خیلی ها وارد این فوتبال شدند و رفتند. ده ها، صدها و هزاران جوان ایرانی روی زمین های چمن فوتبال بازی کردند و رفتند. یادی از آنها نماند. خیلی های شان فراموش شدند.

خيلي ها به محاق تنهايي و عزلت رفتند، خيلي ها شجاعت و اعتماد به نفس شان را از دست دادند و خيلي ها محو شدند. از همين نسل قبلي، همين نسلي كه به تازگي و طي يكي، دو سال گذشته از فوتبال رفته نيز افراد زيادي را سراغ داريم كه رفتند پي كارشان. نه خبري، نه نشانه اي و نه آدرسي اما بازيكنان بزرگ، آنهايي كه روح بزرگي دارند، هميشه مي مانند. مثال و مصداق مي خواهيد؟ همين علي كريمي! همين بازيكني كه با رأي اكثريت اهالي فوتبال در شب افزايش چند برابري آراي مردمي، به عنوان محبوب ترين بازيكن دو دهه اخير فوتبال ايران معرفي شد.

او را به خاطر برخي مسائل، خيلي ها «عاصي» خطاب كردند و خيلي ها او را «حاشيه ساز» خواندند اما كريمي، يكدانه فوتبال ايران بود. كسي كه به جاي خانه ساختن در دل مديران فوتبال ايران، قلب ميليون ها هوادار فوتبال را تسخير كرد. كسي كه هرگز مقابل زياده خواهي ها ساكت نماند و هيچ وقت مقابل بي معرفتي ها سكوت نكرد. هرچه ديد، با زبان اعتراض، گفت. هرچه بدي و رياكاري بود، عيان كرد.

مي خواستند او را ساكت كنند، مي خواستند با پول هاي بادآورده شان، كريمي را تطميع كنند ولي در نهايت چه شد؟ كريمي همان پسر شجاع دلي بود كه آزادانه به همه شان تاخت. او هرگز عوض نشد و تغيير نكرد. نظريه اي در روانشناسي براي امثال كريمي وجود دارد با اين عنوان كه «نوابغ، بر لبه ديوار جنون و اتفاقات حركت مي كنند» و اين نظريه چقدر تعريف خوبي است براي نشان دادن شخصيت كريمي. او يك نابغه است. برخي، در اين سال ها، بر چهره اش پنجه كشيدند اما چه شد؟ دست شان زخمي شد و چهره كريمي محبوب تر!

هيچ كس نتوانست مِهر كريمي را از دل مردم بزدايد. او هر روز محبوب تر شد و در هر نظرسنجي، نفر اول بود. استقلالي ها و هواداران تيم هاي ديگر هم دوستش داشتند. كريمي دردانه فوتبال ايران بود، كسي كه هيچ شباهتي به باقي فوتباليست ها و مربيان ايراني ندارد. كسي كه مقابل چشم خيلي ها ايستاد و حرفش را زد. از هيچ كس نترسيد، شجاعتش را داشت كه «پشت پرده» با كسي نبندد و مثل ديگران، پشت سر كسي حرف نزند.

اگر خداوند، شاهين اقبالِ محبوبيت را بر شانه اش نشانده، بي دليل نيست. كريمي لياقت اين همه توجه و محبوبيت را دارد. نه تنها روزي كه با كرشمه ساق پايش، از زمين جدا مي شديم و به خاطر دريبل زدن بهترين مدافعان آسيايي و جهاني، بغض مي كرديم، حالا كه از فوتبال كنار رفته، به خاطر رفتارهايش او را تحسين مي كنيم. به خاطر اينكه حتي نيمكت تيم ملي را به خاطر «تبعيض» نپذيرفت تا مثل يك جنتلمن زندگي كند. او، علي كريمي است، نامي كه هرگز از يادها نمي رود و هميشه مي درخشد. مگر مي شود اين جادوگر را دوست نداشت؟

کریمی حالا به جایگاهی رسیده که حتی در سایت های آبی هم از انتخاب او به عنوان «محبوبترین بازیکن ایران» ناراحت نیستند!