مهماندوست چرا از ایران رفت؟ "بايد در قبر بخوابم تا مشکلاتم را باور کنند"

رضا مهماندوست که سال ۲۰۰۹ ایران را برای اولین بار در تاریخ قهرمان تکواندوی جهان کرد، جمعه شب به عنوان سرمربی آذربایجان مقابل یکی از امیدهای اصلی ایران برنده شد. او چرا از ایران رفت؟

به گزارش سایت نود، او زمانی که بیژن مقانلو سرمربی فعلی تیم ملی را به عنوان مربی کنارش داشت به سیطره عجیب کره‌ای‌ها پایان داد اما کمی بعد از این تاریخ‌سازی از تیم ملی جدا شد. مهماندوست استعفا داد و فدراسیون هم قبول کرد. خبرگزاری ایسنا دو هفته بعد از آن ماجرا دلیل جدایی مهماندوست را پایین بودن حقوق ماهیانه او اعلام کرد

بعد از این استعفا دو طرف بارها علیه هم صحبت کردند و بعد از مدتی گرد و خاک خوابید. فرزند بیمار رضا مهماندوست چند وقت بعد از دنیا رفت. مهماندوست که مدت‌ها سکوت کرده بود، اسفند ۹۱ در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد از مشکلات عجیبش گفت. مهماندوست چند ماه بعد از این مصاحبه از ایران رفت و سرمربی تایلند شد. او بعد از عملکرد خوب در این کشور راهی آذربایجان شد و همراه این تیم در فینال مسابقات جهانی سال ۲۰۱۵ ایران را شکست داد و قهرمان شد. متن مصاحبه سال ۹۱ مهماندوست، به خوبی دلایل او برای قبول هدایت آذربایجان را نشان می‌دهد. بخش‌هایی از این مصاحبه که به مباحث آن روزهای تکواندو مربوط می‌شدند در اینجا نیامده.

فرزند رضا مهماندوست نه دو هفته پيش كه وقتي پدرش را از سرمربيگري تيم ملي كنار گذاشتند درگذشت! وقتي كه سرمربي تيم ملي را مي خواستند كنار بگذارند، مي گفت حقوق و مزاياي من حق فرزندان معلولم هستند كه احتياج به دارو و درمان دارند. مهماندوست قبل از المپيك لندن، از جانب فدراسيون جهاني تكواندو به عنوان بهترين مربي جهان معرفي شد. چون براي اولين بار پس از چهل سال، به قهرماني كره يي ها در جهان خاتمه داد: آن هم در خاك خود كره جنوبي! اما كودتايي در فدراسيون تكواندو شكل گرفت و رضا مهماندوست را قبل از المپيك كنار گذاشتند. مهماندوست گفت :مرا كنار مي گذاريد، عيبي ندارد، اما حقم را چرا نمي دهيد، اين پول، حق فرزند معلول من است. خرج دارو و درمان و پرستار اوست. پولش را ندادند و خودش را هم با بي حرمتي كنار گذاشتند. تكواندو هم در لندن، ضعيف تر از حد انتظار ظاهر شد. به هر حال چندي پيش محراب مهماندوست، فرزند معلول رضا مهماندوست چشم از جهان فرو بست و اين بهانه يي شد تا سراغي از اين مربي زحمت كش بگيريم.


وقتي خبر فوت فرزندتان محراب را شنيديم خيلي ناراحت شديم، چرا كه همواره شاهد اين بوديم كه شما از بيماري فرزندان تان مي گفتيد و هميشه خواستار اين بوديد كه فدراسيون حق و حقوق شما را به درستي بدهد تا بتوانيد به فرزندان بيمار خود رسيدگي كنيد.

چه بگويم. چرا مي خواهيد از اين خاكستر آتش ديگري بلند كنيد؟ ديگر پسرم را از دست دادم و اين در حالي بود كه نه فدراسيون بلكه مسوولان وزارت ورزش و كميته ملي المپيك هم از شرايط من باخبر بودند. ديگر كار از كار گذشته است تا پولي كه به من ندادند تا براي درمانش هزينه كنم، براي ختمش بپردازم. حالاهم شروع به دادگاهي كردن افراد كنم كه چه؟
بعد از اين اتفاق و اتفاقات تلخ گذشته كه باعث كنار رفتن شما از تيم ملي شد رضا مهماندوست سرمربي اسبق و موفق تيم ملي تكواندوي ايران چه مي كند؟
من پيش از اين كارمند شركت سايپا بودم كه به خاطر تكواندو و ماموريت هايي كه با آنها موافقت نشد تا در اردوها به شاگردانم تمرين دهم از اين كارخانه اخراج شدم. پس از اتفاق هايي كه برايم افتاد به لطف دوستان به سايپا برگشتم و حالاپنج صبح به كارخانه مي روم و در آنجا مشغول هستم.

در كدام قسمت شركت سايپا فعاليت مي كنيد؟
در بخش اداري قسمت ورزش كارخانه سايپا.

اعضاي فدراسيون براي تسليت در مراسم ختم محراب حاضر شدند؟
بله همه آمدند: اما نوشدارو بعد از مرگ سهراب چه فايده يي دارد؟ به هر حال آمدند و صورت من را بوسيدند و تسليت گفتند و همين باعث شده خيلي حرف ها را نزنم. من آدمي هستم كه سعي مي كنم آدم ها را ببخشم. آنها نان ما را بريدند و اين در صورتي بود كه تصويب شده بود به مربيان موفق حق و مزايايي جداگانه بدهند: اما با اين حال وقتي افرادي كه اين قانون را تصويب كرده اند مي بينند كه رييس اين كار را نمي كند و با او برخورد نمي كنند بهتر است سكوت كنيم.

حال دختر بيمارتان چطور است؟
دخترم هم در بيمارستان بستري است. به هر حال بايد نابود شويم تا باور كنند كه مشكل داريم. دوستان چه خوب گفتند كه بايد حتما زير تابوت مان بروند تا باور كنند كه بي دليل خواستار رسيدگي به وضعيت مان نبوديم. بايد برويم و در قبر بخوابيم تا بفهمند كه با چالش ها مواجه هستيم. بايد هر دفعه دختر بيمارم را از طبقه چهارم ساختمان به دوش بگيرم و به بيمارستان منتقل كنم. مشكلات آنزيمي، غددي و. . . هر روز حال او را خراب تر مي كند.

با تمام اين اتفاقات آيا فدراسيون نشينان و مسوولان حرفي از كمك نزدند؟
هيچ. به مراسم ختم آمدند و من را بوسيدند و بعد خداحافظ. حالااينها به كنار! من ۱۲ سال در تكواندو زحمت كشيدم: اما حتي براي يك روز هم بيمه ام نكردند، در صورتي كه كارگرهاي ساختمان هم بايد بيمه شوند. انگار رضا مهماندوست براي اين مملكت نبود و از جاي ديگر آمده بود. چه پيشنهادهايي به من شد و قبول نكردم. چه پول هاي مي دادند و من به خاطر مملكتم جواب منفي به آنها دادم.

به ياد داريم كه در زمان سرمربيگريتان در تيم ملي ايران پيشنهاد هاي زيادي داشتيد، در حال حاضر پيشنهادي از ديگر كشورها براي مربيگري نداريد؟
چرا دارم: اما دخترم بيمار است و بايد بمانم و به او رسيدگي كنم. الان هم تازه از بيمارستان به خانه رسيده ام و با شما صحبت مي كنم. به هر حال هميشه در ايران مرغ همسايه غاز بوده است. مي روند مربيان ناكارآمد خارجي مي آورند و تيم هاي ورزشي ما را نابود مي كنند و بعد هم شكايت مي كنند و چيزي هم اضافه تر از حق و حقوق شان مي گيرند و مي روند بي آنكه آب از آب تكان بخورد. اگر از مشكلات و گرفتاري هاي من فيلمي درست كنيد بايد بنشينيد و زار زار گريه كنيد، آن وقت است كه ديگر همه مي فهمند كه نبايد در ايران مربيگري كنند. راستش اگر به پيشنهاد خارجي ها جواب مثبت بدهم و بروم چه حرف هايي كه پشتم نخواهند زد و به عنوان يك خائن كه مملكت خود را گذاشت و رفت از من ياد خواهند كرد.

كشتي در آستانه حذف از المپيك است و اين در حالي است كه تكواندو هم اين خطر را بيخ گوش خود مي ديد كه البته اين موضوع تا حدود زيادي منتفي شد: اما با اين وجود نمي توان با قطعيت اعلام كرد كه در آينده چنين موضوعي تكواندو را تهديد نكند.
راستش بحث حذف رشته هايي مثل كشتي و تكواندو بحث فني و محبوبيت نيست، بلكه به شعار المپيك كه دوستي، مودت، برابري و برادري است باز مي گردد. وقتي در كشتي ورزشكار پاي حريف را مي گيرد و با صورت او را به تشك مي كوبد يا در تكواندو و بوكس با لگد و مشت به صورت حريف ضربه وارد مي شود تا خون از سر و صورتش جاري شود، شعار هاي المپيك زير سوال مي رود. ضمن اينكه بحث بيماري ها نيز مطرح است. ما در مبازه مي بينيم كه ورزشكار در حالي كه از سرش خون مي آيد به سمت دهان حريف مي رود، همين موضوع مي تواند ناقل بيمارهاي خطرناكي باشد. يادم هست در مسابقات تكواندو ورزشكار اسپانيا چنان ضربه يي به تكواندوكار آفريقاي جنوبي زد كه خون تمام پيكرش را گرفت و اين در حالي بود كه پدر و مادر ورزشكار در سالن بودند و مادر ورزشكاري كه مجروح شده بود گريه مي كرد كه با ديدنش آدم متاثر مي شد.

اما با تمام اين تفاسير به نظر مي رسد كه كشتي در المپيك بماند.
شايد در المپيك ۲۰۲۰ باز شاهد حضور كشتي در مسابقات باشيم: اما شك نكنيد به خاطر مسائلي كه به آنها اشاره كردم باز به كشتي و ورزش هايي كه درگيري در آنها زياد است گير خواهند داد.
مربيان موفقي چون كوروش باقري و غلامرضا محمدي كه همزمان با شما به عنوان مربيان موفق معرفي شدند هم اكنون در حال فعاليت هستند، البته اين در حالي است كه محمدي در آستانه المپيك كنار رفت: اما در ادامه بازگشت و به كار خود ادامه داد، از همين رو انتظار مي رفت با كنار رفتن فريبرز عسگري كه جايگزين شما شده بود، رضا مهماندوست هم به تيم ملي برگردد كه البته اينطور نشد تا مرتضي كريمي به عنوان سرمربي معرفي شود.
من خودم نخواستم به تيم ملي برگردم، وگرنه واسطه هاي را فرستادند تا مراسم آشتي كنان برگزار كنند. به هر حال من دو بار پي در پي بهترين مربي جهان شدم: اما چه كسي آمد از من كه كلي زحمت كشيده بودم قدرداني كند. راستش ديگر نه انگيزه يي براي كار دارم و نه دلخوشي. به خاطر مشكلات مالي پسرم را از دست دادم. به تازگي هفت ميليون تومان دادم تا از خارج براي دخترم دارو بياورند. دارو كم و گران است. تنها يك و نيم ميليون تومان هزينه يكي از داروهايش شد. يك سري دارو هم بود كه دوستان از خارج آوردند و لطف كردند پولش را نگرفتند. اين در حالي هست كه همسرم هم در بيمارستان صارم بستري است و او هم حال خوبي ندارد.

ادعای روز: فصل قبل داوری جلوی قهرمانی پرسپولیس را گرفت

رضا غیاثی پس از صحبت‌های برانکو در کنفرانس مطبوعاتی به داوری‌های لیگ واکنش نشان داد:‌ «فکر می‌کنم این مسئله بیشتر به عملکرد بد داوران در فصل گذشته در مورد پرسپولیس مربوط می‌شود که او این حرف‌ها را زده است. در ۶ بازی ابتدای فصل گذشته پرسپولیس داوری‌ها به ضرر این تیم شد و اگر فقط یکی از این داوری‌ها به ضرر پرسپولیس نمی‌شد اکنون این تیم و برانکو قهرمان شده بودند. در این فصل هم وقتی برانکو می‌بیند در بازی با فولاد پنالتی آشکار تیمش گرفته نمی‌شود در بازی با صبا هم یک پنالتی دیگر این تیم را نمی‌گیرند او مشکوک می‌شود و تصور می‌کند که اشتباهات داوری به ضرر پرسپولیس دستوری و سازماندهی شده است. در حالیکه من به طور قطع می‌گویم به هیچ عنوان اشتباهات داوری ما دستوری و سازماندهی شده نیست. اما برانکو به عملکرد دوگانه برخی داوران شک می‌کند و حق هم دارد که اینگونه باشد زیرا وقتی ما می‌بینیم یک داور هل دادن را خطا می‌گیرد اما در بازی دیگر همین خطا اعلام نمی‌شود و داوران عملکرد دوگانه‌ای دارند او به داوری مشکوک می‌شود. در بازی یک پنالتی پرسپولیس دیده نشد و از سوی دیگر دستیار برانکو اخراج شد و شاید سرمربی پرسپولیس به همین خاطر عصبانی بود و آن حرف‌ها را زد البته او به داور که محسن ترکی بود می‌گفت حق نداری به من دست بزنی. در این مورد او حق داشت اما مربیان تیم‌ها هم باید روی نیمکت رفتاری مسئولانه داشته باشند. اینکه مربی به سمت داور برود و اعتراض کند درست نیست و این رفتار مسئولانه نیست. برانکو هم در آن صحنه شاید ندیده است که دستیارش چه رفتاری کرده است.»

درباره‌ی این روزهای استقلال؛ چه خبره؟

منصور پورحیدری با عصا روی نیمکت استقلال می‌نشیند و همه مراعات موی سپیدش را می‌کنند، می‌روند ماچش می‌کنند و مورد تقدیر قرار می‌گیرد که در این حال و روز همراه استقلال است. این تعارف مسخره تا کی ادامه خواهد داشت؟
۱- منصوریان کم‌سوادتر از مربیان نسل‌های پیشین در باشگاه استقلال است. این کم‌سوادی را در حرف‌زدنش، در رفتارهای پر از ادا، در فرشینگ گفتن و در استفاده بی‌سر‌و‌ته از واژه‌های انگلیسی می‌بینید. او باید اول از این رفتارها و گفتارهای مضحک خلاص شود و بعد ببینیم با چه کسی طرفیم و با او درباره چه می‌خواهیم حرف بزنیم. تا امروز که میان این ادا و اطوار‌‌ها نفهمیده‌ایم چه می‌گوید.

۲-افشارزاده که هزار سال در کمیته ملی المپیک مدیریت می‌کرد، در استقلال نشان داد که چقدر پرت و بی‌مایه است. حوزه‌های خبری مثل کمیته ملی المپیک را «خبرنگاران اعزامی» پوشش می‌دهند و چه کسی خبر دارد که آنها چه غلطی می‌کنند. استقلال اما عیار را نشان می‌دهد. افشارزاده فاجعه‌ای بود در قواره فتح‌الله‌زاده، چه بسا کم‌هوش‌تر از او.
 

۳- عادل فردوسی‌پور خودش را کشت که بینندگان برنامه‌اش به گزینه «منصوریان می‌تواند» رأی بدهند. مقایسه منصوریان و برانکو هم از آن کارهای مسخره‌ی روزگار است. برانکو با رزومه‌ی تیم ملی کرواسی، تیم ملی ایران، دو بار مربیگری در جام جهانی، قهرمانی بازی‌های آسیایی، کار در دیناموزاگرب و صاحب بازار کار در آسیا و فلان و بهمان، چرا باید با منصوریان مقایسه شود؟ فوتبال به دام اظهارنظرهای بی‌حساب افتاده و چون گوینده این حرف ها عادل فردوسی‌پور است، همه دربست می‌پذیرند و عقل‌شان را داده‌اند دست یک مجری که نگاهش به فوتبال معمولی است.
 

۴- سفر مهدی رحمتی به کربلا که به قول ورزش‌3 برای تجدید روحیه انجام شده، انگار کاربردی‌ترین خبر در شروع تعطیلات برای استقلال است.
 

۵- این تمرینات پیش از فصل، اردوها، بازی‌های تمرینی و آن همه داستان برای چیست؟ برای اینکه تیم به آمادگی نرسد، برنامه و طرحی را در بازی‌اش نسازد و لیگ را برای باختن شروع کند؟
 

۶- مدیر عامل: سید رضا افتخاری.
 

۷- منصور پورحیدری با عصا روی نیمکت استقلال می‌نشیند و همه مراعات موی سپیدش را می‌کنند، می‌روند ماچش می‌کنند و مورد تقدیر قرار می‌گیرد که در این حال و روز همراه استقلال است. این تعارف مسخره تا کی ادامه خواهد داشت؟

همشهری تبریک

به اندازه ظرفیت مدیرانتان نتیجه بگیرید نه بیشتر.

«نجابت خاصی داشت و کمتر دنبال منافع مالی خود بود، طوری که چند بار به خاطر او با مدیریت محترم باشگاه تا حدودی در گیر شدم.»

این نقل قولی است از دکتر خرم که زمانی پزشک تیم ملی و پرسپولیس بود و رابطه نزدیکی هم با بازیکنان داشت. ظاهرا خصوصیات یحیای بازیکن حتی در مربی‌گری هم او را همراهی می‌کند و گل‌محمدی هنوز هم عوض نشده. او هنوز هم نمی‌تواند حقش را از فوتبال و مجموعه‌ای که در آن کار می‌کند بگیرد. منظور از «حق» پول نیست که شاید یحیی فصل گذشته جزء گرانترین مربیان لیگ برتر بود. منظور از «حق» همان چیزی است که باید گرفته شود تا بعضی‌ها را «هوا» برندارد. قانون اگر گل نزنی گل می‌خوری ظاهرا فقط در زمین فوتبال مصداق ندارد و مصداق آن را می‌شود در باشگاه‌داری هم دید.

یحیی بابت دو قهرمانی جام‌حذفی، ستاره‌هایی که بی‌نام وارد باشگاه شدند و ستاره فصل نقل وانتقالات شدند و تمام کارهایی که در ذوب‌آهن انجام داد چیزی نگفت تا حالا این مدیران به واسطه او «کسی» شده علیهش مصاحبه کنند و به کمیته انضباطی بخوانندش و از نشستن روی نیمکت محرومش کنند!

 

تیمی که در لیگ سیزدهم با آژان کشی در لیگ برتر ماند و در آخر فصل پیش در بالای جدول قرار گرفت را یحیی حالا آنقدر بزرگ کرده که مدیرعاملش فکر می‌کند در هفته دوم لیگ برتر می‌تواند داد و بیداد کند و خط و نشان بکشد. ظاهرا بزرگ شدن ذوب‌آهن، مسئولانش را آنقدر بالا برده که آن بالاها سرشان گیج رفته و خودشان هم نمی‌دانند چه می‌گویند و چه می‌کنند. آن بالا بالاها آقای آذری انگار فراموش کرده که اگر یحیی زمانی بازیکنی مثل شجاعیان را نخواست امثال پهلوان ودانیال اسماعیلی‌فر و مهدی مهدی‌پور را به او تحویل داد. فراموش کرده اگر ذوب آهن امسال بازیکنی ندارد بیش از این که وظیفه‌ای متوجه یحیی باشد متوجه مدیرانی است که تا همین دیروز چوب حراج به بازیکنان زده و با فروختن ستاره‌ها چک‌های ارسالی این تیم و آن تیم بابت رضایت‌نامه را می‌دیدند و کیف می‌کردند.

 

آقای آذری که در فصل نقل وانتقالات نه تنها ستاره می‌فروخت که  در یک تصمیم عجیب وغریب داوود فنایی را هم لا به لای ستاره‌ها به درب خروج هدایت کرد تا این فصل یک ذوب آهن بماند و یک رشید مظاهری که از او فقط یک نام «رشید» مانده است. اگرچه در این میان نمی‌شود از تقصیر یحیی هم گذشت که با خونسردی همیشگی و سکوت عجیبش در برابر اخراج دستیارش فقط ساکت ماند و تماشا کرد تا حالا امروز خودش بشود قربانی توهم «همه‌چیزدانی» آقایان دفترنشین.

 

ظاهرا باید قانون جدیدی به قوانین فوتبال اضافه کرد: به اندازه ظرفیت مدیرانتان نتیجه بگیرید نه بیشتر.

بعد از بازگشت یاغی؛ کریمی رضاییان را فالو کرد

بعد از جدایی رامین رضاییان از پرسپولیس و رفتن او به ترکیه یکی از اتفاقات خبرساز آنفالو شدن این بازیکن از سوی علی کریمی بود. این اتفاق در نهایت با ریزش چند هزار نفری فالوورهای رضاییان همراه شد اما حالا مساله دیگری به وجود آمده است. رضاییان برای بازگشت چراغ سبز نشان داده و از تیم ترکیه ای هم جدا شده است. برخی علی کریمی را واسطه بازگشت این بازیکن به پرسپولیس عنوان کردند و حالا جادوگر نیز رضاییان را  فالو کرده تا به این مساله قوت ببخشد.

امید عالیشاه

بدون شرح

تعلیق محرومیت رحمتی کار درستی بود؟

کمیته انضباطی فدراسیون، امروز در تصمیمی جنجالی حکم به تعلیق یک جلسه از محرومیت مهدی رحمتی داد. رحمتی فصل گذشته و در بازی ما قبل پایانی با تراکتورسازی، درگیری شدیدی با قلعه‌نویی داشت. کمیته انضباطی اعلام رای او را تا برگزاری هفته آخر لیگ عقب انداخت تا رحمتی مقابل صبا هم درون دروازه تیمش بایستد. بعد هم حکم، طوری اعلام شد که مشکلی برای بازی او در فینال حذفی نباشد.

تصمیمات کمیته انضباطی و چینش شرایط، به شکلی که رحمتی در هر دو بازی آخر لیگ و فینال حذفی بتواند برای استقلال بازی کند، با اعتراضات زیادی همراه بود. با شروع فصل جدید، حکم رحمتی لازم الاجرا بود اما فقط 48 ساعت پس از تساوی استقلال در هفته ابتدایی، کمیته انضباطی در حکم جدیدی محرومیت رحمتی را تعلیق کرد تا او بتواند در هفته دوم برای تیمش بازی کند.

 

به نظر شما، حکم جدید کمیته انضباطی تصمیم درستی بود؟ عدالت در این تصمیم رعایت شده است؟

بوی لجن می آید :-x

تصمیم جنجالی کمیته انضباطی: محرومیت رحمتی تعلیق شد!

استقلالی‌ها امروز با واریز هزینه دادرسی مجدد به فدراسیون، خواستار بررسی و تعلیق یک جلسه از محرومیت رحمتی شده بودند. سایت رسمی فدراسیون فوتبال هم دقایق قبل با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد درخواست استقلال را پذیرفته و محرومیت رحمتی تعلیق شده است: «پس از ارائه درخواست سید مهدی رحمتی، دروازه بان مبنی بر بخشش و رفع تعلیق یک جلسه از دو جلسه محرومیت خود به کمیته انضباطی، این کمیته اعلام کرد.

که با توجه به اظهار ندامت و پشیمانی و همچنین پرداخت جریمه یکصد میلیون ریالی توسط این دروازه بان، یک جلسه محرومیت باقی مانده وی تا پایان فصل به حالت تعلیق در می آید و اگر تخلفی از سوی رحمتی رخ داد محرومیت وی علاوه بر اتخاذ تصمیم جدید درباره تخلفش،  به اجرا گذاشته می شود.»

 

خاک تو سر این فدراسیون

ستاره روز: کمال‌الملک؛ مرد گل‌های کلیدی

 نمایشِ شب گذشته پرسپولیس در آخرین مسابقه هفته اول لیگ برتر، برای هواداران این تیم رضایتبخش و متقاعدکننده به نظر نمی‌رسید. پسران برانکو که ظاهرا هنوز هم تحت فشار بدنسازی بودند، چندان برتر از حریف ظاهر نشدند و در آستانه از دست دادن دو امتیاز در شروع لیگ قرار داشتند اما یک لحظه کلیدی، سرنوشت مسابقه را به سود سرخ‌ها تغییر داد. پرتابِ بلند وحید امیری در جدال هوایی مهره‌های سایپا و پرسپولیس تا نزدیکی‌های دروازه نارنجی‌ها رفت و با یک سیو فوق‌العاده روبرو شد اما کامیابی‌نیا با یک ضربه دقیق در برگشت، اولین گل فصل پرسپولیس را به ثمر رساند. هافبک دفاعی سرخ‌پوشان، در فصل گذشته نیز دو بار، تبحرش در گلزنی روی توپ‌های دوم را به نمایش گذاشته بود. یک بار در بازی حساس خانگی با سپاهان، شوت تماشایی او به سقف دروازه حریف چسبید تا پرسپولیس از شکست نجات پیدا کند و یک بار در انزلی مقابل ملوان، کامیابی‌نیا بهترین استفاده را از شلوغی محوطه جریمه برد و گل سه امتیازی پرسپولیس را به ثمر رساند. او هر دو گل را با شادی مشابهی جشن گرفت. حرکتی که دیشب در ورزشگاه تختی تهران هم تکرار شد. کمال دوباره دست‌هایش را روی سینه‌اش کوبید و به هواداران پرسپولیس احترام نظامی داد. درست بعد از یک گل کلیدی دیگر که موجب شد قرمزها فصل جدید را با پیروزی آغاز کنند و در اولین بازی از لیگ شانزدهم، بیشتر از 4 هفته اول لیگ پانزدهم امتیاز به دست بیاورند.

در مسابقه با سایپا هم مثل بیشتر هفته‌های نیم‌فصل دوم فصل گذشته، قرمزها تنها با یک هافبک دفاعی در زمین حاضر شدند تا وظیفه سنگین مرد شماره 11 در ساختار تیم برانکو حفظ شود. در شرایطی که بیشتر تیم‌های لیگ از دو هافبک دفاعی استفاده می‌کنند، پرسپولیس ترجیح می‌دهد به حضور کامیابی‌نیا در این پست اکتفا کند و همه درگیری‌های میانه میدان را به او بسپارد. این بازیکن نه تنها با موفقیت از پس این وظیفه برآمده، بلکه حالا تبدیل به مهره کامل‌تری شده است. هافبک ملی‌پوش پرسپولیس، حالا ظرافت و هنر را به جنگجویی همیشگی‌‎اش اضافه کرده تا کمال‌الملک میانه میدان تیمش باشد. بازیکنی در حال به کمال رسیدن در خط هافبک تیم برانکو.

الله اکبر

22 فراز و نشیب موشک هامبورگیِ پرسپولیس

مهدی مهدوی کیا که از او به عنوان یکی از موفق‌ترین لژیونرهای فوتبال ایران یاد می شود متولد دوم مرداد 1356 است و فوتبال خود را از باشگاه بانک ملی آغاز کرد.


1- شروع فوتبال؛ بانک ملی
مهدی مهدوی کیا فوتبال خود را از تیم جوانان تهران و زیر نظر علی دوستی آغاز کرد. او در پست مهاجم و با شماره 10 در ترکیب زردپوش جوانان تهران در مسابقات قهرمانی کشور حضور یافت و عنوان آقای گلی و مهارت فنی را به دست آورد. در ادامه به همراه علی دوستی به تیم بانک ملی رفت و دوران شکوفایی خود را آغاز کرد تا با پیشنهاد پرسپولیس مواجه شود.

 


2- رکوردشکنی با شماره 20
مهدوی کیا در اولین دربی خود موفق شد با پاس گل روند نتیجه نگرفتن های پرسپولیس برابر استقلال را بشکند. ضربه سر دیدنی او پاس گلی برای ادموند بزیک مهیا کرد تا او یکی از گل های برتر دربی را به ثمر برساند و روند شکست ناپذیری استقلال نیز شکسته شود. مهدوی کیا در آن بازی با شماره 20 برای پرسپولیس به میدان رفته بود.

 


3- حضور در پرسپولیس؛ جانشینی آقای گل
مهدوی کیا در سال 74 و در حالی که 18 سال داشت راهی پرسپولیس شد. جانشینی فرشاد پیوس در دیدار دربی که خداحافظی آقای گل نیز محسوب می شود برای او همراه با دریافت پیراهن شماره 17 و البته گلزنی در این دیدار حیثیتی همراه بود تا جشن پیوس را زیباتر کند و آقای گل بابت سپردن پیراهنش به جوان اول فوتبال ایران در آن زمان غره شود.

 


4- گل دیدنی شماره 2 به چین
تیم ملی پشت دیوار چین به مشکل برخورده بود و تنها با شوت دیدنی مهدوی کیا موفق شد از این مسیر عبور کند. تیم تحت رهبری مایلی کهن در پکن و مقابل دیدگان نزدیک به 60 هزار چینی موفق شد با نتیجه 4 بر 2 از سد میزبان مدعی صعود به جام جهانی عبور کند که در آن بازی مهدوی مهدوی کیا یکی از به یادماندنی ترین نمایش های خود با پیراهن تیم ملی ایران را ارائه داد.

 


5- حماسه در بازی قرن
ایران – آمریکا؛ جدالی که به بازی قرن معروف شد. در آن بازی هم مهدوی کیا با فرار دیدنی خود روی پاس علی دایی گل دوم و پیروزی بخش ایران را به ثمر رساند تا فوتبالدوستان کشورمان به جشن و پایکوبی در سراسر ایران بپردازند.

 


6- حضور در فوتبال اروپا
مهدوی کیا به عنوان جوانترین فوتبالیست ایران راهی اروپا شد و تیم بوخوم را برای آغاز دوران حرفه ای اش در قاره سبز انتخاب کرد. در اولین بازی این بازیکن در بوخوم سرمربی زدن ضربه پنالتی را برعهده این بازیکن گذاشت تا روز خاطره سازی در ذهن ایرانیان شکل گیرد. مهدوی کیا بعد از 6 ماه حضور در بوخوم راهی هامبورگ شد.

 


7- میتی میتی در بندر
مهدوی کیا از همان روزهای ابتدایی حضورش در بندر هامبورگ به یکی از محبوبترین چهره های این تیم در سکوها بدل شد. تا جایی که در هر بازی با فرارهای دیدنی موشک با شعار میتی میتی او را همراهی می کردند.

 


8- فرش ایرانی
در روزهایی که انتقاد به مهدوی کیا در فوتبال ایران رو به افزایش بود، باشگاه هامبورگ در طرحی خلاقانه مهدوی کیا را سوار بر فرش ایرانی در آسمان شهر قرار داد تا ارزش ستاره ایرانی اش را به رخ بکشد. در آن روزها مهدوی کیا ستاره بی چون و چرای هامبورگ در بوندسلیگا محسوب می شد و در پایان فصل توانست عنوان بهترین پاسور بوندسلیگا را به خود اختصاص دهد.

 


9- طوفان مهدوی کیا در تورین برابر یوونتوس
مهدوی کیا در حضور هامبورگ در لیگ قهرمانان اروپا یک نفره طوفان به پا کرد تا ستاره ایتالیایی را محو خود کند. درخشش مهدوی کیا در تورین با یک گل و دو پاس گل و یک پنالتی شبی درخشان در تاریخ این باشگاه و مهدوی کیا ثبت کرد. نکته جالب توجه این بود که مارچلو لیپی به عنوان سرمربی این تیم و در حالی که ستاره هایی مثل زیدان، ادگار داویدز، لیلیان تورام، دیدیه دشان، دل پیرو، اینزاگی و ... را در اختیار داشت برای اینکه مهدوی کیا را مهار کند مجبور شد از ادگار داویدز نیز برای حمایت تورام استفاده کند و او را نیز در پست نزدیک به مدافع فرانسوی به کار گیرد، هر چند این اتفاق هم مانع ترکتازی های مهدوی کیا نشد.

 

 

10- انتخاب به عنوان مرد سال آسیا
مهدوی کیا در دورانی که هنوز کنفدراسیون فوتبال آسیا شیوه جدید خود برای انتخاب بازیکن برتر آسیا را در پیش نگرفته بود موفق شد با توجه به درخشش خود عنوان مرد سال قاره را کسب کند. ر سال 2003 پس از خداداد عزیزی و علی دایی، مهدی مهدوی کیا سومین بازیکنی از ایران شد که عنوان مرد سال فوتبال آسیا را کسب کرد. مهدی مهدوی کیا در آن هنگام همراه با تیم هامبورگ آلمان در بوندس لیگا خوش می درخشید. هواداران هامبورگ به او لقب موشک ایرانی داده بودند. وی در 111 بازی ملی موفق شد 13 گل ملی به ثمر برساند.

 

 


11- سفید و سیاه در جام ملت های چین
در جام ملت های 2004 باز هم مهدی مهدوی کیا در چین نامش بر سر زبان ها افتاد. در تورنمنتی که هم به خاطر حمایت از علی دایی کارت قرمز داور را مقابل دیدگان خود در دیدار برابر بحرین دید و هم با سه پاس گل دیدنی اش به علی کریمی در دیدار برابر کره جنوبی روز فوق العاده ای برای فوتبال ایران در برتری 4 بر 3 مقابل این حریف نامدار ساخت.

 

 

12- کاپیتانی در لیگ قهرمانان اروپا
مهدوی کیا تنها بازیکن ایرانی است که موفق شده در لیگ قهرمانان اروپا بازوبند کاپیتانی تیمش را بر بازو ببندد. موشک هامبورگی ها که جزو باسابقه ترین بازیکنان این تیم محسوب می شود در بازی برابر پرتو پرتغال در لیسبون به عنوان کاپیتان تیمش را رهبری کرد و البته در آن بازی شکست خوردند.

 


13- درگیری با توماس دال
در سال های پایانی حضورش در هامبورگ و در حالی که جزو گرانترین بازیکنان این تیم محسوب می شد، باشگاه بر اساس سیاست جدید مالی خود با این بازیکن ایرانی به توافق نرسید تا همین اتفاق توام شود با اختلافات مهدوی کیا و توماس دال، سرمربی وقت هامبورگ. نیمکت نشینی ای که توام بود با نتایج ضعیف هامبورگ اما حمایت طرفداران هم زمینه ساز بازگشت مهدوی کیا به ترکیب اصلی نشد تا این بازیکن راه حضور در آینتراخت فرانکفورت را در پیش بگیرد.

 


14- خداحافظی 57 هزار نفره در هامبورگ
پایان کار مهدی مهدوی کیا در فوتبال آلمان و خداحافظی بعد از 11 سال از تیم بندرنشین. مهدوی کیا در حالی که روی دوش ونسانت کمپانی، کاپیتان تیم ملی بلژیک، خوان پابلو سورین، کاپیتان سابق آرژانتین و رافائل فن در فارت، کاپیتان سابق تیم ملی هلند قرار داشت و 57 هزار نفر با تشویق و اشک های خود او را بدرقه می کردند از این تیم خداحافظی کرد و به کارش خاتمه داد.

 

 


15- خاطره ناخوشایند در فرانکفورت
حضور دو ساله مهدوی کیا در فرانکفورت علیرغم اینکه در سال اول برای او شرایط خوبی به وجود آورده بود در سال دوم منجر به اختلافات بین او و باشگاه شد. مهدوی کیا با قراردادی 2 میلیون یورویی در هر فصل به عنوان یکی از گرانترین خریدهای فرانکفورتی ها به این تیم اضافه شد اما بحران مالی باشگاه باعث شد تا مهدی در فصل دوم باز هم به خاطر مخالفت با سیاست های مالی باشگاه به نیمکت ذخیره ها تبعید شود.

 


16- بازگشت به فوتبال ایران و دوری از پرسپولیس
در حالی که تصور می شد مهدوی کیا در بازگشت به فوتبال ایران راهی پرسپولیس شود، بی اعتنایی مسوولان این باشگاه باعث شد تا او مجبور به حضور در استیل آذین شود. سقوط به همراه این تیم او را راهی داماش گیلان شود و این در حالی بود که او اعلام کرد حاضر است بدون دستمزد برای سرخ ها به میدان رود. حضور به مدت نیم فصل در تیم داماش و در حالی که حمید استیلی از پرسپولیس برکنار شده بود باعث شد تا او به درخواست رویانیان به پرسپولیس برگردد.

 


17- بازگشت به پرسپولیس و طوفان در دربی
حضور دنیزلی در پرسپولیس باعث بازگشت این ستاره دوست داشتنی شد. البته دنیزلی از مهدوی کیا به عنوان بازیکن رزرو بیشتر سود می برد اما مهمترین حضور او به بازی در دربی بازمی گردد که موفق شد پاس گل دوم و تساوی بخش این تیم در برتری سه بر دو را به ایمون زاید دهد. او در پایان فصل جزو لیست کهکشانی رویانیان باقی ماند و در حالی که بیشتر بازیکنان از تیم اخراج شده بودند در 10 بازیکن باقیمانده فصل بعد باقی ماند.

 


18- همکاری با ژوزه مانوئل؛ ناکامی در جام حذفی
در حالی که حضور پیرمرد اخموی پرتغالی این بازیکن بار دیگر به پست هافبک دفاعی منتقل شده بود چند بازی ثابت برای این تیم به میدان رفت و با اخراج مانوئل و حضور یحیی گل محمدی به نیمکت منتقل شد. نیمکت نشینی مهدوی کیا باعث تصمیم او برای خداحافظی نهایی از فوتبال شد و اعلام کرد در پایان فصل و بازی فینال جام حذفی از دنیای فوتبال خداحافظی خواهد کرد. این تصمیم او باعث شد تا گل محمدی او را از لیست تیمش در بیشتر بازی ها کنار بگذارد و در بازی فینال برای دقایقی کوتاه به او میدان دهد. تغییر کیفیت ملموس پرسپولیس در بازی فینال جام حذفی و در دقایقی که مهدوی کیا به زمین آمده بود کاملا قابل مشاهده بود، هر چند دست او در نهایت از رسیدن به جام کوتاه ماند.

 


19- خداحافظی غریبانه آقای موشک
در حالی که یکصد هزار هوادار پرسپولیس بهت زده از ناکامی این تیم در فینال جام حذفی روی سکوها غمگین بودند، مهدوی کیا در زمین ماند و بعد از ثانیه هایی مسیر چهارگوشه زمین را در پیش گرفت. مهدوی کیا بدون حضور همبازیانش که برای فرار از تیغ انتقادات راهی رختکن شده بودند خداحافظی غریبانه خود را از فوتبال برگزار کرد و این در حالی بود که تنها عکاسان و تدارکات باشگاه او را همراهی می کردند.

 


20- موشک یکی از 11 مرد تاریخ هامبورگ

در مهر ماه سال 91 و در جشن 125 سالگی باشگاه هامبورگ او به افتخاری فوق العاده دست یافت و در بین 11 بازیکن تاریخ این باشگاه قرار گرفت. در این جشن که با حضور مدیران تاریخ این باشگاه، مدیر فدراسیون فوتبال آلمان و برخی مقامات سیاسی آلمان برگزار شد مهدوی کیا بعنوان یکی از 11 مرد ترکیب تاریخ این باشگاه معرفی شد تا افتخاری بزرگ در کنارنامه خود ثبت کند.

 

 

21- حضور در بین ستاره ها در تیم منتخب
مهدوی کیا به عنوان یکی از ستاره های قابل اعتنای فوتبال ایران بارها به مسابقات خیریه و نمادین که توسط انجمن های جهانی برگزار می شود دعوت شده و در کنار ستارگان بی بدیل فوتبال جهان مثل زیدان، رونالدینیو و ... قرار گرفته است.آخرین حضور او در ترکیب تیم منتخب جهان با هدایت خوزه مورینیو بود که این بازیکن در کنار ستاره هایی مثل میشل سالگادو، دوایت یورک، کلارنس سیدورف، مارسل دسایی، فابیو کاناوارو، اتوئو و لوئیس فیگو و کارلس پویول بازی کرد.

 

 



22- آغاز مسیر مربیگری

مهدوی کیا بعد از خداحافظی از دنیای فوتبال مسیر آکادمیک مربیگری خود را با حضور در جمع کادرفنی مربی ای که نقش ویژه ای در موفقیت او داشت آغاز کرد و علی دوستی را برگزید. در ادامه نیز آکادمی کیا که پرورش استعدادهای فوتبال را در پیش گرفته به جایی تبدیل شد که مهدوی کیا از میان کودکان کم و سن و سال به دنبال موشک بعدی فوتبال ایران باشد. او با سال ها تجربه حضور در فوتبال مدرن و آکادمیک آلمان با ایده های نابی وارد فضای بازیکن سازی در ایران شد، به این امید که بتواند «مهدوی کیا»های جدیدی معرفی کند.