هویت سرخ

هر نظر شما سند محبوبیت پر طرفدار ترین تیم جهانپرسپولیس است
وارد کانال قرمزترین پسر دنیا شوید
👇👇👇👇


هر نظر شما سند محبوبیت پر طرفدار ترین تیم جهانپرسپولیس است
وارد کانال قرمزترین پسر دنیا شوید
👇👇👇👇

![]()
تبریک به آقای کریمی و هواداران سپیدرود به خاطر این بازی جذاب و نتیجه بدست آمده
علی کریمی که همواره از سوی برنامه های ورزشی و غیر ورزشی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تخریب شده و در انزوا قرار داده می شود، مورد تمجید چهره های فوتبال ایران و جهان قرار گرفته است.
فرانس بکنباوئر: کریمی یک بازیکن حرفه ای است. از اینکه در بایرن مونیخ حضور دارد خوشحال هستم.
........................................................................................................................................
فیلیکس ماگات: اگر کریمی از ابتدا در اروپا بازی میکرد بایرن مونیخ توانایی مالی برای خرید او را نداشت.
........................................................................................................................................
میشائیل بالاک: کریمی بازیکن با کلاسی است.
.........................................................................................................................................
روی ماکای: کار کریمی با توپ باور نکردنی است.
........................................................................................................................................
اوون هارگریوز: کریمی قابلیت های تکنیکی بالایی دارد.
.......................................................................................................................................
سباستین دایسلر: کريمي بازيکن بزرگ و لايقي است و استاندارد هاي لازم براي بازي در سطح اروپا را دارد. از اینکه نیمکت نشین او هستم ناراحت نیستم.
.......................................................................................................................................
میروسلاو بلاژویچ: کریمی استعداد و شرايطي را داشت كه شايسته بازي در رئال مادرید و بارسلونا است. او اگر ایرانی نبود در بارسلونا یا رئال مادرید بازی می کرد.
........................................................................................................................................
وینفرد شفر: کریمی مهارت فوقالعادهاي در دريبلزني دارد.
.......................................................................................................................................
فرهاد مجیدی: کریمی بهترین بازیکن دهه ایران است.
......................................................................................................................................
ناصر حجازی: کریمی بازیکن مردمی است که همواره همسو بودنش با مردم را اثبات کرده است. او نزدیکترین شخص از نظر اخلاقی نسبت به من است.
......................................................................................................................................
امیر قلعه نویی: كريمي تمام شدني نيست و فوتبال فوق العاده زيبايي ارائه ميكند، كريمي ديگر در فوتبال ايران تكرار نخواهد شد.
......................................................................................................................................
محمد مایلی کهن: کریمی یک استثناء در فوتبال ایران است.
.......................................................................................................................................
علی دایی : کریمی بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران است او اگر مشاوران خوبی داشت در بارسلونا یا رئال مادرید بازی می کرد.
.......................................................................................................................................
علی پروین: به عشق بازی علی کریمی فوتبال می بینم. وقتی سه، چهار نفر را دریبل می زند لذت می برم.
......................................................................................................................................
فریدون زندی: کیفیت بازی کریمی در اندازه ای بود، که می توانست به یکی از بزرگترین بازیکنان فوتبال جهان تبدیل شود.
.......................................................................................................................................
مهدی مهدوی کیا: بازیکنی در فوتبال ایران مثل کریمی نیامده و نخواهد آمد. او در فوتبال ایران تکرار نمی شود.
.......................................................................................................................................
مجید نامجو مطلق: کریمی تکنیکی ترین بازیکن ایران است.
.......................................................................................................................................
شونسوکی ناکامورا: بازی تکنیکی علي کريمي تاثير زيادي روي بازی من گذاشته است. کریمی بازیکن بزرگی است و افتخارات زيادي در آسیا دارد. (بازیکن ملی پوش فوتبال ژاپن در گفتگو با AFC در سال ۲۰۰۶)
......................................................................................................................................
لی کئون-هو: علی کریمی را همه فوتبال آسیا میشناسند. او بازیکن بزرگی است و من از بچگی به بازیهای او علاقه داشتم. کریمی الگوی فوتبالی من بوده و اگر قرار باشد من درباره بهترین بازیکن سال آسیا نظر دهم تردیدی ندارم که رایم علی کریمی است. (بازیکن سال ۲۰۱۲ آسیا و ملی پوش تیم فوتبال کره جنوبی)
......................................................................................................................................
ژنگ ژی : حضور در کنار کریمی افتخاری بزرگ برای من است. (کاپیتان تیم ملی فوتبال چین و یکی از سه نامزد بهترین بازیکن سال ۲۰۱۲ آسیا)
قرار گرفتن کریمی در بین بازیکنان برتر سال ۲۰۱۲ آسیا در حالی واکنش منفی برخی از برنامه های ورزشی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را در بر داشت، که کریمی در کوالالامپور در کانون توجهات خبرنگاران خارجی قرار داشت و رسانه های کره جنوبی انتخاب لی کئون-هو را در حضور بازیکن بین المللی چون علی کریمی را شگفتی بزرگ خواندند. (در حاشیه مراسم انتخابات AFC، بهترین بازیکن جوان سال ۲۰۱۲ آسیا نیز خواستار عکس یادگاری با کریمی شد.
نادیده گرفته شدن حق کریمی و انتخاب شونسوکی ناکامورا در انتخاب بهترین بازیکن جام ملتهای آسیا ۲۰۰۴ در حالی مورد انتقاد برنامه های ورزشی تلویزیون کشور هایی چون عراق قرار گرفت، که در سالیان اخیر آنچه در بخش های خبری و برنامه های ورزشی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در رابطه با علی کریمی پخش شده است اتهام روزه خواری، پخش مکرر و متوالی ضربه کریمی به ساک ورزشی به بهانه بی انضباطی بازیکنان دیگر و القاء این موضوع به ذهن مخاطب بوده است که کریمی همواره با تمام مربیانش در طول تاریخ مشکل داشته است.
کاپیتان پیشین تیم ملی گفت: برای استاد شجریان و کیارستمی آرزوی سلامتی دارم.
علی کریمی در گفت و گویی متفاوت درباره زوایای دیگری از علایق و ناگفته هایش صحبت کرده است. این گفت و گو را در ادامه می خوانید:
*اولین بازیکن بزرگی که رو به رویش قرار گرفتید و از دیدنش هیجان زده شدید چه کسی بود؟
من اولین بازیکنی که وقتی رفتم الاهلی همان موقع تیم الجزیره ابوظبی ژورژ وآ را گرفته بود. بازیکن سال اروپا شده بود. دوسال اول که من بودم آن جا بود. بعد با او قرارداد نبستند. صحبتش بود که به تیم الاهلی بیاید اما مربی آن موقع تیم مان قبول نکرد. همیشه بازی های رو به روی با آنها را بردیم.
*بازی معروفی است که می گویند یک فیلم از پشت صحنه رختکن شما بود که هیچ وقت اجازه ندادید آن فیلم پخش شود. بازی استیل آذین و پرسپولیس بود. پلانی از شما است که داشتید اشک می ریختید.
طبیعی است که در زندگی آدم چیزهایی اتفاق می افتد که دوست ندارد که کسی ببیند. آن بازی را بردیم. البته در آن بازی هم اخراج شدم. کارت قرمز زیاد نگرفتم. سه چهار تا بیشتر نبود که آن هم یکی اش بود.
*میخواهم درباره صفحه مجازی شما صحبت کنیم.
هرکسی در صفحه مجازی خود عقایدش را به کار می برد. در کشور ما متاسفانه طوری شده که کمی به حریم خصوصی همدیگر احترام نمی گذاریم. هر پستی می گذاریم موافقانش زیاد هستند و کسانی هم می آیند طوری عقاید خود را بیان می کنند که زیاد درست هم نیست. خواستم یکی، دو بار کنار بروم اما طرفداران و دوستان خواستند که من دوباره برگشتم. امیدوارم روزی برسد که ما بتوانیم به عقاید همدیگر احترام بگذاریم. این درست نیست که اگر از کسی خوشم نمی آید فالوش کنم. در این شبکه های اجتماعی هم بچه، هم خانم و همه نوع آدم است و درست نیست که از الفاظ بدی استفاده کنیم.امیدوارم این مشکل هم حل شود.
*دوست داشتید که الان دوران فوتبالی تان می گذشت؟
بله چرا که نه. شاید بعضی ها نظر من را قبول نداشته باشند اما آن زمان که من در این کار آمدم شرایط آمدن و خود را بالا کشیدن خیلی سخت تر بود. الان به مراتب خیلی راحت تر است.
*شما در بازی با بایرن مونیخ و دورتموند ظاهرا بایرن مونیخ در نیمه اول نتیجه بد داشته و در رختکن آقای ماگات مستقیم شما را خطاب قرار داده وگفته که چرا این طور بازی کردید. وقتی وارد زمین شدید می خواستید حتما گل بزنید. جمله ای که به ماگات گفتید را به ما بگویید.
تیم کلا بد بازی کرده بود. این طور مواقع مربیان بر روی کسانی که به آنها تمرکز دارند به آنها بیشتر گیر می دهند. در نیمه اول کل تیم بد بازی کردند. از شانس من، رو به روی او نشسته بودم به من گفت که اینجا دوبی نیست و آنجا را فراموش کن و بوندسلیگا است و من فقط او را نگاه می کردم. وقتی وارد زمین شدم من فقط می خواستم که خوب بازی کنیم. این دو تیم هم رقیب هم هستند و کری هایی با هم دارند. در یک صحنه اتفاقی افتاد و جزو معدود گل هایی که خودم هم خوشم می آید آن گل به ثمر رسید و در نیمه دوم همه چیز برگشت. هم تیم خوب بازی کرد و هم بازی را بردیم. در نهایت تشکر کرد و خسته نباشید گفت.
*چقدر به سینما و فضای سینما علاقه مندید؟
خیلی کم به سینما می روم. فیلم هایی که خیلی دوستان دیده باشند و جالب باشد را اگر به سینمای خانگی بیاید می گیرم و می بینم.
*موسیقی هم دنبال می کنید؟
موسیقی هم دنبال می کنم. داخلی و خارجی. خارجی خارجی زیاد گوش نمی دهم. داخلی و آهنگ های خوب را هرکسی بخواند گوش می دهم. شاید خواننده ای باشد که یک آهنگ خوانده باشد ولی اگر خوشم بیاید گوش می کنم.
*در جایگاه موسیقی ایران در اوایل سال 95 با یک شوک روبرو شدیم که کسالت استاد محمد شجریان بود روبرو شدیم. حس شما چه بود؟
نه من بلکه خیلی از ایرانی ها از شنیدن این خبر ناراحت شدند. چون همیشه استاد شجریان همیشه سرزنده و سرحال و خندان بودند. تاجایی که من در عکس ها و کنسرت هایی که داشت دیده بودم. انشاالله هر چه سریع تر سلامتی شان را به دست آورند. هم ایشان و هم آقای کیارستمی که برای ایشان هم آرزوی سلامتی می کنیم و ما دوباره کارهای خوب شان را ببینیم.
*ما از این علی کریمی که تا به حال می شناختیم و در این مصاحبه با او هم صحبت شدیم انتظار بخشش و گذشت را داریم. ولی چرا آشتی با علی دایی هیچ وقت صورت نمی گیرد؟
در جاهایی آدم گذشت می کند. چون من هیچ موقع درمورد ایشان کار بدی انجام ندادم. برای همین هروقت صحبت شده و مخالفت کردم شما می توانید فیلم هایش را ببینید در زمان بازیگری بیشترین پاس گل و چند پنالتی تیم ملی را من گرفتم و ایشان پنالتی زدند. منتی نیست. چون وظیفه من بوده و من کار خودم را انجام می دادم و ایشان هم کار خود را. ایشان چند وقت پیش مصاحبه ای کردند و گفتند رفیق ولی نمی دانم این چه رفاقتی است که وقتی آدم به قدرتی می رسد، تا جایی زمینه ای داشته باشد و بتواند خیلی از کارها را انجام دهد آن کارها را انجام ندهد و غیر از آن را انجام دهد. نمیدانم کجای این رفاقت است. بعد از آن مصاحبه اش خیلی ها به من گفتند. ولی من گفتم من نظرم را در برنامه 90 گفتم و تا وقتی زنده هستم سر حرفم هستم.
*ما چند اسم و چند واژه می گوییم.
آقای شمس مربی فوتبال...ایشان جزو استادها و مربیان بنده هستند که در فتح برای من زحمت زیاد کشیدند.
مرحوم ناصر حجازی... اسطوره استقلال
علی پروین.... اسطوره پرسپولیس
پرویز قلیچ خانی.... ایشان به زمان بازیگری من نمی خورد و شناختی ندارم. از هافبک های مطرح و خیلی خوب زمان خودش بود.
ناصر محمدخانی... بازیکن خیلی خوب، فوروارد خیلی خوب کشورمان
لیونل مسی.... بهترین بازیکن دنیا در سال 2015
مجتبی محرمی...بازیکن خوب و بازیکن مشتی که دیدم
ماردونا.... یه دونه باشه. بازیکنی روی دست ایشان نمی آید. نظر من است.
دکتر محمد جواد ظریف....وزیر امور خارجه
جواد نکونام... جزو بازیکنان قدیمی و زحمتکش تیم ملی
علی دایی.... آقای گل جهان
فرهاد مجیدی... جزواسطوره های باشگاه استقلال
پرویز پرستویی.... جزو نامبروان های سینمای ایران
پرویز مظلومی....پرویز خان یکی از باعث و بانی های دعوت شدن من به تیم ملی زمان منصورخان ایشان بودند.
کرار جاسم.... بازیکن خیلی خوبی بود. اگر مدیریت قوی بود که اخلاقش را کنترل می کرد بازیکنی بود که خیلی کلیدی بود.
مجتبی جباری .... بازیکن خلاق و باتکنیک کشورمان.
فرشید کریمی.... داداش من است
سحر داوری.... خانم من، همسر من. جا دارد تشکر کنم که تمام سال هایی که درگیر مسابقات بودم واقعا تمام کارها روی دوش ایشان بود و واقعا برای بچه ها زحمت کشیدند.
احمدرضا عابدزاده.... عقاب جزو دروازه بان هایی که حالا حالا ها کسی روی دست ایشان نمی آید.
تیم ملی فوتبال ایران.... عشق یک ملت. واقعا افتخاری است برای هر بازیکنی که در آن بازی کند.
مردم ایران.... کلمه ای نیست که بخواهیم مردم ایران را توصیف کنیم. واقعا خیلی بزرگ هستند.
ایران... عشق، وطن
مهدی رحمتی.... مهدی جزو گلرهای خوبی است که بعد از انقلاب آمده. فکر می کنم اگر در تصمیم گیری های آخرش کمی دقت می کرد می توانست جایگاه خیلی بهتر داشته باشد.
شماره 8... 8یک شماره است. این بازیکن ها هستند که به شماره ها شخصیت می دهند و آن شماره را به یک نماد و یک شماره خیلی خوب تبدیل کنند.
جادوگر فوتبال ایران.... این اسمی است که آن موقع که در دوبی بازی می کردم و آن موقع به عربی ساحر می گفتند. مردم به من لطف دارند و این القاب را به من می دهند. ولی من شخصا همیشه اسم علی را خیلی دوست دارم و لذت می بردم.
پیام صادقیان..... بازیکن خیلی خوبی است. واقعا استعداد خیلی خوبی دارد ولی تا الان که نتوانست از آن استفاده کند. امیدوارم تا دیر نشده به روزهای اوج خود برگردد.
استقلال تهران.... هم تیم پرطرفدار و هم رقیب ماست. انشاالله که بتواند بعد از مدت ها ببرد.
پرسپولیس... عشق من و عشق میلیون ها هوادار این تیم
تراکتورسازی... تیمی است که طرفداران خیلی خونگرم و خوبی دارد. در یک سالی که در آن تیم بودم واقعا هواداران به من لطف داشتند. با مدیریت آن مشکل داشتم ولی جز خوبی از مردم تبریز چیزی ندیدم.
علی کریمی.... علی کریمی است دیگر...
نام کاملش این است: «محمدعلی کریمی پاشاکی». یک سوپرستاره که نظیرش را به این زودی ها نخواهیم دید. فوتبالیست کاملی بود اما همیشه به این متهم می شد که از تمرین کردن فراری است، با این حال در یکی از بهترین لیگ های جهان فوتبال بازی کرد و اگر یک مصدومیت بی موقع و «لعنتی» گریبانگیرش نمی شد، شاید با پیراهن بایرن مونیخ و در اوج درخشش رسانه ای از فوتبال خداحافظی می کرد.
قاتل بزرگ در زمين سبز
جادوگر، مارادوناي آسيا، شماره 8 فراموش نشدني و... اين ها يكسري از لقب هايي است كه كريمي دريافت كرد. پرسپوليسي هاي قديمي او را ريوالدو مي دانستند و تبريزي ها به او لقب جذاب «پاشا» داده بودند. متولد 17 آبان ماه سال 1357 در شهري اطراف كرج. او در زمين بازي مي توانست در يك لحظه توپ را بگيرد، همه را دريبل بزند و حريف را تحت تأثير قرار دهد. اينها، هنري است كه حداقل در آسيا كمتر بازيكني از آن بهره مي برد اما كريمي بدون اينكه مدرسه فوتبال برود، اين استعداد خدادادي را داشت. او يك دريبل زن و بازيساز ذاتي بود و مثل قاتل بالفطره، مي توانست هر مدافعي را در زمين بازي با دريبل هايش به «قتل» برساند. چه مدافعاني كه مقابلش آنقدر دريبل خوردند كه خسته شده و پست بازي شان را عوض كردند. چه مربياني كه به خاطر بازيسازي هاي كريمي، دست هاي شان را بالا بردند. اينها، فقط تعاريف ساده اي است كه به كمك كلمات از بازي علي كريمي در زمين بازي مي ديديم اما اين همه زندگي حرفه اي او نيست.
تو چقدر متفاوتي آقاي جادوگر!
شك نكنيد او متفاوت ترين چهره فوتبال ايران است. شايد علي پروين، شايد علي دايي، شايد كريم باقري، شايد خداداد عزيزي، شايد منصور پورحيدري يا خيلي هاي ديگر به ذهن تان خطور كند اما نه! هيچ كدام از آنها «علي كريمي» نمي شوند. نيمي از آنچه جادوگر را با بقيه متمايز مي كند، اتفاقات زندگي او خارج از زمين فوتبال است. كريمي يك ايده آل گراي كامل بود و با هيچ بي نظمي يا بي قانوني يا بي عدالتي كنار نمي آمد. همين شد كه از خودش يك چهره بزرگ ساخت و حالا يكي از جذاب ترين (هنوز زود است با جرأت بگوييم محبوب ترين) چهره هاي فوتبال در نگاه مردم است. شهرت او نه با پول به دست آمد و نه با صرفاً هنرنمايي اش در زمين بازي، جادوگر آسيا، وقتي «علي كريمي» شد كه نشان داد ذاتش با ساير آدم هاي اين فوتبال متفاوت است. هرگز سعي نكرد از نردبان ديگران بالا برود و هيچ وقت نخواست سرش را مقابل زور و قدرت ديگران خم كند. كسي نتوانست با مصاحبه هايش، چهره كريمي را در نگاه مردم مخدوش كند زيرا كسي كه با قلب خود مشهور مي شود، از قلب آدم ها بيرون نمي رود.
مرد هميشه زمستاني
فوتبال براي آدم هايي مثل علي كريمي، هميشه پُر است از بارش برف. اين انگار يك قانون شده براي فوتباليست هايي كه دوست دارند به خاطر مردم زندگي كنند نه به خاطر پول يا جايگاه. كريمي هم اين طور بود. زندگي فوتبالي اش هميشه تحت تأثير اتفاقاتي بود كه خودش رقم مي زد. او بود كه بايد تصميم مي گرفت، كسي نمي توانست اين «شير» را رام كند مگر با عدم دخالت در كارهايش. كريمي حالا ديگر نسبت به گذشته اش فرق كرده اما هرگز به صورت كامل عوض نشد. جايگاه مربيگري تيم ملي و دستياري مرد بزرگي به نام كارلوس كروش، پيراهن تيم هاي قطري كه پول هاي ميلياردي مي دهند، پيراهن پرسپوليس و قرارداد بسيار خوب با باشگاه استيل آذين و خيلي چيزهاي ديگر را داد تا نشان دهد اهل مماشات نيست. او علي كريمي است و نه هيچ چيز ديگر. فلزِ درونش، غيرقابل تبديل بود و هميشه مثل يك الماس مي درخشيد ؛ جذاب اما بي نهايت سرسخت!
بازخواني يك نامه احساسي
يك سال از روز خداحافظي كريمي گذشت...
درست در روز 29 تيرماه سال 1393 بود كه علي كريمي با نوشتن نامه اي، رسماً از دنياي بازي در زمين چمن سبز خداحافظي كرد و دوره جديدي از زندگي ورزشي اش شروع شد. بازخواني بخشي از اين نامه حالا و بعد از يك سال جالب است:
اين بازيكن از راه آهن و يكي، دو تيم ديگر پيشنهاد داشت اما ترجيح داد از فوتبال خداحافظي كند.
جادوگر در ابتداي نامه اش نوشت: «ميخي بر ديوار كوبيدم و كفش ها را آويختم» و ادامه داد: «خداحافظي هميشه تلخ و ناگوار است. جدايي از عشقي كه تار و پود وجودت را در تصرف دارد، كار آساني نيست. يك بار صرفاً تحت تأثير خداحافظي غريبانه مهدوي كيا تصميمي احساسي گرفتم و فضاي اندوهبار آن همه بي اعتنايي مرا از فوتبال بيزار كرد و خود را در پايان ديدم. هرچند همين تصميم احساسي و عجولانه باعث شد تا برخي ها همه چيز را تمام شده بدانند و مرا با دست خود به مسلخ ببرند.» در بخش ديگر نوشت: «از اين پس هوادار متعصب براي تيم محبوبم پرسپوليس و تيم ملي كشورم خواهم بود. دوست دارم و اين را وظيفه خود مي دانم از تمامي سروران و مهرآفريناني كه مرا از يك فوتبال خياباني به ميادين جهاني همراهي و مساعدت نمودند، تشكر كنم.» جادوگر يك تقاضا هم داشت: «از مردم مي خواهم اشتباهات و خطاهاي اين حقير كه در مقاطعي موجب آزردگي خاطر، نگراني و رنجش احساسات پاك شان شده، بخشيده و مورد عفو قرار دهند.»
نامه سراسر احساسات كريمي اين طور ادامه يافت: «من، علي كريمي هرچه دارم، بعد از خدا از فوتبال و محبت مردم است كه البته هرگز خود را شايسته اين همه محبت و لطف نمي دانم چرا كه در حقيقت قهرمان واقعي اين مرز و بوم، آنهايي هستند كه به خاطر آرامش من و امثال من از آسايش و جان خود گذشتند تا اين آرامش و آسايش نصيب ما شود. از همين رو درود و سپاس به شهدا و جانبازان راه وطن و آزادي.»
او در مورد پرسپوليس هم حرف هايي داشت: «از اينكه نتوانستم با پيراهن تيم محبوبم پرسپوليس، فوتبال را ترك كنم، اصلاً ناراحت نيستم زيرا اين اتفاق عجيبي نيست. هرگز تن به بازي خداحافظي كه متأسفانه در فوتبال ما نوعي حركت تشريفاتي، تبليغاتي و بعضاً رياكارانه است، نخواهم داد.» و در نهايت: «با خداحافظي از فوتبال تمامي حوادث و حاشيه هايش را هم در همان زمين خاك كرده و آنچه در اين مسير برايم پيش آمده را تنها چالش ها ، رقابت ها و احساسات منطقي مي دانم و بالاخره كلام آخر باز با هواداران كه همواره برايم اهميت بالايي داشته و خواهند داشت: شما هميشه در قلب من خواهيد بود. از احترامي كه طي اين سال ها نسبت به من داشته ايد، لذت بردم و سپاسگزارم. سرانجام بايد از اين خاك رفت، خوشا آن كه پاك آمد و پاك رفت.»
قصه هنوز تمام نشده
گفتا من آن « ترنجم» كه اندر جهان نگنجم
سال گذشته در همين روز بود كه علي كريمي فوتبال را بوسيد و كنار گذاشت تا پيشكسوت شود. او مي كوشيد با پيراهن پرسپوليس از فوتبال خداحافظي كند اما لجبازي هاي مرد شماره يك سرخپوشان يعني علي دايي تمامي نداشت و به كريمي فرصت نداد تا براي يك نيم فصل هم شده، به پرسپوليس برگردد و با پيراهني كه قلبش را به لرزه مي انداخت، فوتبال را بگذارد روي طاقچه خاطراتش. كريمي از نظر آنهايي كه به خوبي او را مي شناسند، چيزي فراتر از يك بازيكن است. كرشمه هاي ساق او شايد ما را براي دقايقي به آسمان برده باشد اما چه وقت ها كه حسرت نبودنش در فوتبال مان را خورديم. حالا خاطراتش را مرور كنيد ؛ آن پسربچه بداخلاق كه مي توانست از اين دروازه تا آن دروازه آتش به پا كند، يك نابغه ذاتي بود. بيرون از زمين هم چنين مي كرد، همه چيز بايد از سر راهش برداشته مي شد. كريمي كارهايي انجام مي داد و حرف هايي مي زد كه ثابت كند با همه آدم هاي اين فوتبال فرق دارد. رفتارهايي كه گاهاً ديگران را آزار مي داد اما هرگز از محبوبيتش نكاست. كريمي هرچه دلش خواست، مي كرد و باز محبوب تر مي شد ؛ يك جاي كار مي لنگيد. بله! كريمي به اوج محبوبيت رسيد چون هرگز در زندگي اش فيلم بازي نكرد، به دنبال سياه نمايي و سوءاستفاده از جايگاهش نبود، مجيز هيچ كس را نگفت و مثل مردم عادي، از اتفاقات كوچك مثل يك پيروزي پرسپوليس بي نهايت شاد مي شد. او شايد احساساتي ترين بازيكن فوتبال ايران باشد كه به خاطر غم بزرگ مهدي مهدوي كيا در روز خداحافظي، فوتبال را براي 4، 5 ماه كنار گذاشت. امروز، يك سالي مي شود كه از خداحافظي جادوگرِ قصه ما گذشته اما چه كسي مي داند در آينده چه اتفاقي مي افتد. او علي كريمي است ؛ سوپرستاره اي كه هر لحظه ممكن است شما را سورپرايز كند. داستان فوتبالش به اتمام رسيد اما قصه او هنوز ادامه دارد. كريمي بايد مثل همان الماسي باشد كه مصطفي دنيزلي يكي از محبوب ترين مربيان تاريخ باشگاه پرسپوليس در موردش گفت: «الماس تيم من». او بايد برگردد و همه ما را سورپرايز كند. بايد به كلاس مربيگري برود، بايد روزي به باشگاهي كه دوستش دارد، بيايد و ثابت كند يك پرسپوليسي واقعي است. يكي از آنها كه هرگز سنگرشان را ترك نمي كنند. شايد اصلاً اين غزل حافظ متعلق به كريمي باشد: «گفتا من آن ترنجم، كه اندر جهان نگنجم...»
همه چيز در مورد كريمي
جاودانه هايي كه از ياد نمي روند
حالا ديگر علي كريمي از زمين سبز فوتبال خداحافظي كرده و فقط مي توانيم براي نسل هاي آينده، قصه هايش را بگوييم: «يكي بود، يكي نبود... روز 17 آبان 1357 يدا... كريمي صاحب سومين فرزندش شد. نامش را محمدعلي گذاشت و آرزو كرد ستاره اقبال فرزندش در آسمان بدرخشد. بعدها با پدرش و برادرش فرشيد به ورزشگاه آزادي رفت و همانجا آرزو كرد يك روز بتواند پيراهن پرسپوليس را به تن كند. مادرش حوريه آببند آرزو مي كرد علي يا پزشك شود يا مهندس تا به مردم كشورش خدمت كند اما همه زندگي علي بود و يك توپ فوتبال. تا سال سوم راهنمايي، پسرك كرجي يك دانش آموز ممتاز بود كه مدام مورد تمجيد معلمانش قرار مي گرفت اما مثل خيلي ديگر از پسرها، وقتي به دبيرستان رسيد، دچار افت شديد تحصيلي شد و وقتي ديپلم را گرفت، تحصيلات را براي هميشه كنار گذاشت. درخشش در مدرسه باعث شد مثل برادر بزرگترش فرشيد به باشگاه نفت تهران كشيده شود. سپس براي سايپا در رده نوجوانان بازي كرد و در نهايت به فتح تهران رفت. روزهاي سختي برايش بود زيرا به اجبار بايد تهران تا كرج را مي رفت و برمي گشت، آن هم به خاطر فوتبال. دو سال بازي براي فتح، كارت پايان خدمت را براي كريمي به ارمغان آورد. در كنار فوتبال، فوتسال هم بازي مي كرد و آنقدر خوب بود كه به عنوان يك ستاره جوان از سوي تماشاگران مورد تشويق قرار مي گرفت. سال 75 با علي دايي در سالن گيشا به خاطر عبور دادن توپ از ميان پاهاي شماره 10 تيم ملي درگيري شديدي داشت، بعد هم در سال 77 به همراه تيم فتح قهرمان فوتسال جام رمضان شد، همان سالي كه در فينال با استقلال بازي كردند و چه جنجالي كه به وجود نيامد. آن ستاره تازه نفس، شهريور سال 77 براي اولين بار مقابل پلي اكريل اصفهان به ميدان رفت و 3 ماه بعد به تيم ملي دعوت شد. او همزمان بازيكن تيم اميد بود كه در يك بازي مقابل ويتنام، تورو كاميكاوا داور سرشناس ژاپني را به خاطر يك بي عدالتي در تصميم گيري هل داد و يك سال از فوتبال محروم شد. در بازگشت به پرسپوليس، قهرماني سال هاي 78 و 79 را با اين تيم تجربه كرد اما در هر دو سال، براي رسيدن به قهرماني در آسيا، او و پرسپوليس كم آوردند و سوم شدند. باشگاه هاي پروجاي ايتاليا و اتلتيكومادريد اسپانيا به فكر جذب كريمي افتادند اما علي به بهانه نزديكي به خانواده، تصميم گرفت به باشگاه الاهلي امارات برود، آن هم با عقد قراردادي بسيار بالا. 4 سال از عمر بازي كريمي در الاهلي گذشت كه باشگاه هاي زيادي مشتري اش شدند ؛ رئال مادريد، المپيك مارسي، هرتابرلين، يوونتوس، آ.ث. رم، هامبورگ و بايرن مونيخ كه علي بالاخره بايرن را انتخاب كرد و ارديبهشت ماه 84 به اين تيم پيوست.
مي گفتند كريمي برف مونيخ را نمي بيند و خيلي زود محو مي شود اما او از همان هفته هاي ابتدايي در تركيب بايرن به ميدان رفت و در كنار بزرگاني چون ميشائيل بالاك، سباستين دايسلر، دميكليس، شواين اشتايگر، زي روبرتو، مهمت شول، روي ماكاي، اوليور كان و... بازي كرد تا اينكه در هفته بيست وچهارم بوندس ليگا، درست وقتي داشت بهترين بازي هايش را براي بايرن به نمايش مي گذاشت از ناحيه استخوان نازك ني دچار شكستگي شد. با اين حال قراردادش را تمديد كردند تا يك سال ديگر در آلمان بماند اما دوري از ايران برايش سخت بود و به همين علت به ليگ قطر رفت آن هم در حالي كه از موناكوي فرانسه و لوانته اسپانيا پيشنهاد داشت. حضور در القطر تنها ناكامي بزرگ كريمي بود زيرا او در اين باشگاه قهرمان هيچ جامي نشد و اين براي اولين بار در زندگي كريمي پيش مي آمد. در پايان فصل كميته ملي المپيك قطر كه اجازه نقل و انتقال بازيكنان خارجي در ليگ اين كشور را داشت، كريمي را از القطر به السيليه فرستاد اما او ديگر نمي خواست بماند و پس از انجام دو بازي، به تهران برگشت. او از ليگ هاي ژاپن، آمريكا و امارات پيشنهاد داشت اما در فصل هشتم به پرسپوليس پيوست و در اولين باري كه براي اين تيم به ميدان رفت، 100هزار تماشاگر را به ورزشگاه آزادي كشاند تا استقبال بي نظيري داشته باشد. او در اين زمان با علي دايي باز هم اختلاف نظر پيدا كرده بود و از تيم ملي كنار گذاشته شد اما انگيزه هايش در ليگ، بي نظير بود. در دربي دوباره گل زد و مقابل ابومسلم هت تريك كرد. در فصل نهم، عباس انصاري فرد او را از ليست پرسپوليس به شكل سؤال برانگيزي كنار گذاشت تا عادل كلاه كج به جمع سرخپوشان بپيوندد! به همين علت، كريمي مجبور شد به استيل آذين برود، تيمي كه متعلق به حسين هدايتي بود. در ديدار مقابل پرسپوليس، دو پاس گل داد تا بهترين بازيكن ميدان شود اما اخراج شد و در لحظه اخراج، پيراهن استيل آذين را از تن درآورد تا پيراهن پرسپوليس كه زير پيراهن استيل آذين پوشيده بود را به هواداران حاضر در ورزشگاه نشان دهد. در پايان فصل، مي توانست به باشگاه لس آنجلس گالكسي برود و همبازي ديويد بكام شود اما ترجيح داد در ايران بماند. اواسط فصل دوم حضورش در استيل آذين به خاطر اختلاف نظر شديد با مصطفي آجورلو مديرعامل وقت اين باشگاه از استيل آذين جدا شد و به باشگاه شالكه آلمان پيوست آن هم در 32 سالگي. استيل آذين هم به ليگ يك سقوط كرد. در سال 90 پس از 5 دقيقه مذاكره با حبيب كاشاني به پرسپوليس برگشت و عنوان گلزن ترين هافبك ليگ يازدهم را از آن خود كرد. فصل كابوس وار پرسپوليس بود اما كريمي با بازي هايش، دل هواداران را برد. در فصل دوازدهم با قراردادي سفيدامضا در پرسپوليس ماند اما مدام با مانوئل ژوزه و محمد رويانيان مديرعامل وقت باشگاه درگيري داشت. در پايان فصل دوازدهم، پرسپوليس كه در ليگ نتايج خوبي كسب نكرده بود، در فينال جام حذفي نيز مقابل چشم بيش از 100 هزار تماشاگر خود مقابل سپاهان شكست خورد تا در روز خداحافظي مهدي مهدوي كيا، كريمي نيز از فوتبال خداحافظي لفظي كند. البته او باز هم برگشت و چون علي دايي نگذاشت به پرسپوليس برگردد، راهي تراكتورسازي شد تا يك فصل بسيار خوب در كنار تبريزي ها داشته باشد. سال قبل، همين موقع ها بود كه كريمي در انتظار يك اشاره از سوي علي دايي بود تا به پرسپوليس برگردد اما انگار دايي مغرورتر از اين حرف ها بود كه بگذارد كريمي در پرسپوليس از فوتبال خداحافظي كند. كريمي نيز درست در روز 29 تيرماه سال 1393 با نوشتن نامه اي، براي هميشه از فوتبال خداحافظي كرد. يك خداحافظي واقعي...!
جادوگري براي تمام فصول
حضور در تيم ملي تمام آرزوهاي كريمــــي
علي كريمي از سال ۱۳۷۷ توسط منصور پورحيدري به تيم ملي دعوت شد و اتفاقات زيادي را پشت سر گذاشت. خودش همواره مي گفت حضور در تيم ملي، مهم ترين آرزويش بوده و به همين علت 4 دوره جام ملت ها، 4 دوره مقدماتي جام جهاني و يك دوره حضور در جام جهاني را با پيراهن تيم ملي تجربه كرده و زير نظر مربياني چون پورحيدري، طالبي، بلاژويچ، ايوانكوويچ، قلعه نويي، دايي، قطبي و كروش در تيم ملي بازي كرده است. او پس از جواد نكونام و علي دايي با 127 بازي ملي، سومين بازيكن تاريخ تيم ملي فوتبال ايران به شمار مي رود كه در مدت حدود 16 سال موفق شد ۳۸ گل ملي به ثمر برساند. علي دايي و كريم باقري در گل هاي زده بالاتر از كريمي قرار دارند. ۲۱ مهر ۱۳۷۷ و در حالي كه ۱۹ سال و ۱۱ ماه و ۵ روز سن داشت، نخستين بازي ملي خود را مقابل تيم ملي كويت انجام داد اما نخستين گل ملي خود را در ۲۸ آذر ۱۳۷۷ و نهمين بازي ملي اش مقابل همين كويت به ثمر رساند در حالي كه در تورنمنت بازي هاي آسيايي آن سال، مدافع چپ بود و در نهايت به قهرماني رسيد. پيشرفت كريمي ادامه داشت تا اينكه در مقدماتي جام جهاني 2002 به عنوان يكي از بهترين بازيكنان قاره آسيا انتخاب شد و درست زماني كه تا يك قدمي صعود به اين دوره بوديم، همه چيز تغيير كرد اما كريمي صاحب لقب «جادوگر آسيا» از سوي مهم ترين رسانه هاي آسيا و حتي جهان شد. در بهمن ماه سال ۱۳۸۰ در بازي با تيم ملي اسلواكي براي اولين بار بازوبند كاپيتاني تيم ملي را بر بازو بست و در همان ديدار هت تريك كرد تا انگيزه هايش را ثابت كند. همچنين در جام ملت هاي آسيا ۲۰۰۴ با زدن ۵ گل آقاي گل مشترك مسابقات شد. او در ديدار دوستانه ايران و آ.اس.رم ايتاليا تكنيك خود را به رخ فوتبال اروپا كشيد و مورد توجه باشگاه هاي ايتاليايي از جمله يوونتوس قرار گرفت. كريمي با بازي هاي درخشان خود يكي از اركان صعود ايران به جام جهاني ۲۰۰۶ آلمان بود.
در جام جهاني نيز از سوي مجله ورلدساكر عنوان مهم ترين بازيكن ايران را در اختيار داشت اما به علت يك مصدوميت قديمي هرگز نتوانست در حد و اندازه هاي خود بدرخشد. سال 2006 براي كريمي سال بدي بود، اختلافاتش با علي دايي در اردوي تيم ملي اوج گرفت، از جام جهاني خيلي زود كنار رفت، عليه برانكو مصاحبه مهمي انجام داد و گفت كسان ديگري به جايش تصميم مي گيرند و در بازگشت به بوندس ليگا ناكام ماند و چهره اي عاصي از خود بر جاي گذاشت. در بازي با ازبكستان (جام ملت هاي 2007) براي صدمين بار پيراهن تيم ملي فوتبال ايران را بر تن كرد و يك سال بعد به خاطر انتقادات شديد از فدراسيون فوتبال ايران از حضور در تيم ملي محروم شد.
كريمي فدراسيون كفاشيان را بي برنامه خواند و اعلام كرد فوتبال ايران با شرايط كنوني رو به عقب در حال حركت است. مدتي بعد، كريمي با فشار مردم و دخالت چهره هاي سياسي بخشيده شد اما علي دايي او را به تيم ملي دعوت نكرد تا آتش اختلافات اين دو مجدداً شعله ور شود.
كريمي در همان سال، از مجموع 4 بازي ابتدايي فصل براي پرسپوليس 5 گل به ثمر رساند تا فشار رسانه ها بر دايي كه سرمربي تيم ملي بود براي دعوت از كريمي افزايش يابد. بالاخره دايي، نام علي كريمي را در ليست دعوت شده ها به اردوي تيم ملي گذاشت اما اين بار كريمي با انتشار نامه اي اعلام كرد به تيم ملي نمي آيد. با اخراج علي دايي و حضور افشين قطبي روي نيمكت تيم ملي، كريمي برگشت و ايران فقط يك گام تا صعود فاصله داشت كه به خاطر يكسري مسائل عجيب، در آخرين دقايق بازي مقابل كره جنوبي دروازه مان توسط «پارك جي سونگ» باز شد و از صعود به جام جهاني 2010 بازمانديم. كريمي كه حسابي تحت تأثير اين اتفاقات قرار گرفته بود، مدتي از تيم ملي دور ماند اما توسط كارلوس كروش به تيم ملي دعوت شد با اين شرط كه بازوبند كاپيتاني در اختيار جواد نكونام قرار بگيرد! جادوگر فوتبال آسيا اعتقاد داشت حقش است به جام جهاني 2014 همراه تيم ملي برود اما در عين ناباوري، كارلوس كروش نامي از كريمي در ليست خود قرار نداد تا آخرين اميدهاي شماره 8 از بين برود. آخرين اتفاق نيز جالب بود؛ قبل از شروع جام ملت هاي آسيا، كريمي توسط كروش اين بار به عنوان مربي تيم ملي دعوت به همكاري شد ولي همكاري طرفين زياد طول نكشيد زيرا به دليل آنچه سهل انگاري فدراسيون فوتبال در عقد قرارداد با دستياران كروش و درگيري هاي داخل تيم خوانده شد، كريمي از همكاري با تيم ملي عذرخواهي كرد، وسايلش را جمع كرد و دو ساعت قبل از پرواز تيم ملي به استراليا، اردو را براي هميشه ترك كرد.
علی پروین که فوتبال را گذاشت کنار ، هیچ کس نفهمید . او بازیکن – مربی پرسپولیس ، تیم مدعی جام باشگاههای تهران در سال 65 بود که یک هفته بعد از درخشش خیره کننده در بازی هما ، در مسابقه با دارایی به میدان آمد و هرچه کرد ، حریف دفاع محکم دارایی چی ها نشد .
این یک بازی 100 هزارنفری در ورزشگاه ازادی بود ؛ از ان مسابقه ها که برای ویژه کردن اش ، چمن آزادی را بلند و کوتاه می زدند . پرسپولیس برای قهرمانی به 3 امتیاز این بازی احتیاج داشت اما زور فرشاد و کرمانی مقدم و انصاری فر و علی آقا به حریف آبی کمرنگ پوش نرسید. آن روز ، هنوز کسی نمی دانست که پروین ، کاپیتان 40 ساله پرسپولیس که غالبا بین نیمه ها به زمین می آمد ، دیگر جای خود روی نیمکت ، نفر دوم از سمت راست را ترک نخواهد کرد . او اما روی تصمیمش ماند . بازی بعدی و مسابقات بعدتر ، حتی تا بازی آخر مقابل بوتان که دیگر قهرمانی پرسپولیس مسجل شده بود . علی آقا ، روی نیمکت ماند تا قرمزها به دومین جام مهم پشت سرهم شان برسند . بله ، پروین ؛ مهم ترین فوتبالیست دودهه 50 و 60 ، اینطوری از فوتبال کنار رفت ، بی آنکه هیچ نویسنده ای درباره این تصمیم ناگهانی چیزی بنویسد ...
آن روزها ، روزهای خاصی در فوتبال ایران هستند . روزهای استیلای یک نفره بک سرمربی – رئیس – کاپیتان و مدیر به یک تیم فوتبال . چیزی که از ریشه محله ای والبته بزرگتری علی پروین می آمد که آخر سال 59 پرسپولیس را دست گرفته بود . او ، چند سال بعد ، درحالیکه اکثر مدافعان باشگاهی از تکل رفتن توی پای علی آقا شرم می کردند ، بالاخره تصمیمش را گرفت ، درحالیکه تا دین آخر در تیمش بازی کرد . خب ، شاید زیاد هم سخت نبود .بالاخره ، پروین بدون بازی کردن هم پروین بود . همان علی آقای یکه تاز ، که عرض زمین را می گرفت و با دوروبری ها سلانه سلانه می رسید تا نیمکت . تا بنشیند کنار محمود خوردبین و داور ( با اجازه انگار) سوت آغاز را بزند . این یک سلوک سلطانی بود؛ آنقدر پررنگ که فرقی نکند داخل زمین یا کنار آن ؛ پروین تیتر یک بود . آنقدر که حتی بعد از حذف کامل از فوتبال ایران در بازگشت مجدد ، کل جاده مخصوص را به خاطرش آذین ببندند . این همان فصلی بود که یک ستاره جوان بعد از آشوب یک بازی فوتسال به پرسپولیس می آمد؛ علی کریمی. او ، با حرکت دست به سمت استقلالی های سالن 12 هزارنفری در ذهن بینندگان تلویزیون مانده بود ؛ البته کمی بعد از آنکه با دریبلهای اعجاب آور ، فتح را قهرمان جام رمضان کرده بود.
علی کریمی. چقدر کم طول کشید که عشقی های آزادی، او را به سینه خود کوک بزنند. همان اول فصل، بعد از گلزنی در 4 بازی پیاپی و شاهکارهای انفرادی در مسابقه با پاس و تراکتور ... از آن روزها ، عمری گذشته . او ، دفاع چپ ، مدافع آخر ، هافبک نفوذی و مهاجم تیم هایی بوده که در آن بازی کرده . از ایران به امارات و آلمان و قطر رفته و در ایران پیراهن تیم های پرطرفداری مثل تراکتورسازی را به تن کرده است ؛ و البته از خاطر نبریم که حضور یکه اش برای بلندآوازه شدن تیم نوپای استیل آذین کافی به نظر می رسیده است . کریمی ، که در همه این سال ها ، محبوبترین بازیکن فوتبال ایران باقی ماند در دوسه نوبت به پرسپولیس بازگشته و دست آخر ناکام ازآغوش هواداران جدا شده ، انگار که طلسمی به پایش بوده تا با تیم همیشگی اش جامی نبرد . پس ، یک سال بعد از خداحافظی احساسی آخر بازی مقابل سپاهان ، او پارسال در چنین روزی تصمیمش را در یک یادداشت بلند علنی کرد . خیلی کوبنده ؛ با این جمله که میخ را به دیوار کوبیدم و کفش هایم را آویختم . تصمیمی نه چندان خوشایند برای همه ما ، اما گریز ناپذیر برای همه قهرمان ها ؛ حتی او که سال ها - سال ها نگاه کا را به سوی خود کشاند . با دریبل ها ، مهارت یکه یک نسل تماشایی ، با جملات تند و مصاحبه های آتشین و البته مخالف خوانی ها . شبیه همه آن هایی که به راز جذابیت آشنایند.
مورد عجیب علی ، از دست دادن جام های قهرمانی است و اعطایش به دیگران . او اما ، در میدانی دیگر همه عناوین را به کف آورد . جایی که ما بودیم ؛ بی اعتنا به همه بازیکن هایی که جام بالای سر می بردند و اما از ما نبودند . همان هایی که نمی توانیم دوستشان بداریم . آنها دل ما را نلرزاندند ، نبض ما را به دست نگرفتند و آن طور نبودند که حتی راه رفتن شان به دل ما بنشیند . حتی وقتی خطاکارانه ، لگد زیر ساک پزشکی کادرتیم ملی زد از او متنفر نشدیم . مثل عزیزکرده ای که باید به خوبی هایش بخشید . خوبی ها ؛ چیزی که از علی به ذهن ما مانده.
آدم ها باید فرزند عصر خودشان باشند . عصر ما با او زیباتر بود ؛ اگرچه فرار و شوت زیبایش در بازی آ اس رم زیر تاق دروازه نشست تا کمی حسرت هم باقی باشد . حسرتی به این اندازه که علی کریمی پای دیوار آسیا ماند و دستش به طلاترین توپ دنیا نرسید . حیف . حیف تو . تو را خدا نگهدار ....
هافبک تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز مدعی شد، علی دایی با پذیرش شرط عدم حضور او در پرسپولیس با این تیم قرارداد امضا کرده است.
به گزارش تسنیم، علی کریمی با بیان این مطلب اظهار داشت: آقای دایی آن زمانی که با رویانیان درگیر شده بود خیلی خوب از من استفاده کرد ولی بلافاصله بعد از 3، 4 ماه که به پرسپولیس آمد، خودش در یک مغازه وقتی مدیر برنامههایم را دید اعلام کرد که رویانیان به او گفته است تمام شرطهایش را برای عقد قرارداد قبول دارد و هر شرطی که داشته باشد را میپذیرد، فقط علی کریمی نباشد.
وی در این رابطه قضاوت را بر عهده مردم گذاشت و ادامه داد: فصل در حال پایان است اما هنوز هم عدهای از من میپرسند که چرا از پرسپولیس رفتم.
«من و دایی یک دورانی همبازی بودیم، خوب یا بد»، کریمی با بیان این جمله در مورد اینکه گفته است با پاسهای من برخی آقای گل شدند هم تصریح کرد: نه با پاسهای من بلکه با پاسهای خیلیها بوده است. ببینید دایی اگر گلی زده توانسته یکی را دریبل بزند و گل بزند؟ یا اینکه یک توپ را بردارد و 2 نفر را دریبل زده و گل بزند؟ گلهای او یا با سانتر، یا موقعیت تک به تک و یا پنالتی بوده است. آخر سر هم میگویند که در چشم ما نگاه میکنند و پاس نمیدهند.
هافبک تیم فوتبال تراکتورسازی خاطرنشان کرد: به هر حال این یک دورانی است که کسی نباید آن را فراموش کند. زندگی پستی و بلندی زیادی دارد، الان شما همه چیز را در اختیار دارید فردا شاید خیلی اتفاقها بیفتد که آن زمان جای ما عوض شود. بهتر است آدم گذشتهاش را فراموش نکند.
وی در مورد ادامهدار بودن اختلافش با علی دایی هم گفت: من نیازی نمیبینم با ایشان کار کنم. وقتی او به خاطر یک قرارداد خوب این شرط را قبول میکند که فقط من در تیمش نباشم، چگونه من باید با این آقا کار کنم؟ یا شدنی هست و جور در میآید؟
کریمی ادامه داد: آنها (مسئولان باشگاه پرسپولیس) کلهشان آنقدر کار نکرد که مانند زمان عباس انصاریفر یک پیشنهاد دهند. در آن زمان سر مسائل مربوط قراداد به توافق نرسیدیم و از پرسپولیس رفتم. حداقل دم عباس انصاریفر گرم که من را صدا زد و گفت بنشین با هم صحبت کنیم اما اینها حتی یک زنگ نزدند که بپرسند چه کاری میخواهم انجام دهم.
هافبک پیشین پرسپولیس در مورد نداشتن رابطه حسنه با دایی هم یادآور شد: ما با هم رابطه خوبی نداشتیم، چراکه طرز برخورد دایی را میتوانید از همه بازیکنان همدوره ما بپرسید، تمام بازیکنان جوانی که به تیم می آمدند اذیت میشدند. حسین کعبی یا یحیی گلمحمدی کسانی هستند که میتوانید از آنها سوال کنید.
کریمی تاکید کرد: نوع برخورد و نوع رفتار خیلی در روابط تاثیر دارد. محرم نویدکیا و سایرین بازیکنان تیم ملی همه شاهد زنده هستند که میتوانند در این مورد صحبت کنند. درست است او بزرگتر و کاپیتان تیم بوده اما احترام باید متقابل باشد. نمیشود که فقط کوچکترها احترام بگذارند بلکه باید این رابطه متقابل باشد.
وی تصریح کرد: از بازیکنان گذشته تیم ملی سوال کنید که سالم و بدون خطا توپ را از ایشان میگرفتند اما او بر میگشت و به آنها یک چیزی میگفت. این مسائل تمام شده و آدم نباید گذشتهاش را فراموش کند. البته اگر امروز هم به آقا بگویید باز هم همانگونه که تاکنون ماشاءالله کارش را با داد و بیداد پیش برده جلو میآید، انگار نه انگار و هیچی به هیچی!
بازیکن
تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز گفت:خدا را شکر میکنم که قهرمان شدیم هر
چند که من از این قهرمانیها زیاد داشتم که خیلیها حتی آرزوی آن را دارند.
هافبک
تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز گفت: ما باید از مجید جلالی و فرهاد
پورغلامی تشکر کنیم چون آنها هم در موفقیت تراکتورسازی نقش داشتند.

استیل آذین
علی کریمی در استیل آذین ۱۳۸۸ علی کریمی در سال ۱۳۸۸ به سبب عدم تمایل مدیران وقت باشگاه پرسپولیس برای تمدید قرارداد با وی این باشگاه را ترک کرد و به استیل آذین پیوست.
برین ادامه مطلب رو بخونین
علی کریمی روز ۳ مه سال ۲۰۰۵ علارقم پیشنهاد از تیمهای مطرحی چون رئال مادرید اسپانیا، آ. اس. رم و یوونتوس ایتالیا بنا به گزارش وبگاه رسمی باشگاه بایرن مونیخ به این تیم آلمانی که سومین تیم برتر رنکینگ باشگاهی جهان در آن مقطع زمانی بود، پیوست.

بقیه رو تو ادامه مطلب ببینید...
استقبال مردمی پس از جام ملتهای ۲۰۰۴
کریمی پس از درخشش در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۴، در دیدار دوستانه ایران و آ. اس. رم ایتالیا تکنیک خود را به رخ فوتبال اروپا کشید و پس از ارائه یک بازی تکنیکی در مقابل این تیم مورد توجه باشگاه های آ. اس. رم و یوونتوس ایتالیا قرار گرفت. او همچنین پس از در خشش در بازی دوستانه ایران در مقابل آلمان در سال ۲۰۰۴ لقب بین المللی "مارادونا آسیا" را برای خود دست و پا کرد و مورد توجه باشگاه های رئال مادرید اسپانیا و بایرن مونیخ قرار گرفت.
ادامه مطلب رو حتماً ببینید
علی کریمی
نام کامل محمدعلی کریمی پاشاکی
تولد ۱۷ آبان ۱۳۵۷ (۳۴ سال زادگاه کرج، ایران
قد ۱۷۸ سانتیمتر
اطلاعات باشگاهی :باشگاه کنونی پرسپولیس تهران
شمارهٔ پیراهن 8
پُست هافبک تهاجمی
باشگاههای جوانان ؟-۱۳۷۰ ۱۳۷۵-۱۳۷۰ نفت تهران فتح تهران