در بین ورزش های تیمی فوتبال حرف اول را می‌ زد.


در چند سال اخیر از سروشکل ورزشگاه های فوتبال هم می‌ توان متوجه شد که علاقه ها نسبت به این رشته کمتر شده است و دیگر ستاره های این ورزش محبوبیت گذشته را ندارند. در این بین بسکتبال المپیکی شد و هندبال هم توانست نتایج خوبی را کسب کند و در کنار تمام این ها هنوز ورزشکاران رشته های انفرادی می‌ درخشیدند. با رو آمدن والیبال و راهیابی این تیم به لیگ جهانی به کلی شرایط علاقمندی و پیگیری ورزش در ایران تغییر و تحولاتی را در خود دید. به طوری که ستاره های والیبالی به صورت مقطعی از ستاره های فوتبالی هم در محبوبیت پیشی می‌ گرفتند؛ اما فقط به صورت مقطعی.


با درخشش ملی‌پوشان والیبال در لیگ جهانی و جام‌جهانی سال گذشته بازیکنان این تیم به شدت در بین ورزش دوستان محبوب شدند و محبوبیت را در تمام نقاط اجتماعی می‌ شد دید؛ چه در معابر عمومی، چه در جوامع مجازی. حالا ستاره های والیبال، بسکتبال و چند رشته انفرادی به محبوبیت بالایی رسیده اند و شاید بالاتر از ستاره های فوتبال که این روزها درخشش چندانی ندارند.



درصد محبوبیت ورزشکاران را از راه های مختلفی می‌ توان مورد ارزیابی قرار داد که شاید پیگیری علاقمندان آنها از طریق شبکه های اجتماعی، در دسترس ترین شاخص ارزیابی باشد. البته در زمان اوج محبوبیت فوتبال این شبکه ها مثل امروز پربیننده نبود و پیگیران زیادی نداشت. اما امروز درصد محبوبیت ورزشکاران را می‌ توان از ابراز علاقه طرفدارانشان در شبکه های اجتماعی تشخیص داد. این روزها والیبالیست ها و شخص سعید معروف در صدر این ستاره ها قرار دارد که اخبار و عکس های او به شدت و با علاقه زیاد از سمت طرفدارانش پیگیری می‌ شود. شاید بتوان گفت صفحه شخصی سعید معروف کاپیتان تیم‌ملی والیبال ایران یکی از پررفت و آمدترین مکان های مجازی باشد که روزانه علاقمندان زیادی را به پیگیری وامی دارد. او با 446 فالوور در اینستاگرام از محبوب ترین ورزشکاران کارابران اجتماعی محسوب می‌ شود. علی کریمی با 346، علیرضا حقیقی با 301 و فرهاد مجیدی با 246 هزار فالوور در رده های بعدی محبوب ترین ورزشکاران شبکه های اجتماعی و اینستاگرام قرار دارند. البته سید محمد موسوی، یکی از بهترین شاخص ترین ملی‌پوشان والیبال با 512 هزار فالوور در رده نخست پر طرفدار ترین ورزشکار اینستاگرام قرار دارد اما او فعالیت های اینستاگرامی اش به مراتب بسیار بیشتر از سایر ورزشکاران است و رابطه او با طرفدرانش نقش موثری در بالا بردن تعداد پیگیرانش دارد اما هیچ گاه محبوبیت معروف را نداشته است. شهرام محمودی هم 249 هزار نفر بالاتر از فرهاد مجیدی سومین والیبالیست محبوب اینستاگرام است اما او چندان علاقه مند به فعالیت در شبکه های اجتماعی نیست و اگر کمی حرارت سایر ستاره ها را داشت شاید عددی بالاتر نسبت به عدد فعلی به دست می‌ آورد. حامد حدادی به عنوان محبوب ترین بسکتبالیست ایران هم با 80 هزار فالوور نفر اول را در بین ورزشکاران این رشته دارد.


در چند سال گذشته شاید می‌ توان گفت این مسابقات جهانی و رویدادهای بین المللی بود که با درخشش در آنها درصد محبوبیت ورزشکاران بالا و پایین می‌ رفت. اما حالا به دلیل درخشش چندین ساله والیبالیست ها در تورنمنت های بین المللی آنها را به ستاره های ورزش ایران تبدیل کرده است. شاید عدم نتیجه گیری سایر رشته های تیمی در مسابقات بین المللی و مخصوصا جهانی میزان محبوبیت آن ورزشکاران را در بین علاقمندان به ورزش پایین آورده است. با تمام این مسائل حالا والیبال در مسابقات جهانی درخشش چشمگیری دارد و بازیکنانی مثل سعید معروف به معتبرترین باشگاه های جهانی نقل مکان می‌ کند. اما حالا در بین ورزشکاران همه رشته ها محبوب ترین ها کدام هستند؟ آیا شبکه های اجتماعی معیار مناسبی برای سنجش میزان محبوبیت ورزشکاران است یا خیر؟ درخشش ورزشکاران در زمین مسابقه دلیل محبوبیت است یا این موضوع مسائل دیگری را هم در بر می‌ گیرد؟

صعود ساحلی بازان ایران از گروه مرگ

 


تیم فوتبال ساحلی برزیل با شکست اسپانیا باعث شد تیم ملی فوتبال ساحلی ایران به مرحله حذفی صعود کند .


 

برزیل  2 بر یک اسپانیا نایب قهرمان جهان را برد و با این نتیجه و نیز پیروزی 3 بر 2 امروز تیم فوتبال ساحلی کشورمان مقابل مکزیک، برزیل با 9 امتیاز به عنوان تیم اول و تیم ملی فوتبال ساحلی کشورمان با 6 امتیاز به دور یک چهارم نهایی جام جهانی صعود کردند.

شاگردان اوکتاویو پنج‌شنبه ساعت 22 به وقت ایران به مصاف تیم اول گروه D یعنی تاهیتی می‌روند.

ادواردو آنیلی که بود و چگونه اسلام آورد؟

ادواردو آنیلی در ۹ ژوئن ۱۹۵۴ در نیویورک متولد شد. وی تنها پسر و وارث مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی سناتور جووآنی آنیلی بود و مادرش، مارلا کاراچیلو، یک پرنسس یهودی بود. ادواردو پس از اتمام تحصیلاتش در کالج آتلانتیک، برای ادامه تحصیلاتش در زمینه ادبیات مدرن و فلسفه شرق به دانشگاه پرینستون رفت. وی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، برای مطالعه عرفان و مذاهب شرقی به کشورهای هند و ایران سفر کرد و در جریان سفرش به کشورمان با آیت­ الله خمینی دیدار کرد و به اسلام و تشیع گروید

پیشینه خانوادگی ادواردو

جیوانی آنیلی، پدر کاتولیک ادواردو یکی از پولدارترین و بانفوذترین افراد ایتالیا است. مادر ادواردو یک پرنسس یهودی بود. درآمد سالیانه خانواده آنیلی بیش از ۶۰ میلیارد دلار تخمین زده می شود. بسیاری از اطرافیان ادواردو بر این باورند که ازدواج یک زن یهودی با خانواده آنیلی اتفاقی نبوده است. پس از این ازدواج، یکی از عموهای ادواردو فوت می­ کند. نکته جالب دیگر این است که خواهر ادواردو نیز با یک خبرنگار یهودی به نام “الکان” ازدواج میکند و از او چهار بچه دارد. بدین ترتیب به نظر می­ رسد پیوند این خانواده با صهیونیست­ ها محکم و محکم ­تر می­ شد.

مسلمان شدن ادواردو

ادواردو دانشجوی فلسفه ادیان در دانشگاه معروف “پرینستون ” نیویورک بود. خودش هم متولد نیویورک بود. او انجیل و تورات را خوانده، اما این‎‎ها او را قانع نکرده بود. در ۲۰ سالگی برحسب اتفاق در کتابخانه چشمش به قرآن افتاده و چند آیه از آن را میخواند و احساس میکند این نمیتواند کلام بشر باشد. قرآن را کامل میخواند و تصمیم میگیرد مسلمان شود؛ بدون اینکه نیاز به مشورت با کسی را احساس کند. به یک مرکز اسلامی در نیویورک میرود و آنجا میگوید من میخواهم مسلمان شوم، شهادتین را میگوید و آنجا نامش را “هشام عزیز ” میگذارند. ادواردو پس از سفر به ایران شیعه شد و توانست با امام خمینی (ره) دیدار کند.

دکتر قدیری ابیانه درباره شیعه شدن و اولین سفر ادواردو به ایران می­ گوید: “بعد از شیعه شدن و ذکر شهادتین در نزد آقای فخرالدین حجازی، نام او را “مهدی” گذاشتیم. بار اول که به ایران آمد، خدمت حضرت امام (ره) رفت. در آن ملاقات، حضرت آیتا… خامنهای، آقای هاشمی، سیداحمد خمینی و فخرالدین حجازی حضور داشتند و یک دوست ایرانی ما که الان در مشهد است و نمیخواهد اسمش را ببریم و دوست ادواردو نیز بود، کار ترجمه را بر عهده داشت. این دوست مشترکمان بعدها گفت که بعد از دیدار با امام به نماز جمعه رفتیم که ادواردو در صف اول بود… . در این سفر او به مشهد، برای زیارت امام رضا (ع) رفت. در آنجا بهشدت تحت تأثیر زیارت قرار گرفته بود و میگفت که من وجود امام رضا (ع) را حس میکردم. وقتی از او پرسیدم از امام رضا (ع) چهچیزی خواستی؟ گفت: خواستم که از خدا بخواهد که قلب پدرم را نسبت به من مهربان کند.”

برداشت شهید ادواردو آنیلی از سوره کهف

 از این (آیات) واضح است که آخرین پیامبر (سلام بر او) محمد [ص] است، زیرا که آخرین قوانین الله است که به زمین قبل از روز جزا (قضاوت جهانی) نازل شده و خواهد شد.
بنابراین بعد از اسلام دین جدیدی نخواهد آمد.
هشام عزیز

فعالیت‎‎های ادواردو در ایتالیا

ادواردو با اعمال نفوذی که داشت، کانال یک تلویزیون ایتالیا را قانع کرد که یک فیلم مستند راجع به کشورهای اسلامی بسازد و تهیهکنندگی فیلم را نیز خودش بر عهده گرفت. در این راستا به ایران هم آمد و بعد هم این فیلمرا در تلویزیون به نمایش گذاشت. بعد از نمایش آخرین قسمت با “ایگور من” خبرنگار روزنامه “لاستامپا” درباره اسلام به مناظره نشست. همچنین وقتی کتاب سلمان رشدی منتشر شد، یک ناشر ایتالیایی تصمیم گرفت آن را منتشر کند. ادواردو با شنیدن این خبر به دیدن او رفت و به او به خاطر انتشار این کتاب اعتراض کرد.

دکتر قدیری ابیانه درباره فعالیت­ های وی می­ گوید: “او میگفت که نمیتوانم ببینم به مقدسات من توهین شود و من هیچ حرفی نزنم. وی همچنین در برابر جنایات اسراییل در فلسطین طاقت نمیآورد و به نخستوزیر و رییسجمهوری و حتی سران کشورهای دیگر زنگ میزد و خواستار جلوگیری از این اقدامات میشد که من به او گفتم داری با این کارها شهادتت رو جلو میاندازی. صهیونیستها دست از سر تو بر نخواهند داشت، از این کارها پرهیز کن”.

اعمال فشار به ادواردو برای بازگشت به مسیحیت

حسین عبداللهی و محمد اسحاق عبداللهی صمیمی ترین دوستان ایرانی ادواردو، فشارهای وارد شده به ادواردو از سوی خانواده اش را غیرقابل باور توصیف می کنند. حسین عبداللهی می گوید: “ادواردو تحت فشار اقتصادی بسیار زیادی قرار داشت. خانواده آنیلی وی را به صورت کامل از لحاظ اقتصادی تحریم اقتصادی کرده بودند. به گونه ای که وی حتی برای تاکسی سوار شدن پول نداشت.” حسین می گوید: “یک روز با ادواردو به نمایندگی هواپیمایی ایران ایر در ایتالیا رفتیم تا برای ادواردو بلیط سفر به ایران تهیه کنیم. کارگزار ایتالیایی شرکت ایران ایر گفت که من نمی توانم برای ادواردو بلیط بخرم. پس از مشاجره بسیار با وی مشخص شد که منشی پدر ادواردو با آن کارمند تماس گرفته بود و به وی دستور داده بود، حق ندارد برای ادواردو بلیط صادر کند.”

خانواده آنیلی برای آنکه ادواردو را از ارث محروم کنند، سعی زیادی در دیوانه جلوه دادن وی داشتند. به همین منظور وی را در یک بیمارستان روانی بستری کردند که به گفته خود ادواردو همه اعضای آن یهودی بودند. ادواردو می ترسید که در آن تیمارستان وی را تحت درمان های  شستشوی مغزی قرار دهند و حتی یک بار از آنجا فرار کرده بود.

شهادت یا خودکشی؟

در نوامبر سال ۲۰۰۰ جسد ادورادو آنیلی در بزرگراه تورینو-ساوانا در شمال ایتالیا و در نزدیکی شهر تورین پیدا شد. اتومبیل وی نیز که یک فیات کرومای خاکستری بود، بر روی پل رومانو و در حالی که چراغ های راهنمایش روشن بود و درهای آن باز بود، رها شده بود.

محلی که جسد ادواردو در آن پیدا شد

پلیس ایتالیا مرگ ادواردو را خودکشی تشخیص داد و علت آن را استفاده بیش از حد از مواد مخدر اعلام کرد. اما دلایل روشنی وجود دارد که حاکی از قتل ادورادو است. در ادامه به ذکر این دلایل می ­پردازیم:

۱) نخست اینکه ادواردو به هیچ وجه معتاد نبود و حتی در مواردی مشاهده شده است که با دوستان و نزدیکانش که از مواد مخدر استفاده می­ کردند، ساعت ­ها گفت و گو می­ کرد تا آن­ها را از این کار بازدارد. دکتر قدیری ابیانه در وبلاگ شخصی خودش درباره یک مورد از تلاش ­های اینچنینی ادواردو می­ گوید: “در سفری که ادواردو به ایران داشت، با برادر یکی از دوستان ما که معتاد بود کلی صحبت کرد و خیلی تلاش کرد تا او را با منطق و استدلال از مصرف مواد مخدر منصرف کند.” به هیچ وجه منطقی به نظر نمی­رسد که چنین فردی به دلیل استفاده بیش از حد از مواد مخدر خودکشی کند.”

۲) در اسلام خود کشی به شدت منع شده است. ادواردو شخصی به شدت آرمان­گرا بود که حتی مایل نبود برای کاستن از فشارها و تهدیدات، به صورت مصلحت­آمیز اعلام کند که از اسلام روی برگردانده است. هدف وی شناساندن اسلام به مردم ایتالیا و غربی­ها بود. چنین فردی چگونه می­تواند خودکشی کند؟ خودکشی اقدامی است که افراد بی­دین و کسانی که به آخر خط رسیده­اند، انجام می­دهند. این در حالی است که ادواردو به فردی کاملا معتقد تبدیل شده بود و هنوز در ابتدای راه بود و کارهای زیادی برای انجام دادن داشت.

۳) آشپز ادواردو میگوید صبح روزی که وی به قتل رسید، نوع غذای ناهارش را مشخص کرده بود. حال این سوال مطرح می­شود کسی که قصد خودکشی داشته باشد، چرا باید برای دو یا سه ساعت بعدش سفارش غذا بدهد. همچنین ادواردو در صبح روز حادثه با دایی خود به صورت تلفنی مکالمه کرده بود و به گفته دایی ادواردو هیچگونه مورد مشکوکی در میان صحبت های وی به چشم نمی خورد و وی کاملا عادی صحبت می کرد. همچنین ادواردو هیچگونه یادداشتی مبنی بر تصمیمش برای خودکشی از خود به جای نگذاشته بود.

۴) حسین عبداللهی با اشاره به برنامه های بلندمدت ادواردو می گوید: “ادواردو می گفت می خواهم به ایران بروم و پناهنده سیاسی شوم و در قم به تحصیلاتم ادامه دهم.” محمد عبداللهی نیز می گوید: “یک هفته قبل از آنکه ادواردو فوت کند، با هم نشسته بودیم و سوره بنی اسرائیل را به زبان ایتالیایی می خواندیم. ادواردو به من گفت می خواهد زبان عربی را فرابگیرد تا بتواند بهتر قرآن را درک کند. بدیهی است که فردی که برنامه های بلندمدت برای زندگی خود دارد و اهداف والایی را دنبال می کند به هیچ وجه دست به خودکشی نخواهد زد.

۵) مورد مشکوک دیگری که درباره شهادت ادواردو وجود دارد این است که هیچ­ گونه بررسی تکمیلی در مورد نحوه قتل او انجام نشد. جسد وی کالبد شکافی نشد و مرگ وی فوراً خودکشی جلوه داده شد. حتی قبل از آنکه پلیس مرگ وی را به صورت رسمی خودکشی اعلام کند، برخی روزنامه­ ها خبر خودکشی پسر رئیس کارخانه فیات را چاپ کردند و ذهن مردم را کاملا به سمت گزینه خودکشی سوق دادند. جسد وی نیز تا ظهر فردای روز حادثه به خاک سپرده شد تا فرصت برای هیچ گونه تحقیقی مهیا نباشد.

۶) پس از مرگ ادواردو سانسور مطلقی درباره مسلمان بودن، عقاید و حتی سفر وی به ایران انجام شد. اظهارنظرهای روزنامه­ های ایران به ویژه انجمن اسلامی فارغ التحصیلان ایتالیا درباره احتمال قتل وی به هیچ­وجه بازتاب داده نمی­شد. در حالی که خانواده آنیلی یکی از بزرگترین خانواده­ های ایتالیا است و کوچکترین اظهارنظری درباره این خانواده به سرعت منعکس می­ شود، به نحوی که نخست وزیر ایتالیا درگذشت ادواردو را به خانواده آنیلی تسلیت گفت و قبل از بازی ایتالیا و انگلستان، ورزشگاه یک دقیقه به احترام ادواردو سکوت کرد. همچنین پس از مرگ ادواردو تمامی اسناد و شواهد مربوط به فعالیت­ ها و زندگی وی جمع ­آوری شد و حتی فیلم مستندی که توسط وی ساخته شده بود و در آرشیو کانال ۱ ایتالیا بود، از آرشیو این کانال خارج شد.

۷) چند سال پس از قتل ادواردو، یکی از دوستان بسیار نزدیک وی به نام لوکا کائتانی لواتلی نیز با همین سناریو به قتل رسید. او دوست ادواردو بود و با وی به ایران آمده و در ایران شیعه شده بود.لوکا نیز یکی از نجیب زادگان ایتالیایی بود. پدر لوکا به سلطان شراب ایتالیا معروف بود و خانوده­اش از سرشناس­ترین خانواده­های این کشور به حساب می­آمدند. با توجه به سرنوشت مشابه او با ادواردو، به نظر می­رسد تاکتیک “خودکشی سازی” یکی از تاکتیک­ های اصلی برای از بین بردن چنین جوانانی است که حاضر نیستند در جهالت باقی بمانند.

 

۸) دکتر مارکو باوا یکی از دوستان صمیمی ادواردو بود که به نحوه زسیدگی به پرونده ادواردو اعتراض کرد. وی در سال ۲۰۰۱ نامه ای به شورای عالی قضایی ایتالیا نوشت و در آن ضمن انتقاد از فرآیند رسیدگی به پرونده ادواردو، علت عدم استفاده از آدمک انسانی برای بازسازی صحنه خودکشی را جویا شد. به عقیده وی شواهد موجود درباره لباس ها و کفش ادواردو، خودکشی را تایید نمی کنند. وی همچنین عدم انجام کالبدشکافی را غیرقابل قبول خوانده بود.

 

دکتر مارکو دلایل دیگری نیز دارد که اثبات می کند ادواردو خودکشی نکرده است. وی اینگونه استدلال می کند: “زمان مرگ ادواردو بین ساعت های ۹ تا ۱۰:۳۰ صبح روز پنجشنبه اعلام شده است. در این ساعت از روز به صورت میانگین هر ۱۰ الی ۱۵ ثانیه، یک ماشین از آن منطقه عبور می کند. امکان ندارد هیچ کس ادواردو را در حین خودکشی ندیده باشد. زیرا پارک کردن ماشین، بیرون آمدن از آن، بالا رفتن از حصار یک و نیم متری کنار بزرگراه و پریدن به پایین حداقل ۲ دقیقه طول می کشد و قطعا در این مدت می بایست افرادی وی را دیده باشند. در حالیکه هیچکس شاهد این اتفاقات نبوده است.

دکتر مارکو معتقد است که ادواردو کشته شده و سپس توسط ماشینش به محل کشف جسد منتقل شده است و برای آنکه قتل همچون خودکشی به نظر برسد، با وسیله ای به سر ادواردو ضربه وارد شده است تا جراحاتی همچون جراحات ناشی از پرش از ارتفاع بر روی سر وی ایجاد شود.

 

ادامه نوشته

شهادت ادواردو آنیلی

ادواردو آنیلی (Edoardo Agnelli) فرزند ثروتمندترین خانواده ایتالیایی یک مسلمان شیعه بود. پدر او سناتور جانی آنیلی مرد ثروتمند و معروف ایتالیا، مدیر و سهامدار اصلی و صاحب کارخانجات اتومبیل سازی فیات و فراری، باشگاه معروف فوتبال یوونتوس، بانکها و موسسات بیمه، چندین کارخانه و شرکت های تولیدی، تجاری و … چندین شبکه رادیو تلویزیونی و مطبوعات و مجلات معروف و پرتیراژ ایتالیا و … و مادر او یک پرنسس یهودی است.

در  ۱۵ نوامبر سال ۲۰۰۰ (سال ۱۳۷۹) – هر ساله مطابق با  ۲۴  آبان ماه – در یک واقعه مشکوک در  گذشت. انجمن اسلامی فارغ‌التحصیلان ایتالیا در ایران، بلا فاصله پس از شهادت او اعلام کردند که او مسلمان و شیعه بوده و بر اثر توطئه صهیونیستها به شهادت رسیده است و روزنامه کیهان در همان روز آن را منعکس ساخت. ۱۵ نوامبر مطابق با ۲۴  آبان سالروز شهادت ادواردو آنیلی تنها فرزند پسر سناتور آنیلی است. در آن روز رسانه‌های ایتالیا پیدا شدن جسد او در زیر یک پل در اتوبانی در ایتالیا را خبر داده و عمدتا خودکشی را به او نسبت دادند.

نام ادواردو بعد از اسلام آوردن او (که قبل از انقلاب حادث شده بود) هشام عزیز و بعد از شیعه شدنش مهدیانتخاب شده بود، در چند نوبت به ایران سفر کرده بود و با  امام خمینی،  آیت‌ا… خامنه‌ای در قبل از ددوران ریاست جمهوریشان، و با هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست مجلس شورای اسلامی دیدار کرده بود و به زیارت حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) نایل آمده بود. دیدار او به عنوان فرزند مسلمان صاحب فیات با حضرت امام (ره) در کتاب خاطرات آیت‌ا.. هاشمی رفسنجانی که قبل از شهادت ادواردو به چاپ رسیده ذکر شده است.

وی گفت این شهید عزیز قرار بود یک ماه قبل از شهادتش به ایران بیاید و قصد داشت به دیدار مقام معظم رهبری برود، لیکن والدین او برای ممانعت از این سفر او به ایران، گذرنامه او را پنهان کرده بودند. او به شدت تحت فشار خانواده بود تا دست از اسلام بکشد. ادواردو نگران سوء قصد از سوی صهیونیستها بود و به دوستان مسلمانش گفته بود که آنها او را به خاطر اسلام آوردنش خواهند کشت و قتل او را به خودکشی، حادثه غیرمترقبه یا بیماری نسبت خواهند داد. اما او تصور می‌کرد که تا پدر او زنده است او نیز از چتر حمایت پدر برخوردار خواهد بود و لذا ترور او پس از فوت پدرش حادث خواهد شد.

ادواردو آنیلی در نماز جمعه تهران به امامت آیت الله خامنه ای

ادواردو آنیلی در نماز جمعه تهران به امامت آیت الله خامنه ای

با شهادت ادواردو، سهم او از ارث پدر و مادر پیرش، تماما به تنها خواهرش مارگریتا خواهد رسید (پدر ادواردو در سال جاری شمسی فوت کرد) و با توجه به اینکه خواهر او ۸ فرزند از دو شوهر دارد، این ارث بین آنها تقسیم خواهد شد. مارگریتا خواهر ادواردو از شوهر اولش به نام آلین الکا که یهودی است ۴ فرزند و از شوهر دومش که مسیحی است نیز ۴ فرزند دیگر دارد، بنابراین، بخشی از سهم ارث ادواردو به چند فرزند یهودی خواهر ادواردو خواهد رسید. ضمنا مدیریت موسسه بزرگ فیات و سایر موسسات خانواده آنیلی نیز به نوه بزرگ سناتور آنیلی یعنی جاکوب (Jacopo) یهودی ۲۳ ساله، فرزند بزرگ مارگریتا (خواهر ادواردو آنیلی) خواهد رسید. جوواننینو، پسر عموی ادواردو که جانشین خانواده آنیلی در مدیریت فیات (در صورت مرگ سناتور آنیلی) محسوب می‌شد، نیز چهار سال پیش به طور مشکوکی (ظاهرا بر اثر بیماری) فوت کرد. با فوت مشکوک جوواننینو، پسر عموی ادواردو آنیلی و کشته شدن خود ادواردو که عنوان خود کشی بر آن گذاشته شده بود، مدیریت آینده و عمده ثروت فیات از دست کاتولیک ها خارج و به دست یهودی ها افتاد.

ادواردو آنیلی همانطور که خود پیش‌بینی کرده بود، به شهادت رسیده است و همه قرائن و شواهد بر این امر گواه است که او تا آخرین لحظه بر ایمان اسلامی خود پایدار مانده بود و بلکه حتی در صدد مسلمان کردن دیگران نیز برآمده بود. پدر ادواردو او را تهدید به محرومیت از ارث در صورت عدم ترک اعتقاد به اسلام کرده بود و او برای حفظ دینش حاضر به گذشت از میلیاردها دلار ثروت شده بود، بنابراین، چگونه ممکن است که او با این اعتقاد راسخ به اسلام، دست به خود کشی که در اسلام حرام است بزند. این دلیل نیز احتمال خود کشی او را منتفی می‌کند.

صهیونیستها با به شهادت رساندن ادواردو، هم موجب شدند بخشی از ثروت عظیم پدر به دست یک مسلمان نیفتد و هم با توجه به وضعیت وارثین، نیمی از سهم ادواردو نصیب فرزندان یهودی خواهرش شود.  مارلا کاراچولو مادر ادواردو نیز یک پرنسس یهودی است. صهیونیستها زنان یهودی را در سر راه زندگی مردان ثروتمند قرار می‌دهند تا بدینوسیله راه انتقال ثروت به جامعه یهودی را باز کنند. مرگهای مشکوکی که در این خانواده‌های ثروتمند رخ می‌دهد در جهتی است که در تقسیم ارث در نهایت، قدرت و ثروت، هر چند در طول زمان طولانی، به یهودیان منتقل می‌گردد. اتفاقی که با مرگ ادواردو آنیلی مسلمان و پسر عموی مسیحی اش رخ داد و باعث شد که ثروت و مدیریت خانواده آنیلی از دست کاتولیکها و مسلمانان خارج و به دست یهودیان این خانواده بیفتد. با توجه به نفوذ مجموعه کمپانی های خانواده آنیلی در ایتالیا در حقیقت در آینده شاهد نفوذ روز افزون صهیونیستها در ارکان مختلف ایتالیا خواهیم بود.

هر اتفاقی که برای ۴ فرزند کوچک مارگریتا (خواهر ادواردو) که از پدر مسیحی هستند رخ دهد، بر ثروت چند فرزند دیگر او که از پدر یهودی هستند یعنی جاکوب ۲۵ ساله، لاپو ساله و جینورا (Ginevra) 18 ساله افزوده خواهد شد و بنابر این می‌توان پیش‌بینی کرد که در آینده، صهیونیستها برای ۴ نوه کوچک سناتور آنیلی که پدرشان مسیحی است نیز نقشه بکشند و اتفاقاتی نظیر آنچه بر سر ادواردو آنیلی و پسر عمویش افتاده برای آنها نیز رخ دهد.  این  احتمال قوی وجود دارد که سازمان جاسوسی و تروریستی موساد با حمایتهای صهیونیستهای ایتالیا که در این کشور از تشکیلات قوی‌ای برخوردار هستند،‌ این ترورها را برنامه‌ریزی‌ها کرده باشند.

ادواردو به دوستان ایرانی خود تاکید کرده بود که برای ترک ایمان به اسلام به شدت تحت فشار خانواده قرار گرفته است و حتی او را به زور در یک درمانگاه روانی خصوصی ویژه میلیاردر ها در نزدیکی مرز سویس به طور کاملا مخفی بستری کرده بودند و پزشکان یهودی با گرایش شدید به اسرائیل و صهیونیسم، از طرف خانواده ادواردو ماموریت داشتند تا تدابیری برای شستشوی مغزی او و جدایی او از اسلام اتخاذ کنند. ادواردو تاکید می کرد که صهیونیستهای این مرکز به اصطلاح درمانی حتما مسلمان بودن او را به اسرائیل گزارش خواهند کرد و این مقدمه‌ای برای ترور او خواهد بود، لیکن او در ایمان خود استوار است و تا پای جان به آن وفادار خواهد ماند.”

فردای شهادت او، انجمن اسلامی فارغ‌التحصیلان ایتالیا طی اطلاعیه‌ای مسلمان بودن و شهادت او توسط صهیونیستها را اعلام کردند، لیکن مطبوعات ایتالیا موضوع را کاملا سانسور نمودند و خبرگزاری آنسا ایتالیا که در ایران دفتر دارد، علی‌رغم دریافت اطلاعیه آنرا منعکس نساخت. اقدام دستگاه قضایی ایتالیا برای تحقیق در مورد قتل ادواردو بک خواسته بر حق می باشد که باید مورد توجه قرار گیرد تا ماجرای یک کودتای بزرگ یهودیان صهیونیست علیه مسلمانان و مسیحیان در ایتالیا که حاکمیت یهودیان بر این مجموعه بزرگ را در پی دارد بر ملا شود.  کودتایی که حتی در ایتالیا متوجه وقوع آن نیز نشدند. هم اکنون می توان می توان کارخانجات فیات و سایر موسسات متعلق به این خاندان را موسساتی صهیونیستی قلمداد کرد.

مخالفت کاسیاس با برگزاری مراسم خداحافظی

در دو روز گذشته، احبار مربوط به جدایی کاسیاس از رئال مادرید بیشتر از همیشه منتشر شده اند. اینگونه تصور می شد که او روز گذشته رسما به عضویت پورتو در بیاید اما به دلیل یکسری مشکلات مالی و مالیاتی بین او و رئال، امضای قرارداد نهایی به تاخیر افتاد.
طی خبری که اوندا سرو ساعاتی پیش منتشر کرد، این مشکلات برطرف شده و کاسیاس بار دیگر در یک قدمی پیوستن به پورتو قرار دارد.

این منبع همچنین گزارش داد که کاسیاس با پیشنهاد مدیران رئال مبنی بر برگزاری یک مراسم وداع باشکوه با هواداران در برنابئو، مخالفت کرده و عنوان داشته که تنها با برگزاری یک نشست خبری، از هواداران خداحافظی خواهد کرد.

باشگاه رئال مادرید پس از جدایی هیه رو و رائول، دو بازیکن اسطوره ای این باشگاه، به دلیل برگزار نکردن یک مراسم خداحافظی در شان این دو بازیکن، مورد انتقادات وسیع رسانه ای قرار گرفته بود و به همین دلیل در مورد کاسیاس قصد داشت رویه سابق را تکرار نکند.

فدرر - جوکوویچ؛ تکرار فینال سال گذشته ویمبلدون

این شاید آخرین فرصت برای خوش استیل ترین بازیکن تمام تاریخ تنیس، راجر فدرر کبیر، که هم اکنون با 33سال و 338 روز مسن ترین فینالیست روی چمن ویمبلدون باشد. از طرف دیگر نواک جوکوویچ آماده‌ترین بازیکن این روزهای تنیس با نمایش خیره کننده و تقریبا راحت خودش را برای نبردی دیگر با راجر فدرر آماده می‌کند. شاید تنها بازی سخت نوله در این تورنمنت مقابل تنیسور اهل آفریقای جنوبی بود که اسیر سرویس های ویرانگر کوین آندرسون شده بود.

در فینال سال 2014 جوکو در سه ست و با نتایج (4-6و6-7و4-6)در مقابل دو ست برده فدرر(7-5و7-6)قهرمان 7 دوره این مسابقات که 5 قهرمانی متوالی بین سالهای 2003-2007، به پیروزی رسیده بود.


دیروز فدرر با نشان دادن آمادگی و چیره دستی با حذف تمام حریفان مسابقه پای فینال را از آندی ماری تنیسور بریتانیایی در مقابل استادیوم مملو از جمعیت با اتکا به تکنیک ناب و اتخاذ تاکتیکی مناسب، با نتیجه 3-0 برنده پیروز میدان شد و تجربه خودش در این مسابقات رو به رخ حریف کشاند.

از آن طرف نوله با حساب 3-0 ریشار گاسکه مرد آماده این روزهای دنیای تنیس رو که در دور قبل مسابقات یک پیروزی رویایی و تقریبا عجیب غریب رو در مقابل واورنکا بدست آورده بود را به راحتی شکست داد تا در فینال فردا برای جنگیدن و دفاع از عنوان قهرمانیش در فیت=نال تکراری بازهم به مصاف راجر فدرر برود.


فردا یکشنبه در فینالی سخت و نفسگیر راجر فدرر خوش استیل و هنرمند در مقابل نواک جوکویچ کامل و جنگنده قرار خواهد گرفت. شاید تکینیک و تجربه فدرر اینبار در مقابل روح جنگجو، نستوه و هوش سرشار نوله غلبه کند تا فدرر در واپسین روزهای دوران بازیگری خود تاج مسن ترین قهرمان ویمبلدون رو بر سر بگذارد.

رویانیان:بان کی مون و خانم اشتون هم می دانند این ها 10 میلیون دلار برای پرسپولیس بدهی به بار آوردند!

این یک گفت و گوی صریح است با محمد رویانیان به بهانه رو شدن پرونده محمدرضا خلعتبری . اگرچه سئوال های ما کاملا انتقادی است و حس مان این بود او در جریان این تخلف بوده اما مدیر پیشین پرسپولیس که با ورود به فوتبال سال هایی سخت را پشت سر گذاشت ، توضیحاتی می دهد که باعث می شود کمی درنگ داشته باشیم و از خود بپرسیم چرا مدیران بعدی پرسپولیس این پرونده را پی نگرفتند. چرا فدراسیون فوتبال در صدور آی تی سی و درخواست هایش همکاری کرده و هیچ گاه از خود نپرسیده چرا بعد از زمان مقرر فیفا این درخواست را پیگیری کرده و چرا اماراتی ها این برگه را صادر کرده اند و این وسط آیا واقعا پرسپولیس هم تخلفی کرده بود؟

الان با داغ شدن پرونده خلعتبری ، دوباره خیلی ها یاد شما افتادند و می گویند آن زمان گروه شما تخلف کرده است.

در هر صورت این حرفی که شما می زنید درست نیست. الان این خلعتبری یعنی چی؟ کی گفته ما محکوم شدیم؟ اصلا حکم صادر شده؟ چرا ما نباید اعتراض کنیم؟ دو سال است در مدیریت پرسپولیس هیچکس نیست برود مسائل حقوقی پرسپولیس را پیگیری کند. فقط با هم دعوا دارند. معلوم است علیه ما حکم صادر می شود. خلاف را باشگاه اماراتی کرده، فدراسیون امارات انجام داده است ،چه ربطی به باشگاه پرسپولیس دارد؟ مگر ما برای این بازیکن آی تی سی صادر کردیم. ما پول فسخ قرارداد را ریختیم و آنها هم در تاریخ مقرر او را آزاد کردند. این بازیکن که حتی با این تیم تمرین هم نمی کرد تا چه برسد به بازی.

از ابتدا هم خیلی ها می گفتند این انتقال اشتباه بود ؟

 اصلا کی گفته آوردن خلعتبری اشتباه بوده؟ می گذاشتیم او در لیگی بازی کند که نام جعلی دارد؟ یادتان رفته که در کشور چه جوی داشتیم؟ تازه بقیه تیم ها هم که او را می خواستند.  مردش بودم این بازیکن را  آوردم. دل خیلی ها را هم سوزاندم. هم سپاهانی ها و هم استقلالی ها. قدرت خودم را نشان دادم و اتفاقا سر بازی استقلال و پرسپولیس هم آوردم. یادت رفته آن سال ها هی استقلال بمب می ترکاند و می گفتند پرسپولیس توان جذب بازیکن ندارد؟ هدایتی کمک کرد ، ما هم رفتیم بازیکنی را که مربی مان نیاز داشت در شرایطی که کمک بزرگی به فوتبال ایران بود ، بر گرداندیم. هیچ تخلفی هم نکردیم.

ولی فیفا به خاطر همین انتقال محکوم تان کرده و الان هم کارشناسان حقوقی می گویند کمیته انضباطی اگر می خواست درست حکم بدهد باید پرسپولیس می رفت لیگ یک.

اصلا هم اینطور نیست. من که می دانم چه کسانی رفتند و برای پرسپولیس زدن. کسانی که از من 100هزاردلار پول خواستند، ندادم. نمی خواهم بگویم چه کسانی و هیچ وقت هم نمی گویم. ولی ما هیچ تخلفی نکردیم که علیه پرسپولیس رای بدهد. این را اقلا خود فدراسیون بهتر از همه می داند. تازه به ما چه ربطی دارد؟ دو سال پیش بوده. در این دو سال باشگاه مرده بود دفاع کند؟ یعنی از باشگاه توضیح نخواستند و یک سره حکم صادر کردند؟ به من چه؟ من دو سال پیش مدیریت را ول کردم رفتم. مدیرهایی که بعد از من بودند باید این را پیگیری می کردند. من تخلفی نکردم. من بازیکن ایرانی را برداشتم آوردم. اصلا زرنگی کردم؛ قلدری کردم؛ هر کاری کردم بازیکن خودمان را آوردم، به هر شکلی! آن موقع هوادارها به به می گفتند همه تعریف می کردند. این قدرت من و قدرت باشگاه بوده.

550بالاخره برای این بازیکن هزینه زیادی شد و آخرش هم کلی حرف و حدیث به جا ماند. 550 هزاردلار غرامت به اماراتی ها با دلار 3500تومانی. می گفتند بیش از 2 میلیارد تومان هم به خودش دادید.

لعنت بر کسی که 2 میلیارد پول داده... اول باید از من بپرسید بعد بگویید 2 میلیارد دادی.

این ارقام از همان موقع بارها منتشر شده، حای در 90 هم گزارشی پخش شد درباره چک های برگشت خورده و ماشین هایی که به خلعتبری و دیگران داده بودند؟

یعنی الان می خواهید به من ثابت کنید که دو سال پیش درست می گفتند. الان خیلی چیزها عوض شده. 5+1دارد اتفاق می افتد، دو سال پیش اینطور نبوده.  یک دروغی را گفتند و هی تکرار کردند. این حرف ها واقعی نبود. اسنادش که در وزارت ورزش هست و اصلا منتشر شد. چرا به اسناد رسمی که به عنوان دیون تیم به بازیکنان منتشر شد ، مراجعه نمی کنید؟

الان فیفا حکم داده...

من باکی ندارم از این حرف ها و فحش دادن و ... در مورد آقای خلعتبری هم خواهش من این است شما با یک نگاه منطقی و درست تری به این مساله نگاه کنید. چرا می گویید 2700 به او پول دادیم؟ من مدیرعامل بودم. قرارداد را من بستم چطور من 2700 دادم؟

خودش در 90 گفت دو ماشین گرفتم  که یکی پورشه بود.

به حضرت عباس اگر داده باشم! چک شخصی خودم را دادم . 300میلیون تومان...

800میلیون چک شخصی شما بوده.

نه 300میلیون! 700میلیون قرارداد سال اول بوده و 700میلیون هم سال بعد، یعنی 1400 در دوسال. چطور شما می گویید 2700؟

اصلا ماشین نبوده؟

نه به شرافتم! من روزه ام، چرا باید دروغ بگویم؟ من هیچ قراردادی، هیچ صحبت یا مذاکره ای راجع به ماشین با ایشان نداشتم و هیچ ماشینی هم ندادم. من قرارداد مالی دارم. چک هم دادم. از کجا پول گرفتم و چقدر دادم، رد پول هم مشخص است که از یک بانکی گرفتم که سابقه و پرینتش هست. چک شخصی خودم هم که دادم و بعد پول دادم و چک را پس گرفتم هست. اینها بی انصافی است. بعد دو سال که از مدیریت من گذشته. الان پرونده ژوزه  را دوسال است ول کرده اند. اگر  دنبال شکایت مان را می گرفتیم محکومش می کردیم. پولمان هم برمی گشت. پرونده های خارجی را نه دفاع می کنند نه چیزی. اینها واقعا ناجوانمردانه رفتار می کنند. اصلا خارجی را ول کن شما فعلا 10 میلیون دلار بدهی سال قبل تیم را بچسب! الان سی میلیارد تومان حساب کردم، سی و خورده ای  از فصل گذشته بدهکار هستند. این فصل هم هر چی آقای طاهری خرج می کند قرضی است. بدهی بالا می آورند. ده میلیون دلار فقط بدهی سال گذشته در ایران بوده یعنی 33میلیارد تومان.

اینها را وزارت ورزش در جریان است؟

این را بان کی مون و خانم اشتون هم می دانند. 12میلیارد که گلرخسار شکایت کرده و آقای سیاسی را گرفتند. که با زیانش 15 میلیارد باید بدهند، 10میلیارد هم آقای سیاسی خرج کرده و از باشگاه و چک و رسید گرفته. 4میلیارد هم حاج حسین قرض داده. 2میلیارد هم به بانک رسالت بدهکارند. برای امسال هم که می گویند همین حدود از صندوق حمایت از پیشکسوتان برداشت کرده اند تا تیم ببندند. اینها برای عمه من است؟ اینها قرض است دیگر. شما دنبال 53هزار فرانک می گردید که دو سال است کسی نرفته از آن دفاع کند و الان هم به جای دفاع کردن جو می سازند. الان ده روز  وقت دارند اعتراض کنند، اصلا به ما چه؟ باشگاه و فدراسیون اماراتی خلاف کرده اند و مسوولین باید اعتراض کنند. حرف من این است. شما به جای این که دنبال بدهی هستید، باید بروید فیفا. شما معادل ده میلیون دلار برای پرسپولیس بدهی بالا آوردید که دولت باید بپردازد. فقط در این یکی دو سال گذشته پرسپولیس را بدهکار کردند این که سند فیفا نمی خواهد.

ولی در زمان شما هم باشگاه بدهکار بود و متهم بودید که بازیکنان را در لیگ گران کردید؟

چه خرجی کردیم؟ آن موقع که همه کیف می کردید. شما این بازیکن ها را گران کردید. این گرمی بازار رسانه ها بود. صبح من بمب می ترکاندم ، فتح الله زاده سر شب و  سپاهان نصفه شب! آن موقع فوتبال در ایران به سمت گران شدن پیش می رفت و پیش هم رفت. فوتبال و فوتبالیست گران شد و هزینه ها بالا رفت. شما پراید را 8تومان می خریدید، الان 20تومان است. فوتبال هم همین طور گران شد.  الان شرایط عوض شده و نمی توانید از مدیریت ما ایراد بگیرید. آن زمان من مدیر باشگاهی شدم که به خاطر نگرفتن بازیکن خوب تحقیر شده بود. باشگاه های مقابل مثل سپاهان و استقلال می ترکاندند بازیکن می گرفتند و همین را کری می کردند. هوادارها با یک نگرانی و فشار روحی و استرس و افسردگی طرف بودند. حرف 30میلیون آدم بود. من آن افسردگی را برطرف کردم و اگر قیمتش را برای هر آدم هزار تومان حساب کنیم، من 30میلیارد می توانستم هزینه کنم که اینها را از افسردگی خارج کردم. این یعنی ارزش مدیریت. شما می گویی پول خرج کردی، اینطور نیست. من و فتح الله زاده و مدیران وقت دو تیم این همه اتهام شنیدیم و گفتند فلان قدر بدهی داشتند ، بعد هی کمش کردند . ما که تلاش می کردیم با درآمدزایی مشکلات را از بین ببریم. دوستان که بازیکن ارزان هم خریدند چرا کم از ما هزینه نداشتند و شرایط بهتر نشد؟ چرا مردم این قدر نگرانند؟

پرسپولیسی که ۵ سال پشت سر هم قهرمان شد


 عکسی که می بینید یکی از بهترین پرسپولیسهای تاریخ است. پرسپولیسی که با حضور یک استقلالی به نام شاهرخ بیانی، در دربی، توانست سه بر صفر پیروز شود و شاهرخ بیانی دو گل از سه گل را به ثمر برساند. البته شاهرخ بیانی فصل بعد دوباره به استقلال برگشت اما پرسپولیس قهرمانی هایش را  از همین سال ۶۵ شروع کرد.
پرسپولیس آن سال استقلال را در نیمه نهایی مسابقات سه بر صفر برد و در فینال هم شاهین را یک بر صفر با گل ناصر محمد خانی شکست داد و قهرمان باشگاههای تهران شد. علی پروین در آن زمان مربی بازیکن پرسپولیس بود.
همانطور که می دانید پرسپولیس پرافتخارترین تیم دهه ۶۰ فوتبال ایران است که ۵ سال متوالی قهرمان جام باشگاههای تهران شد. از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۹ فوتبال تهران در ید سلطه قرمزهای پایتخت بود و این تیم ۵ بار متوالی عنوان قهرمانی جام باشگاههای تهران را بدست آورد. بازیکنان حاضر در ترکیب پرسپولیس به این شرح بودند.
ایستاده از راست: ضیا عربشاهی، محمد پنجعلی، مرتضی فنونی زاده، وحید قلیچ، شاهرخ بیانی، محمد حسن انصاری فرد
نشسته از راست: عباس کارگر، فرشاد پیوس، ناصر محمد خانی، حمید درخشان و علی پروین

لیست تیم ملی را گذاشتم جلویم و برای هواداران پرسپولیس خریدم!

هواداران چند سال بود که زجر می کشیدند، حرف های آنان را شنیدم و سرمربی تیم را عوض کردم، وقتی فصل نقل و انتقالات رسید لیست تیم ملی را جلویم گذاشتم و برای خوشحالی هواداران پرسپولیس شروع به خرید کردم!

 این حرف ها را محمد رویانیان مدیرعامل اسبق پرسپولیس چندی پیش در مصاحبه اش درباره دوران مدیریتش در پرسپولیس مطرح کرد و راز خریدهای پر سر و صدایش را برملا کرد.

وی جای دیگری در این مطلب ادامه داد: «لیست تیم را بسته بودیم و بازیکنان مورد نظر جذب شده بود اما یک بازیکن مانده بود به نام کریم انصاری فرد که دیدم فتح الله زاده مصاحبه کرده و هواداران روی آن حساس شده اند. کریم را هم گرفتم تا در کری خوانی برای رقیب کم نیاورند!»

این مصاحبه فقط یک مرور از اتفاقات پرسپولیس در همین چند سال پیش بود. لیست فعلی تیم ملی و وضعیت الان پرسپولیس را هم خودتان می توانید بررسی کنید.

پیغام دوباره هدایتی به مدیر پرسپولیس:بیا کینه ها را کنار بگذاریم!

حسین هدایتی که بارها از شرایط مدیریتی پرسپولیس انتقاد کرده بود و آخرین بار گفته بود به جای کمک به این تیم ترجیح می دهد وام ازدواج و جهیزیه به جوانان بدهد ، دوباره می خواهد به پرسپولیس پول بدهد. حسین هدایتی تاجر پرسپولیسی که اهلیتش برای خریدن ایین تیم تائید نشد و نتوانست مالک تیم باشد ، بعد از اینکه اعلام کرد حاضر نیست به این تیم کمک کند وگفت از این پس وام ازدواج می دهد که ثوابش بیشتر است ، باز می خواهد در کمک به پرسپولیس سهمی داشته باشد.

اینکه او در این دو ماه چقدر وام ازدواج داده را خودش می داند چون در مدت مشابه ، وزارت ورزش و جوانان به دلیل مشکلات مالی دولت نتوانسته است کمکی به جوانان در لیست ازدواج کند و خیلی از اهالی فوتبال آن گفته هدایتی را طعنه ای به وزیر ورزش دولت می دانستند که اهلیتش برای پرسپولیس داری را رد کرد اما تشکیلاتش حتی در پرداخت وام های ازدواج جوانان توانایی نداشت. بعد از این گفته های هدایتی این طور پیش بینی می شد که او دیگر قصد همکاری با پرسپولیس را ندارد. خیلی زود اما او هفته قبل به طاهری برای همکاری کمک به تیم پیغام داده و تماسی داشته است. تماسی که با پاسخ منفی باشگاه مواجه شده است!

سوپر واکنش های کاسیاس (به بهانه ترک رئال مادرید)

به عنوان یه بارسایی
هیچوقت فراموشش نمیکنم
مخصوصا جام جهانی ۲۰۱۰
یادت بخیر چه بازی داشتی تو نیمه نهایی با آلمان

برای دانلود کلیک کنید

 

توافق قطعی رئال و پورتو برای انتقال کاسیاس

ایکر کاسیاس بطور قطع تا ساعات آینده و پس از 25 سال از رئال مادرید جدا خواهد شد.

 

مارکا و آ اس، دقایقی پیش گزارش دادند که دو باشگاه پورتو و رئال مادرید، بر سر انتقال ایکر کاسیاس به توافق رسیده اند و چند ساعت دیگر این انتقال رسمی خواهد شد.
کاسیاس 25 سال پیش وارد آکادمی فوتبال رئال مادرید شد و در 17 سال گذشته، دروازه بان اول کهکشانی ها بوده است. روز گذشته او با مدیران رئال بر سر فسخ قرارداد به توافق رسیده بود.
کاسیاس 725 بار با پیراهن تیم اول رئال به میدان رفت و 15 جام مختلف را بالای سر برد. قرار است روز جمعه ساعت 13  به وقت محلی، مراسم وداع این دروازه بان اسطوره ای با هواداران رئال در برنابئو برگزار شود.

تیم منتخب جهان با مربیگری علی دایی برابر رژیم صهیونیستی !!

بازی فوتبال تیم منتخب جهان با مربی گری علی دایی در برابر رژیم اشغالگر صهیونیست که در پایان با نتیجه سه بر یک به سود شاگردان علی دایی خاتمه می یابد.
اما هدف از این بازی چیز دیگری است، که در پایان کلیپ خواهید دید.
پای یک مادر در میان است…..

برای دانلود اینجا کلیک کنید


ستاره ای که به خاطر حمایت از فلسطین دعوت پاپ را رد کرد

« ابوتریکه » دلیل رد درخواست پاپ فرانسیسکو را هم بازی نشدن با یک بازیکن رژیم صهیونیستی دعوت شده به این مسابقه، بیان کرد.

محمد ابوتریکه روز یکشنبه در صفحه اجتماعی خود در تویتر، تصویر دعوتنامه پاپ را منتشر کرد.

این بازیکن مصری در زیر تصویر دعوت پاپ برای شرکت در مسابقه صلح، نوشت: این تصویر دعوتنامه برای دیدار صلح است. اما من این دعوت را به دلیل حضور رژیم صهیونیستی رد کردم، مرا ببخشید، ما نسل آموزش دیده هستیم.

ابوتریکه به همراه ستاره های جهان از جمله مسی، زیدان و زانتی و یک بازیکن رژیم صهیونیستی به نام « یوسی بنایون » از سوی پاپ برای برگزاری مسابقه صلح دعوت شده اند.

به نوشته پایگاه اطلاع رسانی مصر، « وائل جمعه » بازیکن سابق الاهلی مصر نیز که اکنون سرپرست این تیم است، برای دیدار صلح دعوت شده اما وی تاکنون موضع خود را برای شرکت در این مسابقه اعلام نکرده است.

پایگاه اطلاع رسانی مصر به زمان و محل برگزاری مسابقه صلح اشاره ای نکرده است ولی پیش از این منابع دیگر اعلام کرده بودندکه این مسابقه دهم شهریورماه (اول سپتامبر) در ورزشگاه المپیک رم برگزار خواهد شد.

متن تنها دعای پیشکسوت پرسپولیس

مهرداد میناوند هافبک سابق پرسپولیس، برای موفقیت این تیم دعا و از خداوند شادی هوادارانش را طلب کرد.
 
میناوند در اینستاگرام خود نوشت: اميد به سلامت. واسه همه ما كه اينجاييم يه عامل مشترك واسه خوشحالي هست و اونم پرسپوليسه، پرسپوليسي كه خيلي وقته بيماره اما ما سعي كنيم اميد داشته باشيم به نجاتش، اميد به سلامتي!
 
هرچي بود گذشت، هنوزم افتخار مي كنيم كه به تيممون كه توي مريض ترين روزاش هم توي آسيا ركورد مي زنه، مگه ميشه كسي صدهزارنفرها رو يادش بره!؟ خدايا! اين شبها هركي يه دعايي مي كنه، اما من ميخوام ازت بخوام كه به حق همين شب هاي روشن و عزيز، سلامتي رو به تيممون برگردون كه مريض بودنش ميليون ها نَفَر رو مريض مي كنه. 
 
خدايا! مي خوام يه چيز بگم، بچه هايي هستند كه همه اميدشون اين تيمه، پول هاشون رو جمع مي كنن تا برن بازي تيمشون رو ببينن و نود دقيقه عشق كنن اما يكي با گريه، يكي عصبي، يكي خسته و يكي پشيمون برمي گرده.
 
خدايا! اين شبها هركي يه دعايي مي كنه، اما خودت با بزرگيت مي دوني كه دعاي من خوشحالي دل ميليون ها نَفَر رو به دنبال داره. بچه هاي اين مملكت اگه دلشون شاد باشه كاري مي كنن كارستان، خدايا تو رو به حق مولا، دل اين بچه ها رو كه چيز زيادي هم نمي خوان شاد كن.
 
شادي دل ميليون ها نَفَر توي اين مملكت به سلامتي تيممون بسته ست. 
آمين
 

میناوند: سید جلال تعصب خود را به پیراهن پرسپولیس نشان داد

پیشکسوت تیم فوتبال پرسپولیس گفت: عملکرد ضعیف سرخ پوشان در نقل و انتقالات سبب ترس بازیکنی مثل ضرغام اسماعیل از حضور در ایران می شود.

مهرداد میناوند مدافع اسبق تیم فوتبال پرسپولیس تهران در گفتگویی اظهار داشت: متاسفانه شرایط وخیمی برای تیم فوتبال پرسپولیس در حال شکل گیری است، هر بازیکنی که مدیران باشگاه قصد جذبش را دارند سر از تیم های دیگر در می آورد در این اوضاع و احوال وقتی برانکو حرف از برآورده شدن 80 درصد خواسته هایش می زند هر فوتبال دوستی مشکوک می شود. این گونه صحبت کردن نشان می دهد پرسپولیسی ها امسال نیز مانند فصل قبل عزم خود را برای سقوط نکردن جزم خواهند کرد. من از سیاست مسئولان چیزی متوجه نمی شوم ولی امیدوارم دیگر شاهد اشک ریختن مشتاقان و دلسوزان محبوب ترین تیم آسیا نباشیم.
 
وی افزود: ضعیف ترین پرسپولیس تاریخ در حال شکل گیری است چرا که عملکرد این تیم در فصل نقل و انتقالات گویای خیلی از واقعیات است، پرسپولیس با این اوصاف هیچ شانسی برای قرار گرفتن در جمع مدعیان نخواهد داشت.
 
میناوند در خصوص اعتراض هواداران تصریح کرد: به دوستداران پرسپولیس حق می دهم که از این شرایط اسفناک گله مند باشند، جالب اینجاست که برخی از بزرگان و پیشکسوتان حاضر در هیئت مدیره از اعتراض به حق هواداران ناراحت شده و آنها را دعوت به صبر و آرامش می کنند .من از این عزیز سوالی دارم، اگر پیشکسوتان و هواداران پرسپولیس در فصل نقل و انتقالات که به نوعی مهم ترین روزهای سال است عملکرد ضعیف مدیران را نقد نکنند، درصورتیکه تیم از لحاظ نتیجه گیری با ضعف مواجه شود، انتقاد آنها کار عبث و بیهوده ای نیست؟ پس باید به مدیران پرسپولیس تلنگر زد که به بسته شدن تیم سبب تکرار نتایج ضعیف خواهد شد، به هر حال من فکر می کنم مدیران به خواب رفته پرسپولیس را نمی توان بیدار کرد، با این نابسامانی ها اگر هواداری به پرسپولیس این فصل امید ببندد کار اشتباهی کرده است.
 
وی در رابطه با بی میلی برانکو برای جذب سید جلال حسینی تصریح کرد: اختیارات فنی پرسپولیس با برانکو است و در صورت عدم نتیجه گیری وی باید پاسخگو باشد، بنابراین باید به این مربی خوب وقت داد تا با وجود این بازیکنان تفکرات فنی خود را در پرسپولیس پیاده کند. اما در مورد جلال حسینی که با مردانگی از پیشنهاد استقلال گذشت و تعصب خود را به پیراهن پرسپولیس نشان داد، می شد با انجام مذاکراتی مسئله را به خوبی به پایان رساند و با حرفه ای گری اعتراض هواداران را کاهش داد.
 
میناوند در ارتباط با اینکه مدافع عراقی مد نظر پرسپولیس این تیم را در اولویت های پایانی خود قرار داده است، گفت: رفتارهای خارج از اصول حرفه ای مدیران باشگاه پرسپولیس سبب شده ضرغام اسماعیل در مورد تیم بزرگ پرسپولیس این گونه صحبت کند. نپرداختن به موضوع مبلغ قرارداد و بد رفتاری کردن در قبال بازیکن خارجی سبب می شود تا به این بازیکن حق بدهیم که از حضور در پرسپولیس نگران بوده و بترسد که با او هم به مانند سایر بازیکنان برخورد کنند. پرونده های قطور باشگاه پرسپولیس در کمیته انضباطی فیفا قابل کتمان نیست و هر بازیکنی بخواهد با این باشگاه مذاکره کند مطمئنا با آمار داشتن از شکایت ها پای میز مذاکره نمی نشیند.
 
عملکرد سالهای اخیر ما سبب وحشت بازیکنان خارجی در بستن قرارداد می شود. مطمئن باشید با این وضعیت در فصل جدید نیز به پرونده های شکایت علیه باشگاه پرسپولیس افزوده خواهد شد.

بمب پرسپولیس بمب خنده بود/ عواقب فاجعه انتقال بیک زاده به پرسپولیس

هاشم بیگ زاده مدافع همیشه مصدوم و مازاد و 32 ساله استقلالی ها جدیدترین گزینه ای است که پرسپولیسی ها برای خرید در نقل و انتقالات با او وارد مذاکره شده اند.

گزینه ای عجیب که پس از مدت ها مذاکره با بازیکنانی چون میثم مجیدی، حیبیب گردانی، احسان حاج صفی، میلاد محمدی، ضرغام اسماعیل و... مطرح شده است.

 

پرسپولیسی ها که چندین روز وعده انفجار یک بمب در نقل و انتقالات را به هوادارنشان داده بودند سرانجام به قول خود عمل کردند اما گویا چاشنی این بمب در باشگاه خودشان کار گذاشته شده و بیشتر شباهت به بمب خنده داشته است.

 

رسیدن به گزینه همیشه مصدومی که مدت هاست حتی از بالاترین سطح خودش هم دور شده آن هم در شرایطی که مالک باشگاه استیل آذین هزینه های انتقال مدافع تیم ملی عراق به پرسپولیسی ها را تقبل کرده و با مخالفت مسئولان پرسپولیس روبرو شده بیش از پیش عجیب به نظر می رسد.

 

انتقال بازیکن مازاد استقلال به پرسپولیس که سال های سال سوژه خنده جوک ها و پیامک های پرسپولیسی ها بوده به این تیم بدون شک دور جدید اعتراضات هواداران پرسپولیس در برابر این باشگاه را کلید خواهد زد و این بار میزان خشمی بین آنان ایجاد می کند که با وعده های کوتاه مدت و گفتگوی رو در رو هم از بین نخواهد رفت.

رویانیان: یک نفر مخفیانه گزارشی را به فیفا فرستاده است

مدیرعامل سابق تیم فوتبال پرسپولیس گفت:جریمه 53 هزار دلاری پرسپولیس هم اگر الان پرداخت شود به خاطر بی توجهی یکسری از مسئولان بوده که به آن اعتراض نکردند وگرنه پرونده خلعتبری هیچ شباهتی به موتومبا، بازیکن راه آهن، ندارد.

محمد رویانیان در گفت و گویی در رابطه با پرونده انتقال خلعتبری از عجمان به پرسپولیس که در دوران مدیریت وی انجام شده و هم اکنون گفته می شود به همین دلیل خطر سقوط سرخپوشان را تهدید می کند اظهار داشت: به هیچ وجه اینطور نیست. برخی شایعات را درست کرده اند. این یک فرافکنی نپخته و ناشایست است. این نامه یک سال پیش از سوی فیفا به پرسپولیس ابلاغ شده بود اما نمی دانم چطور حالا رسانه ای شده است. در ضمن رای جریمه باشگاه پرسپولیس به خاطر این پرونده هنوز قطعی نشده و جای اعتراض دارد.

وی ادامه داد: اصلا ماجرای جریمه پرسپولیس از سوی فیفا ربطی به بازی کردن یا بازی نکردن خلعتبری در پرسپولیس ندارد. این جریمه به خاطر نحوه نگارش قراردادی که باشگاه پرسپولیس با عجمان امضا کرده و همچنین گزارشی که عجمانی ها به فیفا اعلام کرده اند اعمال شده است. فیفا به برخی از بندها ایراد گرفته و چون جوابی به آنها داده نشده به این شکل پرسپولیس را جریمه کرده است.

مدیرعامل سابق باشگاه پرسپولیس در خصوص اینکه گفته می شود خطر سقوط پرسپولیس را تهدید می کند تصریح کرد: قاطعانه می گویم هیچ خطری از این بابت باشگاه پرسپولیس را تهدید نمی کند. آنهایی که این نامه را منتشر کردند خبر ندارند که هنوز این رای قطعی نشده است. پرسپولیس در آن برهه با کمک کارشناسان به ویژه آقای شکری از فیفا تقاضا کرد تا مدارک و مستندات خود را برای جریمه پرسپولیس در این قرارداد ارسال کند. قرار بود فیفا جواب نامه ما را بدهد و یکسری مدارک را بفرستد اما دیگر عمر مدیریت من در باشگاه پرسپولیس به پایان رسید.

رویانیان در پاسخ به این سوال که پس چرا بحث سقوط پرسپولیس مطرح شده خاطرنشان کرد: این جوی است که الان به خاطر ماجرای سقوط راه آهن ساخته اند. در همین شب های قدر از خدا می خواهم از سر تقصیراتشان بگذرد. چون تمام این قضایا به خاطر این است که یکسری یا بهتر بگویم یک نفر مخفیانه گزارشی را از ایران به فیفا درباره پرونده خلعتبری ارائه کرد. این پرونده الان یک سال در باشگاه است و خاک می خورد اما مسئولان آن را پیگیری نکردند و حالا به یکباره نمی دانم چطور دوباره این مساله مطرح می شود. اصلا بگذارید صراحتا بگویم؛ آقایی که این کارها را انجام می دهی و قبلا در پرسپولیس بودی، این کارها را نکن. اگر شما در اصفهان زرنگ هستید مطمئن باشید در تهران زرنگ تر از شما هم هست.

وی در پاسخ به این سوال که منظورش چه کسی است بیان داشت: منظورم همان مدیری است که همان موقع می خواست خلعتبری را به سپاهان ببرد. فکر می کرد کار تمام شده اما فهمید ما زرنگ تر از او هستیم. بعد از آن او به پرسپولیس آمد و این اتفاقات را هم پیگیری نکرد. حتی معکوس عمل کرد تا پرسپولیس جریمه شود. الان هم که این آقا در راه آهن حضور دارد و تیمش سقوط کرده به فکر این است که پرسپولیس را هم وارد حاشیه کند.

مدیرعامل سابق باشگاه پرسپولیس عنوان کرد: از همین جا به هواداران پرسپولیس قول می دهم قرارداد خلعتبری از نظر تاریخ هیچ مشکلی ندارد چون همان زمان تاییدیه فیفا را گرفتم و بعد اجازه دادم خلعتبری بازی کند. الان هم این پرونده به خاطر نادانی یک فرد که می خواهد برای پرسپولیس حاشیه ایجاد کند مطرح شده است. من خیلی خوشحالم که خلعتبری را از لیگی که نام جعلی روی آن بود به ایران آوردم و اگر زمان به عقب برگردد باز هم این کار را خواهم کرد. پول قرارداد خلعتبری را نه دولت پرداخت کرد و نه باشگاه و این در حالی است که استقلالی ها می خواستند نکونام را بیاورند از دولت و فدراسیون فوتبال بگیر تا بقیه همگی به آنها کمک کردند.

رویانیان در پایان گفت: جریمه 53 هزار دلاری پرسپولیس هم اگر الان پرداخت شود به خاطر بی توجهی یکسری از مسئولان بوده که به آن اعتراض نکردند وگرنه پرونده خلعتبری هیچ شباهتی به موتومبا، بازیکن راه آهن، ندارد.

اطلاعات فروشی علیه خلیج فارس؟

بعد از یک سال بررسی سرانجام کمیته انضباطی فیفا پرسپولیس را به دلیل ثبت اطلاعات غلط در زمینه جذب محمدرضا خلعتبری به پرداخت 50 هزار فرانک (حدود 150 میلیون تومان) جریمه محکوم کرد.

این در حالی است که یکی از مهم ترین انگیزه های سرخپوشان برای انجام این کار در آن زمان، رهاندن یک بازیکن ایرانی از بازی در لیگی بود که با جعل اسم «خلیج فارس» نامگذاری شده بود. خوشبختانه در آن مقطع خلعت بدون انجام حتی یک بازی برای عجمان به تهران برگشت و اماراتی ها نیز پس از مواجهه با جدیت ایرانیان در این زمینه، طی دو سال گذشته کلا از ارایه پیشنهاد به بازیکنان ایرانی خودداری کردند.

با این وجود و در شرایطی که توافق پرسپولیس و عجمان در زمینه این انتقال آن را کاملا قانونی جلوه می داد، برخی گزارش ها حاکی از آن است که عده ای از ایران به فیفا اطلاعات فروشی کردند تا کمیته انضباطی فدراسیون جهانی در این زمینه حساس شود. به هر حال اطلاعات دادن علیه «خلیج فارس» فلز خاصی می خواست که انگار بعضی ها داشتند، هرچند خوشبختانه ننگ حضور زیر بیرق جاعلان به اسم اهالی فوتبال ایران ثبت نشد.

دنيزلي: با الماس هایی مثل کریـمی باید پیروز می شدیم

 مصطفی دنیزلی چهره ای نیست که به سادگی فراموش شود. او در سه مقطع مختلف در فوتبال ایران به مربیگری پرداخت.

اولين تجربه اش، نشستن روي نيمكت پاس تهران بود كه تا آخرين هفته ها، با يك تيم بسيار خوب مدعي قهرماني بود ولي اتفاقاتي رخ داد كه در هفته پاياني نتوانست قهرمان شود اما فصل بعد، مجيد جلالي توانست همان تيم را قهرمان ليگ ايران كند. او فصل ششم، سرمربي پرسپوليس شد و در حالي كه اواسط ليگ 11 امتياز از استقلال عقب افتاده بود، در پايان ليگ ششم، يك پله از آبي پوشان بالاتر ايستاد. در نيم فصل دوم از ليگ دوازدهم نيز براي سومين بار به ايران برگشت و مجدداً هدايت پرسپوليس را برعهده گرفت. در آن فصل، سرمربي تيمي پر از بحران شد كه حميد استيلي در آن با ناكامي همراه بود. دنيزلي نتوانست كار خاصي انجام دهد زيرا پرسپوليس نه گلر مطمئني داشت، نه مدافع مستحكمي و نه شرايط مالي درست و حسابي. با اين حال، او خاطره اي فراموش نشدني در ذهن هواداران حك كرد كه به اين زودي از بين نمي رود ؛ پيروزي 3 بر 2 مقابل استقلال در دربي حساس و مهم دور برگشت ليگ يازدهم. پرويز مظلومي در آن روز سرمربي استقلال بود. او حالا دوباره جانشين امير قلعه نويي شده و هدايت آبي پوشان را برعهده گرفته است. مظلومي چند روز قبل و در يك برنامه تلويزيوني، در مورد آن دربي، حرف هاي عجيبي به زبان آورد.

او به شوخي گفت: «بعد از پيروزي در 4 دربي، گفتيم دربي پنجم را به پرسپوليس ببازيم!» اين حرف ها باعث شد به دنبال مصاحبه با مصطفي دنيزلي برويم. مربي ترك تباري كه محبوبيت خارق العاده اي ميان پرسپوليسي ها دارد. آقامصطفي مفسر شبكه تلويزيونيLIG TV تركيه است و ليگ اين كشور را تفسير مي كند. دنيزلي برای اين كار، قرارداد بسيار خوبي بسته كه بابت سرمربيگري در تيم هاي ديگر نيز نمي تواند به چنين دستمزدي برسد. به بهانه صحبت هاي مظلومي، به كمك يك دوست مشترك توانستيم دقايقي با دنيزلي در مورد اتفاقات روز 13 بهمن 1390 و آن دربي «جادويي و فراموش نشدني» صحبت كنيم. آقامصطفي در ابتدا گفت: «من هرگز نمي توانم خاطراتم در ايران را فراموش كنم. خاطرات زيادي با خود به كشورم آورده ام كه فقط شادترين هاي شان را به ذهن سپرده ام و دوست ندارم در مورد تلخي هايش صحبت كنم.» او وقتي با سؤال ما درخصوص صحبت هاي مظلومي مواجه شد، گفت: «براي هر مربي در هر جاي دنيا احترام قائلم. بله آن روز استقلال با شايستگي بازي را اداره كرد و مي توانست ما را شكست دهد. حتي اين تيم با هدايت همان مربي، با 2 گل از ما پيش افتاد ولي در نهايت، نتيجه ديگري رقم خورد. نمي دانم چطور در يك ديدار تا اين حد حساس، يك مربي حاضر مي شود بازي برده را ببازد چون حريفش در گذشته 4 بار شكست خورده بود.» اين پيشكسوت دوست داشتني كه در كشورش لقب جالبي دارد و او را با لقب «ناخدا» مي شناسند، افزود: «تصورم اين است كه مربي استقلال مي خواهد تلاش بازيكنانش در آن روز را زير سؤال ببرد.

شايد هم اين حرف ها را به شوخي گفته باشد وگرنه باز كردن پرونده اي مربوط به چند سال قبل و تغيير دادن اتفاقات آن بازي طبيعي نيست. بازي تمام شده و ما برنده بازي شديم، بحث كردن در مورد گذشته بي فايده است. من هم دوست ندارم بيش از اين درخصوص مسائل حاشيه اي حرف بزنم. فقط مي گويم با توجه به الماس هايي كه در تيم داشتم، بازيكناني مثل علي كريمي، مهدي مهدوي كيا يا ايمون زايد بايد برنده بازي مي شديم.» دنيزلي ادامه داد: «در آن ديدار ما با حساب 2 بر صفر عقب بوديم اما من در ليگ تركيه بازي 4 بر يك باخته را با برتري 6 بر 5 به پایان رساندم كه كار مهم تري بود. نتايج در فوتبال قابل پيش بيني نيست كه بخواهيم بگوييم من چند بازي را برده ام و حالا مي خواهم اين بازي را ببازم. در واقع اين حرف ها، زير سؤال بردن منطق فوتبال است. اميدوارم حرف هاي مربي استقلال جدي گفته نشده باشد.»